هالالار آی هالالار

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش110

هالالار آی هالالار

داغدالاچين بالالار

آنابالاسين وئرمز

بلکــه زورلاآلالار

ترجمه

ای مردم و ای انسانهای کره زمین به این موضوع بنگرید

درکوه پرنده لاچین زایمان می کند

هیچ مادری فرزندخودرا به احدی نمی دهد

مگر بازور ارعاب از دستش بگیرند

درفطروذات مادران دلبستگی و علاقه خاصی به فرزندان نهفته است , مادر بخاطر آسایش و رفاه فرزندش سختی های روزمره زندگی را به جان می خرد ودربرابرحوادث گوناگون ورخدادهای تلخ روزگار وعملکرد ننگین زورگویان عالم مقاومت می کند ودنیای خودرا بخاطر دنیای فرزندش به خطرمی اندازد تاآسیبی به فرزندش واردنشود

گـؤل درديم بوداغينان

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش109

گـؤل درديم بوداغينان

سلانيب گؤل بوداغينان

سنه ياخشی دئمزلــر

مـن اؤلسم بو داغينان

ترجمه

گل را با شاخه اش برچیدم

گل باشاخه اش آویزان شده است

نسبت خوبی به تو نمی دهند

اگرمن بااین داغ بمیرم

زندگی پستی ها و بلندی هاداردتک تک لحظات حیات پراز ناهمواریها و نامرادی ها و ناامیدی ها وحتی امیدها و آمالها و مقصودها و آرزوهاست , گذر زمان همه چیز را نشان می دهد وهراتفاق و رخدادی را بصورت واضح و آشکار تبیین و تفسیرمی کند

آنچه که د ردرون ماجریان دارد دراثرگردش روزگار با توجه به شرایط موجود زمانه خود به خود آشکارمی گردد وزمینه را برای حوادث آینده فراهم می سازد , خوب بودن و بدبودن آن بستگی به حرکت و اقدامات مادارد , اگر تدبیرها و چاره های ما دقیق و سنجیده باشد نتایج حاصله آن مفید و دلنشین و بروفق مراداست ولی اگر اقدامات ما سطحی و بر اساس و هواوهوس و تمایلات زودگذر وبدون تفکر و اندیشه باشد ثمره آن برخلاف مراد و خواسته ماخواهد شد

دراین بایاتی موضوع اصلی گله و شکایت ازاعمال انسانهاست , گاهی اوقات کارهای انجام می دهیم که دل همنوع خودرا می شکنیم , لحظه آنی رادرنظرمی گیریم وفقط درفکر منافع شخصی وگذران زندگی خودیم وکاری به این نداریم که گفتارو عمل مادرروند دیگران چه تاثیری دارد ودرفکر خوشی چندروزه دنیای خودیم

همه چیز را ازهرراهی برای خود می خواهیم وتصورمان این است که ازهمه زرنگتریم وازقافله عقب نمانده ایم وتمرکز اصلی مان رسیدن به مقام ومنصب وحفظ وضع موجود و اندوختن ثروت بیشماراست .

پاکی و صداقت از وجودمان رخت بربسته وسنگدل شده ایم تکبرو غروردردرون مان موج می زند راه درست اندیشیدن و عمل کردن را ازماسلب کرده است به عاقبت اعمالمان نمی نگریم روزجزاو محاسبات آن عالم را فراموش کرده ایم , مدعی و زیاده طلب شده ایم , انتطارداریم زمین وزمان و موجودات عالم هستی تحت سلطه ماقرارگیرند وازمابدون چون و چرااطاعت کنند فرمان فقط فرمان ماباشد . خدابدادهمه مابرسد

گـــول  اکديم گول مکاندا

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش108

گـــول اکديم گول مکاندا

يئرينـــی بيل گول مکاندا

سن گولدون من ده گولدوم

مـــن هاندا گولمک هاندا

ترجمه

درمکان خوب و گلزارگل کاشتم

جایت را درگلزاربشناس و بدان

توخندیدی من هم خندیدم

من کجاو خنده کجا

به مکان زیبا و گلزارو دوست داشتنی جهت سیرو سیاحت وکاشتن گلهای زیبا و متلون رفتم واز آب و هوای زیبای آن لذت بردم , درفکر این بودم که دراین برهه حساس زمان وگردش گردون دون پرور جا و مکانم درکجاست ودرکجای عالم هستی قرارگرفته ایم وبخاطر بهره مند شدن ازمواهب عالم هستی چه باید کرد

اگر برچهره دنیا و عالم هستی نخندیم آن هم به ما نخواهد خندید اگرگریه کنیم او هم گریه خواهد کرد , هرچیزی و هراتفاقی بستگی به عمل مادارد , اعمال ما ازتفکر و اندیشه مان نشئت می گیرد اگراندیشه و دیدمان عالی باشد دریافت مان از مواهب هستی عالی خواهد شد , اگرافکارمان آلوده به خبث باشد آنچه که درومی کنیم به جز خباثت و زشتی چیزی نخواهد شد

اگرعاشقانه به مفاهیم بنگریم ولطف اورا خواهان باشیم ازچشمه فروزان هستی خواهیم نوشید , باید صفحه دل را گشود وازگردونه هستی بهره برد وباید فیض خورشیدرا درک کرد , این درک کردنها با عمل خالص و بی ریا امکان پذیراست نباید ترک شاهد و ساغر کرد باید رندانه به اوضاع نگریست وخوبی ها وخوشی ها ی آنرا نصیب خود کرد وزشتی ها و خباثت ها را به زباله دانی تاریخ سپرد

اگر این دنیارا باخوبی و خوشی وبراساس اصول معشوق به پایان رسانیم دنیای دیگرمان هم خوب وگوارا خواهد شد واگر برعکس آن عمل کنیم بازنده هردوجهان خواهیم شد

کوينه يين او ياخاسی

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 107

کوينه يين او ياخاسی

درد گليب او ياخاسی

قوی منيم اليم اولسون

دؤشمنين او ياخاسی

ترجمه

به یخه پیراهن خودبادقت بنگر نشانه خاصی داردبیانگر اقدامات تاریکت می باشد

به اثرات و زخم های وارد شده و درد آن را ملاحظه کن که روزی گریبانگیرت می شود

بگذاردردستهایم باشد که از اقدامات ننگینت نمی توانی فرارکنی درمحاصره ام هستی

گریبان دشمن ظالم و زیاده خواه و طغیانگر دردستانم قراردارد

ازبدو خلقت بشردرروی زمین , درگیری وکشمکش مابین ظالم و مظلوم درجریان است , ازعجایب خلقت عالم هستی است این برخورد ها باید وجود داشته باشد ثمره اصلی این خصومتها رشد و بالندگی است

دردنیا دوجبهه اصلی وجوددارد حق , باطل , این دوجریان درمقابل هم قرارگرفته اند هرکدام از این دوجریان خصوصیات و ویژگی خاص خودرادارند , ازعلائم اصلی جبهه باطل , تکبروخودخواهی , جاه طلبی ومقام پرستی , زیاده خواهی , استکبار , ثروت اندوزی , کاخ نشینی وغارتگری , خون ریزی وکشت و کشتارو سلطه طلبی است , هرگروه وجریان ویا هرحکومتی اگر این علائم راداشته باشد درجرگه باطل قراردارد

علائم و خصوصیات جبهه حق : لطف و صفا , مهرو مودت , ایثارو ازخود گذشتگی , عدل و داد , تلاش برای ارتقا توان و رفا عمومی , خلاقیت و نوع آوری , علم و دانش , تکیه برنظرمتقن ومنطقی دانشمندان و کارشناسان , البته علم و دانش و ابتکارو نوع آوری درجبهه باطل هم وجود دارد

درجبهه باطل ازعلم و دانش و خلاقیت جهت رسیدن به مقام منصب وازدیاد ثروت وگسترش سلطه استفاده می کنند ولی جریان حق ازعلم ودانش و ابتکاروخلاقیت جهت رشد وتوسعه رفاه عمومی وتقویت استعدادها واصلاح امور واجرای عدالت استفاده می کند

این بایاتی به جبهه حق و انسانهای حق طلب توصیه می کند که باقاطیعت تام دربرابر ستم ستمگران ایستادگی کند

شفته لــــی يم کالام من

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش106

شفته لــــی يم کالام من

ديليم يوخـــدورلالام من

وارلی يئرده ن قيز سئوديم

پول تاپماديم آلام مـــن

ترجمه

من همانندشفتالوی کالاو نارسیده ام

من زبان ندارم لالم

درمحفل ثروتمندان و مرفهین بی درد دختری را دوست دارم ولی توانایی رسیدن به آن ندارم

درآمد آنچنانی برای عروسی ندارم

هرکس باید براساس توانایی مالی و استعدادذاتی خوداقدام به کاری بکند اگرتناسب و میزان را درزندگی رعایت نکنیم به مشکل برمی خوریم , سلامتی ناب وداشتن آرامش درزندگی به تفکر و اندیشه و اقدامات سنجیده ما متکی است

اگر خواست هامان براساس اصول و روش منطقی و معقولانه باشد درعمل موفقیم ولی اگر خواهش ها بیش از حد امکانات باشد دچاریاس و ناامیدی می شویم وشرایط برای ما سخت می شود بجای رشد و تعالی به پس رفت و انحطاط رسیده و موجب دلسردی ازتداوم زندگی خواهد شد

ازجمله علل اصلی وجود ناهنجاریها و کشمش ها مابین انسانها عدم رعایت اصول درحیات است اگر به داشته های خود قانع نباشیم وبراساس استعداد خود و شرایط موجود زمانه عمل نکنیم عدم موفقیت شامل حال مامی گردد

این یک اصل منطقی است یک نفرنمی تواند همه کس شود وهمه چیز را بداند وهمه چیز را داشته باشد , اگر خواسته اش را تعدیل نکند دچارانحراف و شقاوت می گردد, وقتی وجودخودرا به زیاده خواهی عادت دهیم واطراف خودرا نبینیم وزندگی انسانها وهمنوعان خودرا نادیده بگیریم وبه خواسته های معقول آنها بی اعتنایی کنیم وشیوه تکبرو گردنکشی وغارتگری را برگزینیم دراین نوع نگرش و عمل به خود و اطرافیان ضربات جبران ناپذیری خواهیم زد

ممکن است دراثرتقلب وریا,وزور,و ارعاب به مقامی وبه پستی ونهایتا ثروتی برسیم این ظاهرقضیه است درلحظه آنی زندگی خوشی داریم ولی درباطن خوشبخت نیستیم چون آرامش نداریم .این بایاتی به ما می گوید که براساس امکانات و استعدادهای خودخواسته هارا تنظیم کرد و درقالب خود سیرکرد

  چن دومان دوزه نئی لر ؟

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش105

چن دومان دوزه نئی لر ؟

زولفون تک اوزه نئی لر؟

اووبيزيم اوولاق بيزيـم

ياد اووچو بيزه نئی لـر؟

ترجمه

بخارو دود ,شقاوت و تاریکی نمی تواند برراستی و صداقت غلبه کند

به زیبایی چهره درخشانت سیاهی ها اثرنمی کند

شکارمتعلق به ماست شکارگاه مال ماست

بیگانه نمی تواند برعلیه مااقدام کند

شقاوت و تاریکی هرچقدرگسترده وعالم گیرباشد وهمه جارا تحت سلطه خود قراردهد وبا بازوان رسانه قوی خود وبا بکارگیری متخصصان وهنرمندان روزگارحیطه خودرا افزایش دهد وزمین وزمان را مسخرخود سازد باهرنوع قدرتی که داشته باشد توانایی خاموش کردن شعله های فروزان حق را ندارد

هرچند باطل درپهنه گیتی اندک زمانی دست وپا می زند وعده ای را فریب می دهد وبعضی ها به وجود ظاهری او پی می برند واورا ستایش وتمجید می کنند متاسفانه ازحقانیت ثابت بودن حقیقت غافلند وشیفته آرایش ظاهری باطل شده اند درحالی به عمق و کنه آن پی نبرده اند .عمرسیاهی ها کوتاه است ظلمات و تاریکی روبه زوال و فناشدن است , خورشید درخشان حقیقت تاابد باقی است

این بایاتی به درک حقایق هستی دعوت می کند دربرابر حق چیزهای پوچ و بی ارزش نابود شدنی است , آنچه که متعلق به انسان است , حقیقت هستی اوست , زمین و زمان ومکان به انسان تعلق داردوباید از آن بصورت بهینه استفاده کند اگر انسان به ارزش واقعی خود بنگرد وچگونگی وجودخودرا ارزیابی کند ومنظورازهستی خودرا ادراک کند وبه فرجام و عاقبت عملش فکرکند وهمه چیز را آنی و بیهوده تلقی نکند وبه اصل موضوع توجه کند به مفهوم واقعی انسان بودنش پی خواهدبرد

چای آخار داغی نئی لر؟

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش104

چای آخار داغی نئی لر؟

باغچالار باغی نئی لــر

بيرچيراق حــاقدان يانا

اوچيراق ياغی نئی لـر

ترجمه

رودجاری از بسترکوه چه کارها که نمی کند

اثرخودرا برروی باغ و باغچه ها می نهد

چراغی که ازحق می سوزد

نیازی به روغن ندارد

سیرو حرکت مکاران روزگار درعرصه وجود موقتی و زودگذراست غوغا و هیاهوی زیادی توسط ظالمان وستمگران برپامی شود وفجاردهر ازقدرت رسانه ای قوی برخوردارند وبرای هرکاری و هرعملی از قبل تدبیر و اندیشه می کنند و اتاق فکر دارند باایجاد رعب و وحشت ودروغ و حیله افرادسطحی نگر را فریب می دهند وترسوهارا می ترسانند تابه مقاصد شوم خود نائل آیند

دربعضی جاها به ظاهر موفقند وتوانسته اند افرادترسووظاهرپرست را به تیم منفورخود جذب کنند ودنیارا به خاک و خون بکشند وعرصه رابه زمین و زمان تنگ سازند وازخون بی گناهان ومحرومان و بی بصیرتی روشنفکرنماها برای خود کاخ ها و بناهای مستحکمی بسازند وچندروزی به عیش و نوش وخوشگذرانی مشغول باشند از درک این موضوع عاجزند که روزی بساط خوشی آنهابرچیده خواهد شد وگردو خاک باطل ازصحنه گیتی محوخواهد گشت وچراغ حقیقت درپهنه گیتی روشن خواهدشد

این بایاتی موضوع حق طلبی را بصورت دقیق و شفاف بیان می کند , حرفی که حق باشد نیاز به اماو اگر ندارد عملی که حق باشد به توجیه نیازندارد درهرکجاکه باشد خودرا نشان می دهد وواضح و آشکاراست درپاکی و صداقت شک و شبهه معنی ندارد ممکن است افراد ناباب بخاطرانحرافات و آلایش و زنگارهای درونی ازدرک آن عاجز باشند اگر درونها پاک و زلال گردد درک حقیقت سهل و آسان است

چه میشود کرد که مقام پرستان , ثروت اندوزان از راه نامشروع دلالی و سوداگری وسفته بازی , دنیاطلبان , خودخواهان , متکبران , مستکبران , مرفهین بی درد ازدرک حقایق هستی عاجزند

عـــزيزيم ياناراودا

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش104

عـــزيزيم ياناراودا

پــــروانه يانار اودا

درديمی کيمه دئسم

حاليمــه يانار اودا

ترجمه

اودرآن آتش می سوزد

پروانه در آتش می سوزد

اگردردم را به کسی بگویم

اوهم به حال من خواهد سوخت

دردیدن ها , سوختن هاست , هرکس به فراخورحال ودریافت خود ازعالم هستی چیزهایی حس می کند ,اندرونها متفاوت است به تناسب بینایی اندرون , هرکس به اوج لذت یا عذاب می رسد , مجموعه لذایذ ویا معذب شدنها براساس دید وتفکر و باورها ایجادمی شود

اگرعرصه را برای خود تنگ سازیم ودیدمان رادرزاویه خاصی بصورت محدود تنطیم کنیم حاصل آن عذاب دردناک ولذت نبردن ازمواهب حیات است , قدرت تفکر انسان نقش سازنده درروند تحولات حیات او دارد درهرکجاکه باشیم حتی در گلستان سرسبز نشیمن اختیارکنیم اگر تفکر و اندیشه مان منفی باشد ازفضای زیبا ودوست داشتنی به نحو مطلوب استفاده نخواهیم کرد

برای درک خوبی ها وخوشی های زندگی باید وجود خویش را تغییرداد وامواج بیکران منفی بافی را ازخود زدود وذهن را به جانب حقایق مثبت و سازنده سوق داد درهرحرکتی درد و المی نهفته است اگر درفکرمان درد باشد واقعا آن را احسا خواهیم کرد

دراین دنیای فانی هیچ چیز بدون درد و رنج نیست درهمه پدیدهای هستی محنت و رنج وجود دارد واین ماهستیم که باید با اتخاذ تدابیر خاص و پاک سازی ذهن ازافکارمزاحم ومنفی بادرد و رنج به مقابله برخیزیم

نیازی نیست دردها و محنت های خودرا با دیگران درمیان بگذاریم اگر مصائب را به این و آن بگوئیم به جز ازدیاد رنج و محنت بهره ای نخواهیم برد باید مصیبت هارا دردرون خفه کرد وبا افکارخوب و خوش آیند آن را ازاذهان زدود

بیان درد به دیگران به ظاهر خالی کردن خود است ولی درباطن اثرات منفی دارد , درد را باید به دردمندگفت , مخلوق دردمند نیست , درد را باید به خالق هستی گفت وازاو استمداد طلبید , دیگران مخلوقند توانایی حل آن را ندارند راه حل های اراده شده توسط دیگران مقطعی و مسکن است , ناجی اصلی اوست وباید با او باشیم وهمه چیز را به او بگوئیم البته نباید گله و ناشکری کرد نقطه مقابل درد خوشی و نعمت است باید خوشی هارا دید تا به آرامش رسید .این بایاتی مردم به نشردرد محنت توصیه می کند که قابل قبول نیست

عزيزيم  آشماق اولمـــاز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش103

عزيزيم آشماق اولمـــاز

قارلی داغی آشماق اولماز

قضا ايشين ايشللـــــه ر

قضادان قاشماق اولمــاز

ترجمه

فتح کردن سخت است

کوه آلوده به برف را نمی توان فتح کرد

قضاکارخودرا می کند

ازقضا و تقدیر نمی توان فرارکرد

زندگی پستی و بلندی وخوشی و ناخوشی دارد , روزگارهمیشه بروفق مراد وخواسته مانیست , گاهی اوقات شاهد رویدادهای تلخ وناگواریم , همه این تلخی هاازاراده ماخارج است , آنچه که طالب آنیم به آن نمی رسیم , برای رسیدن به خواهش ها ی خود باید ازگردنه ها وکوههای سرسخت عبورکرد دربعضی موارد باتلاش و کوشش بیشماروخستگی ناپذیر وفقه ناپذیر میتوان به خواسته خود رسید واما بعضی ازاتفاقات وحوادث ناگوار وناخوش آیند برخلاف خواسته های ماست ونمی توان از آن دورشد قضای الهی وتقدیر نوشته شده جزء همین موارد خاص است اوکارخودرا انجام می دهد مقابله بااو غیرممکن است وباید تسلیم تقدیر شد

عـــزيزيم آی اوتانماز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش102

عـــزيزيم آی اوتانماز

گون دوغار آی اوتانماز

ازلـدن اؤزون سئودين

نه دوندون آی اوتانماز

ترجمه

ماه خجل و شرمنده نمی شود همیشه پابرجاو استواراست

خورشیدمی زاید وماه شرمنده نمی شود دراصطلاح عوام خورشید را ماده می دانند که خرافات است

ازاول خودت خواسته ای

دلیل عقب نشینی وپشیمانی چیست

متاسفانه خرافات وتشبیهات غلط درادبیات شفاهی مانفوذ کرده ونسبت دادن زایش به خورشید درست نیست پیشینیان راه خطارا پیموده اند بخشی ا زاین بایاتی موضوعات خرافی را بیان می کند وبخش دیگر آن به عوام فریبی ودورغ و حیله عاشق نماهامی پردازد

ریاو نیرنگ , فریب دادن مردم درقالب جملات زیبا و دلنشین ازقدیم بوده وهم اکنون هم زیادشده است , امروزه ثرتمندان و زیاده خواهان وکج اندیشان با اتکا به رسانه های غول پیکر مستکبران دنیارا به انحطاط وانحراف سوق داده اند , بخاطر شهوات ولذات چندروزه دنیوی به هزاران حیله و نیرنگ متوسل می گردند وساده لوحان وساده اندیشان را فریب داده وآنهارا به ورطه گناه می اندازند وازاحساسات لطیف آنها به نفع مطاع ننگین خود سوء استفاده می کنند وبخاطر خوشی دنیای خود دنیای آنهارا مکدرمی سازند وعرصه را برای فریب خوردگان تنگ می کنند .نه شرم دارند , نه حیادارند , نه مفهوم انسانیت می شناسند

بت زمانه را باید شناخت , تجمل گرایی , اشرافیت ازجمله ی بت زمانه اند بت پرستی مدرن درسرتاسردنیای امروز موج می زند , سگ پرستی , هم جنس گرایی , پول پرستی , مقام پرستی , حرص و طمع ازبت های مدرن دهرند, وظیفه ما سنگین تراست , باید بدانیم درکجای گردونه قرارگرفته ایم آیادررکاب پیامبرو امام زمانیم یا درجرگه ابوجهل های زمانه

امروزه حمایت از مرفهین بی درد , سگ بازان , بازیگرنماها , فوتبالیست نماها ودل بستن به فضای مجازی طراحی شده توسط دشمنان بشریت ( اینستاگرام و تلگرام ) قرارگرفتن دررکاب ابوجهل ها و معاویه است

بـو داغدان  آشماق اولماز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش101

بـو داغدان آشماق اولماز

نارنجـــی باشماق اولماز

کوسدورموشم کوسموشم

داهـــا باريشماق اولماز

ترجمه

ازاین کوه امکان ردشدن وجود ندارد

مگر کفش نارنجی هم وجوددارد

به قهرواداشتم و خودم هم قهر کردم

با این کارمگر راه آشتی هم ممکن است

برخورد انسان درقبال حوادث ورخدادهای عالم هستی واعمال و رفتارمردم ویا دوستان و آشنایان چگونه باید باشد ودربرابرهرعملی چه باید کرد ؟ انسان عاقل وپخته ی روزگار بدون تامل و اندیشه دست به کاری نمی زند درمواجهه برهرچیز و عملی براساس روش آن چیز عمل می کند

دردنیا و پیرامون ما چیزهایی وجوددارد که ظاهری ناخوش آیند ولی باطنی نیکودارد وبرنفع مراد و مقصوداست , تمییز و تشخیص ظاهر اشیااز باطن آن نیاز به تمرین و تفکر خلاق دارد

اگر موتورقوه خلاقیت و ابتکاررا به راه اندازیم شناخت واقعیت های زندگی سهل و آسان است , نوع برخوردها , قهرها , آشتی ها , دشمنی ها , خصومت ها , جنگ و جدال ها , صلح و صفاها , هرکدام ا زاینها تعریف و مکان خودرا دارند

باید دانست که درکجاقهرکرد و درکجاصلح و آشتی , این من هستم که نحوه برخورد را با دیگران و محیط هستی تنظیم می کنم , اگر دقت نکنم نتیجه خوبی نخواهم گرفت اگر بی خیال باشم وبه ارزش واقعی خود فکرنکنم آلت دست زمین و زمان و زیاده خواهان روزگارباشم هردوجهان را خراب خواهم کرد

این بایاتی شیوه برخوردهارا به ما گوش زد می کند به ما متذکر می شود که نباید با اقدامات غیرمعقول زندگی را برای خود و اطرافیان تیره و تارساخت , مابرای انسان بودن و آدم شدن خلق شده ایم نه برای وحشی بودن وکشمکش و خصومت و ظلم و ستم

عزيزيم گئده ر قالماز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش100

عزيزيم گئده ر قالماز

آخارسو گئده ر قالماز

وفاليا جان قـــوربان

وفاسيز گئده ر قالماز

ترجمه

می گذرد و می رود باقی نمی ماند

آب جاری می رود و نمی ماند

جان فدای دوست باوفاگردد

بی وفامی رود نمی ماند

هیچ چیزاین دنیا ثابت و ماندگارنیست همه چیز درحال حرکت است درقاموس هستی سکون معنی ندارد کلیه پدیده های عالم ازکل گرفته تااجزای آن درحال رفتن وزایل شدنند البته درهستی چیزی ذاتا عوض نمی شود بلکه ظاهرش تغییرمی یابد و اصل و کنه اش باقی می ماند

منظور از باقی بودن ثابت وراکد ماندن نیست کلیه موجودات عالم هستی درحال حرکتند عمرآدمی درگذراست امروز ما با دیروز و با فردا فرق دارد هرروز حالت و خصوصیات خاص خودرا دارد هیچ چیز تکراری نیست گرچه به ظاهر روز و شب وقوه دید و درک آدمی تکراری به نظرمی رسد ولی درباطن اینگونه نیست

هیچ چیز مثل هم نیست , همه اشیا وانسانها و حتی خود انسان نوعی ظاهر و باطن آن نسبت به هم تفاوت اساسی دارد من دیروزی بامن امروزی متفاوت است , من امروز با من فردا نیز تفاوت دارد , من فردا من جدیداست ویژگی خاص خودرا داراست

باید با استفاده از قدرت تفکر به تحولات و تغییرات من نگریست , من واقعی با من زایل شدنی فرق دارد , من واقعی همیشه جاوید است ولی من ظاهری به مرورزمان پیرو فرسوده می گردد وسپس شکل ظاهری آن محومی شود واما ذات و کنه اش تاابد باقی است , من حقیقی که ماورای جسم ومن ظاهری است اثرجاودانگی دارد .باید سعی کنیم فریب ظواهر عالم را نخوریم وخودرا برای درک حقایق هستی مهیا سازیم

این بایاتی حقایق تکان دهنده ای دربطن خود داردوانسانهای با بصیرت رابیدارمی سازد همه چیز را بامیزان می سنجد وقدرت تشخیص را به خود انسان واگذارمی کند تاخودش چگونگی گذر زمان را احساس کرده و تفاوت هارا دریابد ودوست مخلص و باوفارا از انسان نماها تشخیص دهد وقوه تفکر و اندیشه خودرا بکارانداخته و با اتکا به تجربه و عقل راه خودرا برگزیند

داغـــلاردا  اکين  اولماز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش99

داغـــلاردا اکين اولماز

هئچ کيم سن تکين اولماز

گؤزلريم گوزلــــــرينه

باخماسا ساکــن اولماز

ترجمه

کوه محل زراعت نیست

هیچ کس در زیبایی وملاحت همانند تونیست

چشمانم ذوب درچشمانت است

اگر ننگرد ساکت نمی شود

ازعهد ازل نقاش ازلی چنین ترسیم کرده است که درکوه و دشت ودمن هرچه که وجود دارد ودیده می شود ازجوهره او نشئت گرفته است آنچه که دردرون دارد متعلق به خود نیست بلکه به ذات لایزال تعلق دارد اوهرچیز را درجای و مکان خاصی خودقرارداده , رشد ونمو آن چیز درهمان مکان امکان پذیراست درجای دیگر مخدوش می گردد وباید باروش خاصی به راهش ادامه دهد

ازمسیرتعیین شده نباید منحرف شد نتیجه انحراف خسارت سنگینی دارد گرچه ظاهرش جذاب ودوست داشتنی است اما ذات و درونش بیانگر حالات دیگراست نباید فریب ظاهر را خورد درکشاکش روزگار ظاهرپرستان وفریب خوردگان جزء باختگانند گذرزمان واقعیات آن را اثبات کرده است

اگر لحظه آنی رادرنظربگیریم حالمان زاراست , شاید چندروزی خوش باشیم خوشی با خوشبختی فرق دارد عاقبت خوشی ها روبه پایان است , خوش ساختگی فرجامش درد و رنج است , دراین بایاتی تاکید خاصی به کوه ها شده است , منظور ازکوه و زراعت وچشم وزیبایی چشم ونگاه کردنها وآه و حسرتها بیانگر حالات خاص است

این حالات دردرون انسان خودساخته وبابصیرت غوغامی کند واورابه سوی یافتن گم شده اش سوق می دهد , الفاظ ظاهری این بایاتی خطاب به معشوق زمینی است , ازدوست داشتن ها می گوید ازنگاه عاشقانه دم می زند ولی فرجام ونهایت این نگاه ها ودوستی ها و سوز و گدازها زمینی به مافوق آن متصل است اگر مافوق نباشد وصال زمینی بعداز گذشت زمان روبه سردی و انجماداست دیگر اثری از آن دوستی ها ی هیجان انگیز ومهرها و محبت ها ی آنچنانی نیست

باید تمرکز خودرا روی مافوق و معشوق اصلی برد آنچه که درمعشوق اصلی وجود دارد درهیچ چیز نیست

مـن عاشيق  صباح سنسيز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش98

مـن عاشيق صباح سنسيز

صبح سنسيز صباح سنسيز

گئجه لــــر يئله دونوب

آچيلميـــر صباح سنسيز

ترجمه

من عاشق و شیفته توام چه صبح و چه شب

صبح و شب زمان و مکان مفهومی ندارد

از بس که انتظارکشیدم شب ها به باد رفته است

بدون تو برای من صبح طلوع نمی کند

دردرون چیزی درحال شعله وراست درپی رسیدن به مقصودی است صبح و شب درحال تکاپوست زمان و مکان نمی شناسد پیوسته درحال پروازاست به دنبال افق های دوردست درتقلاست , هرچقدربرود وهرچقدرسیرکند سیرنمی گرددسوز وتشنگی اش بیشتر است بدنبال سیراب شدن است ولی آبی نمی یابد بدنبال رفع تشنگی است کیست که این تشنه شیفته را سیراب سازد , آب کجاست , چشمه جوشان زلال درکجاست , برای یافتن چشمه زلال و گواراچه باید کرد دربیابان سوزناک ودرکویری که سرو ته ندارد بدنبال آب رفتن و به آب رسیدن سخت است ولی یافتنی است اما سازوکارخاص خودرا دارد عزم و اراده آهنین می طلبد

تنهاکاردل های خالص و شیفته است به مراد و مقصود خودمی رسند وصول به آب وچشمه گواراباشعاروادعاممکن نیست باید اهل باشی باید درآن ذوب شوی , بخاطر رسیدن به آن باید ازتعلقات فریب دهنده دنیوی دست برداری وآنچه که ظاهری آراسته ولی باطنی آلوده دارد بدردنمی خورد نباید وسوسه آن دلت را به جای دیگر حواله کند دراین صورت تاابد به آب گوارا نخواهی رسید

این بایاتی کنه و حقیقت واقعی زندگی را تبیین می کند وخوانند ه را به اصل مطلب هدایت می کند اگر گیرنده قوی داشته باشیم درک آن ساده است ولی اگر ازمرحله پرت باشیم وخودرا سرگرم سیاهی هاسازیم هرگز به عمق مطلب نخواهیم رسید

زمانی به خود می آئیم که وقت تمام شده وکاراز کارگذشته است امکان فعالیت متوقف گشته , دست پازدنهایمان بیهوده خواهد شد , دیگر پشیمانی و توبه سودی ندارد این بایاتی به ما گوشزد می کند که نباید فرصت را ازدست داد تازمانی که درصحنه هستیم باید استفاده کنیم وثانیه هاو لحظات را درغفلت و بی خبری مفت ازدست ندهیم

بوداغلاردادی داغـــلار

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش97

بوداغلاردادی داغـــلار

کيم سندن آشدی داغلار

ياتديم يوخيا قالديـــم

جئيرانيم قاشدی داغلار

ترجمه

این کوه ها شیرین و دوست داشتنی و جذابند

چه کسانی این کوه هارا فتح کرده و به راه خود ادامه داده اند

درخواب ابدی بودم ناگهان بیدارشدم

فهمیدم که معشوق نازنین از دستم رفته است

کوههای سربه فلک کشیده باقامتی استوار وسرسبز وسخت حرف های زیادی برای گفتن دارند برعقل های فعال وسنجیده و خالص است که می توانند به رازهای آن پی ببرند

دراین دنیای مادی پیچیده و غامض تشخیص حقیقت ناب برای همگان میسرنیست , به خواب ماندگان دهر وآلوده شدگان درگرداب پیچ و خم شهوات نفسانی وخوهش های بیشمارمادی از درک حقایق و اسرارهستی و اهداف واقعی حیات عاجزند

آنهایی که قبله اصلی شان مال و منال دنیوی وپست و مقام و کنز و ثروت بیکران است ادراک مفاهیم هستی زندگی برایشان سخت است درتصورآنهازندگی فقط همین حیات چندروزه دنیوی است وباید خوش باشند وازامکانات مادی بنحواحسن بهره مند گردند , وبرای اینگونه افراد مهم نیست ازچه راهی به امکانات مورد نظرشان برسند

بخاطر نیل به اهداف ننگین شان به همه چیز متوسل می شوند به احدی رحم نمی کنند , به آسانی دروغ می گویند , به راحتی حقایق را تحریف می کنند , بیگناهان را مثل آب خوردن به راحتی می کشند ازهیچ چیز باک ندارند , قلدری و وحشی گری بخاطر احراز پست ومقام ورسیدن به گنج و ثروت بادآورده آنچنانی بیشه اصلی اینهاست

این بایاتی هشداری است به غافلان روزگار, دنیافقط دنیای مادی نیست , زندگی فقط زندگی زمینی نیست , دنیای دیگری هم وجود دارد , باید طور زندگی کنیم وبه گونه ای عمل کنیم که در آن دنیا حرفی برای گفتن ودفاع ازخود داشته باشیم هرچه که باشد درهرکجاکه باشیم روزی باید آن مکان مربوطه را ترک کرده وپست های اشغالی را به دیگران واگذارکنیم وثروت های اندوخته شده نامشروع وبناهای محکم وباغ ها وکاخ هارا تحویل ورثه بدهیم ودست خالی ازدنیا کوچ کنیم

آنچه که می ماند اعمالمان است باید مواظب رفتارو اقدامات خود باشیم تازنده ایم اشتباهات خودرا جبران کنیم درآن دنیا امکان جبران نیست

اولمه ميشم  ساغام من

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش96

اولمه ميشم ساغام من

سيلديريملی داغام من

بو بويک افتخارديــر

دائم اؤزی آغام مـن

ترجمه

سالم هستم نمرده ام

همچون کوه محکم با اقتدارکامل ایستاده ام

این اقتداربرایم افتخاربزگی است

همیشه روسیفدم

هرچه که درعالم هستی جریان دارد به او تعلق دارد طبق دستور وفرمان او براساس حکمت و تدبیرخاصی ایجاد شده , هرکدام از پدیده های عالم بخاطرهدفی خلق شده اند درعالم هیچ چیز بدون هدف نیست هراثری بخاطراهدافی است ودرمسیرتعیین شده به طرف هدف خوددرحال حرکت است

انسان نیز از این امورتبعیت می کند وباید راه خودرا پیداکند فرق انسان باسایرپدیده ها درداشتن اختیاراست , انسان درانتخاب مسیرآزاداست دربرابر انسان دوراه اساسی وجوددارد , راه اول راه خداو راه هدایت و تکامل است , راه دوم راه شیطان و راه زیاده خواهی و انحطاط است

دراین بایاتی اشاره خاصی به سلامتی و تندرستی , محکم بودن دربرابرسختی ها وزیاده خواهی ها , مشکلات روزمره زندگی شده است , این بایاتی ها راه را به انسان نشان می دهند , چگونه زیستن , چگونه عمل کردن , چگونه کارو تلاش کردن , چگونه دربرابرناهمواری ها و ناگواری های زندگی چون کوه مقاوم ایستادن را بیان می کند

اگر کسی بتواند باتدبیرو اندیشه و تفکر وتلاش و کوشش خستگی ناپذیر به مشکلات سخت و غامض غلبه کند واز چاه کنده شده توسط شیاطین و زیاده خواهان و مرفهین بی دردبخاطر انحطاط و انحراف او سربلند بیرون آیددردنیا و آخرت روسفید است