گـؤل درديم بوداغينان
اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش109
گـؤل درديم بوداغينان
سلانيب گؤل بوداغينان
سنه ياخشی دئمزلــر
مـن اؤلسم بو داغينان
ترجمه
گل را با شاخه اش برچیدم
گل باشاخه اش آویزان شده است
نسبت خوبی به تو نمی دهند
اگرمن بااین داغ بمیرم
![]()
![]()
![]()
زندگی پستی ها و بلندی هاداردتک تک لحظات حیات پراز ناهمواریها و نامرادی ها و ناامیدی ها وحتی امیدها و آمالها و مقصودها و آرزوهاست , گذر زمان همه چیز را نشان می دهد وهراتفاق و رخدادی را بصورت واضح و آشکار تبیین و تفسیرمی کند![]()
آنچه که د ردرون ماجریان دارد دراثرگردش روزگار با توجه به شرایط موجود زمانه خود به خود آشکارمی گردد وزمینه را برای حوادث آینده فراهم می سازد , خوب بودن و بدبودن آن بستگی به حرکت و اقدامات مادارد , اگر تدبیرها و چاره های ما دقیق و سنجیده باشد نتایج حاصله آن مفید و دلنشین و بروفق مراداست ولی اگر اقدامات ما سطحی و بر اساس و هواوهوس و تمایلات زودگذر وبدون تفکر و اندیشه باشد ثمره آن برخلاف مراد و خواسته ماخواهد شد![]()
دراین بایاتی موضوع اصلی گله و شکایت ازاعمال انسانهاست , گاهی اوقات کارهای انجام می دهیم که دل همنوع خودرا می شکنیم , لحظه آنی رادرنظرمی گیریم وفقط درفکر منافع شخصی وگذران زندگی خودیم وکاری به این نداریم که گفتارو عمل مادرروند دیگران چه تاثیری دارد ودرفکر خوشی چندروزه دنیای خودیم![]()
همه چیز را ازهرراهی برای خود می خواهیم وتصورمان این است که ازهمه زرنگتریم وازقافله عقب نمانده ایم وتمرکز اصلی مان رسیدن به مقام ومنصب وحفظ وضع موجود و اندوختن ثروت بیشماراست .
پاکی و صداقت از وجودمان رخت بربسته وسنگدل شده ایم تکبرو غروردردرون مان موج می زند راه درست اندیشیدن و عمل کردن را ازماسلب کرده است به عاقبت اعمالمان نمی نگریم روزجزاو محاسبات آن عالم را فراموش کرده ایم , مدعی و زیاده طلب شده ایم , انتطارداریم زمین وزمان و موجودات عالم هستی تحت سلطه ماقرارگیرند وازمابدون چون و چرااطاعت کنند فرمان فقط فرمان ماباشد . خدابدادهمه مابرسد ![]()