بويولــدان باغا چيخار

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 16

بويولــدان باغا چيخار

داليسی داغـــا چيخار

پول آز وئـرسن قصابا

ات وئرسه ياغا چيخار

انديشه ها و افكار سازنده و مثبت درروند جريانات روزمره انسان نقش اساسي و سازنده اي دارد ، آنچه كه براي آدمي پايدارو ابدي است داشتن ارزيابي هاي مثبت است ، اكثر راه هاي برگزيده به مقصدي ختم مي شوند ازمبداي شروع به نهايتي مي رسند ، درروند رو به صعودي هرحركتي روبه عقبي نيز وجود دارد كه به جائي منتهي مي گردد كه شايد مكاني زيبا و جالب وويژه اي باشد و يا برخلاف آن ، دراين حركتها و رفتن ها و سيركردنها، برخوردها و خط و مشي ها و روشها اثرگذارند ، و زمينه رشد و ترقي و يا انحطاط را فراهم مي سازند دو نوع بينش درفراروي ما قرارگرفته است با انتخاب يكي از آنها مسير واقعي زندگي مان مشخص مي گردد و درانتخاب هركدام از اين بينش ها آزاد و داراي اختياريم ، با تشخيص خود مي توانيم مسير سعادت و خوشبختي و يا مسير شقاوت و تيره بختي را طي كنيم ، دراين كنش ها و واكنش ها و عمل و عكس العمل ها به جز انديشه و افكار و عمل هيچ چيزي موثر نيست ، اگر داراي انديشه مثبت و سازنده و اعمال پيشرو باشيم از تبعات آن برخوردار خواهيم شد ولي اگر افكارو انديشه هاو اعمالمان براساس اصول و ارزشهاي منفي همراه گردد برداشت ها و نتايج آن نيز منفي خواهد شد مثلا اگر به قصاب پول كمي دهيم گوشتي پراز چربي به ما خواهد داد ، بنابراين داده هاي ما در دريافت ها و برداشت ها نقش عمده اي دارد وبرماست كه به دقت و بصيرت و بينائي و كارائي خود بيافزائيم تا نتايج خوبي نصيبمان گردد، درجهان و عالم هستي رسيدن به خوبي ها و سعادتها ودروازه هاي خوشبختي بستگي به چگونگي اعمال و رفتار و ديدگاه خود انسان دارد دراين دنيا و حتي درجهان آخرت كسي را بي دليل مجازات نخواهند كرد و به كسي نيز بي دليل پاداش و اجرنخواهند داد ، آنچه كه به مامي رسد نتايج اعمال و كردارو رفتار و نحوه برخوردها و انديشه هاي ماست ، اگر رفتار و اعمال و افكار و انديشه هاي ما مثبت و سازنده باشد از نعمت هاي بيكران عالم هستي بهره مند خواهيم شد ولي اگر برعكس باشد گرفتار نقمت ها و سختي هاي بيشمارخواهيم شد كه اين عمل شدني است و بي چون چرائي هم ندارد

گئتمه  دايان  آی گـــؤلوم

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 15

گئتمه دايان آی گـــؤلوم

سنه قوربان سئوگـــولوم

گئجـــــه گؤنوز آغليرام

بير سؤزدئه کی من گؤلوم

غم و اندوه تمام وجودم را فراگرفته ، و شب وروز م با گريه و زاري سپري مي گرددكاسه صبرم لبريز گشته ودراثر دل تنگي و بي تابي رمقي دروجودم نمانده است ، در پي يافتن مراد و محبوبم به كوچه و پس كوچه هاي عالم هستي مي نگرم ، او درحال رفتن ، من درپي گشتن و نگهداشتن ، تشنه كلام گرم و آتشينم اما به من اعتنائي نداشته و بدون توجه از كنارم مي گذرد و من سوخته را به حال خود واگذاشته و آتش درونم را شعله ورتر و دردم را افزونتر ساخته و ديگر تحملم را از دست داده ام توانائي مقاومت از وجودم سلب شده است ، تحير و حيراني تارپودم را سوزانده درعالم آنچناني بسر مي برم همه چيزم با او بوده با رفتنش با ماندش ، نه از ماندنش سيراب گشتم نه از رفتنش به اوج نقمت رسيدم ، درتنگناي وجود سرگشته و مبهوت مانده ام فرقت و جدائي زمين و زمان نمي شناسد ، وجودم را به سوي بيابانها و صحراها سوق داده است ، دردرون ذره ها به جستجوي او پرداخته و براي وصال و ديدن او لحظه شماري كرده ، ساعتها و ثانيه ها روز ها و شب ها برايم بي ارزش شده است ، درهرجا سر مي زنم نشانه هايي از او مي يابم ولي با من سخن نمي گويد از من گريزان است ، من به دنبال او او از من گريزان ، نمي دانم چه كنم افكار و انديشه هايم از وجودم رخت بربسته و عقلم خاموش ، اما دردرون نيرويي درحال غوغا و فرياد زدن است ، انگار به اوج بيداري رسيده ام انگاراز چيزي لذت مي برم ولي توانائي بيان آن را ندارم ، ازخود بيخود شده ام به سوي او شتابان درحال حركت و ازاو كام خواستن و درانتظار پاسخ ماندن ، درمقابل عمل به دنبال عكس العملش بودم ، جرياني دروجودم شعله ور است و مرا به سوي ديدن و كام گرفتن از او هدايت مي كند دراين هدايت مشعلي د رحال افروخته شدن است درشعله هاي اين مشعل رازهاي بيشماري نهفته است ، بايد رفت و حس كرد بايد فرياد زد بايد گريه و زاري كرد بايد درخواست كرد اگر با نيت خالصانه و براساس اصول و معيارهاي منطقي خواسته هاي خودرا مطرح سازيم امكان موفقيت حتمي است ، درگفتاروسخنان نغز و لدتبخش او امواج شادي و نشاط موج مي زند

باغيندا واردير آلـــی

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 14

باغيندا واردير آلـــی

يئتيب اولوب درمه لی

بو پولو نه گؤرورسن

هر ايشده واردير الی

جريانات گوناگون حيات براساس اصول و معيارهايي است كه هركدام ازاين اصول و معيارها و ضوابط به تناسب خاصي صورت مي گيرد درروند تكاملي رويدادهاي مختلف زندگي پول نقش مهمي را ايفا مي نمايد ، اگر اين روياي آرماني و تخيلي با واقعيت هاي روزمره زندگي مطابقت منطقي داشته باشد بسياري از مشكلات و معضلات و ناهنجاريها ي جامعه بشري حل خواهد شد ، اگراين ابزار براساس معيارها و ضوابط اصولي بطور عادلانه دردسترس همگان قرارگيرد و انسانها به موازات حاصل دسترنج و تلاش هاي خود درتمامي عرصات هستي از آن بهره مند گردند فضاي رفاه و سعادت همه جارا فرا مي گيرد ، متاسفانه فاصله طبقاني كه امروزه به اوج خود رسيده و اجتماع بشري را دوقطبي كرده است و عده اي غارتگرو چپاولگر را پديده آورده است و دربرابرآن مظلومين و ستم ديدگان پا به عرصه وجود نهاده اند و دربدترين شرايط به زندگي خود ادامه مي دهند و درروند جاري زندگي از تمامي امكانات رفاهي و استاندارهاي معقول حيات مادي بي بهره اند و استعدادها و توانايي ذاتي شان روبه افول است ، باگسترش فساد و تباهي توسط غارتگران و ثروتمندان و مرفهين بي درد ، دنياي زندگي مظلومين و محرومين به جهنمي سوزناك مبدل گرديده است ، اقشارمحروم و مستضعف جامعه كه دراكثريت بسرمي برند از هرگونه امكانات رشد و آگاهي محروم گشته اند و درزير چكمه هاي غارتگران وثروتمندان كثيف و آلوده درسخت ترين شرايط درحال نابودي اند ، دراين دنياي غارتگر كه پول به هرگونه جنايات هولناك متوسل مي گردد اگر سكوت اختياركنيم و دست به هيچ كاري نزنيم شاهد خاموش شدن شعله هاي عشق و معرفت درجهان هستي خواهيم گشت ، و برتمامي متعهدين و عقلاي جامعه بشري واجب است كه دست به دست هم داده و دنيارا ازاين حالات غم انگيز و بحراني نجات دهند ، تنها راه حل نهايي نجات بشريت از يوغ چكمه غارتگران تعديل ثروت است ، بايد ثروتهاي خدادادي براساس كارايي و توانايي افراد راختيار همه قرارداده شود نه براساس زورمندي و دلالي و ارعاب و شكنجه مشتي غارتگرومرفهين بي درد

قلبيمـــــده واردی يارا

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 13

قلبيمـــــده واردی يارا

چوخ سؤزوم واردی يارا

ياريم کونول وئرمــه سه

گئديم هانکــــی ديارا

دردل خونين ام داغ سوزناكي نهفته است و گفتني هاي زيادي براي يارو معشوق نازنين دارم اگر معشوق و محبوب زيبايم به گفته هايم اهميت ندهد و پاسخگوي دلدادگي ام نباشد به كجا بروم ، آري سوختن وشيفتگي دروجود و ذات عاشق نسبت به معشوق شعله وراست و عاشق مداوم درپي تمناي وصال است عمل عاشق زمين و زمان نمي شناسد درهمه جا و همه مكانها و زمان ها درجريان است ، درعشق نيروي بيشماري وجود دارد اگرعشق صادقانه و خالصانه و ازته دل باشد به خلاقيت و ابتكارو نوآوري مجهز مي گردد و شور و اشتياق معني داري درعاشق واقعي بوجود مي آورد ، دردل او غوغاست ، عشق به معشوق دروجودش موج مي زند درهمه جا و درهمه چيز تصوير و رخ زيباي معشوق را مي بيند اين ديدني ها با ديدني هاي معمولي فرق دارد ، افق ديد عاشق گسترده ترو دايره آگاهي اش وسيعتر است ، سوختن و ساختن و گداختن و همچون پروانه وار درفراق او گشتن و از وجود خود عبور كردن و به وجود او پيوستن از نتايج ديد و بينش عالي عاشق است ، تشعشعات عاشق همانند امواج بيكران اقيانوسهاست اين امواج عاشق را به بلنداي هستي مي رساند ، عاشق نيازمند درگوشه و كنار عالم هستي درجستجوي كام گرفتن از ذات معشوق است درميان راههاي ناهموار و تاريك ديوانه وار به مسير خود ادامه مي دهد و از تمامي پيچ و خم ها و جاده هاي باريك عبور نموده و با گامهاي شتابان به سوي مقصود و مراد خود مي رود و دراين رفتن ها به رازهايي دست مي يابد و دراين رازها سوزهايي وجود دارد دراين سوزها آوازهائي هست ووجود عاشق از آن سوزها و ساز ها و آوازها سيراب مي گردد او تشنه وصال است همه چيز را دروصال مي جويد آرامش واقعي دروصال است

قيزيل محکدن چيخار

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 12

قيزيل محکدن چيخار

ائيش گوژ بيلکدن چيخار

يامان گونده بيلينر

کيم لر الکدن چيخار

دربرابر هجوم حوادث و رخدادها ي گوناگون با ابعاد متنوع و سردرگم كننده كه درآن معيارها و ملاكهاي سنجش و تشخيص مشخص نيست ، پديده هاي متفاوت و رنگارنگ برسرآدمي رو به باريدن است و آدمي را به مرحله خاصي كه درآن راه و روش به گونه ويژه اي طراحي شده و انتخاب مسير براي همه پيچيده و مبهم است سوق داده ، و امواج طوفانهاي ترسناك محيط را احاطه نموده و زمان و مكان غبارآلود گشته و ابرهاي تيره از افق هاي دوردست برهمه جا مسلط شده اند و خورشيد فروزان درپشت ابرهاي مكدر ناپديد و درميان اين همه آلودگي ها يافتن آن غيرممكن گرديده ، در اين موقعيت حساس شناخت ها مشكل و تميز حق از باطل بسيار سخت و به بينش مخصوصي نيازمند است تا ازبين ذرات خاك طلا را جذب نمايد و به نيرو و توان ويژه اي نيازمند است تا بتواند در برابر حملات سنگين با مقامت جانانه خود تاريكي ها و ابهام هاي پيچيده را زدوده و از ميان آن حقايق را استخراج نمايد ، با دست يافتن به حقايق به چيزهائي خواهيم رسيد كه قبلا از آن غافل بوده ايم ، اطرافيان از دور برمان پراكنده مي گردند و بدنبال زندگي طبيعي خود مي روند طرفدارن حق اندك است ، حق با جاه طلبي و زياده خواهي و اندوختن ثروت هاي باد آورده منافات دارد فرد حق طلب به دنبال منافع شخصي خود نيست ، فرد حق طلب مصالح و منافع عمومي و رضايت خدا را به منافعي شخصي خود ترجيح مي دهد ، رعايت عدل و انصاف و وضع قوانين عادلانه و اجراي دقيق آن از خصوصيات بارز حق طلبي است ، حق طلبي قوم و خويش نمي شناسد ، حق طلبي همان شايسته سالاري است ، حق طلبي به كساني امتياز ويژه اي مي دهد كه از مهارت و شايستگي ويژه اي برخوردارباشند ، درمنطق حق طلبي معيارها و ضوابط سنجش براساس مهارت و توانائي افراد است ، درمنطق حق طلبي حقوق و دارائي روسا و حاكمان بايد درحد طبقات متوسط جامعه و حتي پايين تر از آن باشد ، درمنطق حق طلبي هدف از حكومت كردن خدمت كردن است ، درمنطق حق طلبي هدف از حكومت كردن به منزله جاه طلبي و كسب ثروت نيست

گــــون باتاندا  باخ آيا

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 11

گــــون باتاندا باخ آيا

عکسی دوشرکــن چايا

قورتاردی عزيز عومروم

گونلـــــری سايا سايا

تصوير زيباي ماه درتاريكي شب برروي درياچه ها و رودخانه ها و بركه ها در سرتاسر گيتي ديدني و معني داراست ، نگريستن به آن از زواياي مختلف رازهاي متفاوتي براي نگرنده مشخص مي نمايد ، اگر قوه تفكر و انديشه را دروجود خود احيا سازيم و از آن نعمت الهي به طور كامل بهره برداري كنيم مسير زندگيمان به گونه اي ديگر ترسيم مي گردد ، گذشت روزها و شب ها و حتي ثانيه ها و لحظه ها براي ما پيام خاصي دارد اگر به آن پيام ها و هشدار ها توجه نمائيم روش زندگي و معيار هاي خودرا براساس آن تنظيم خواهيم كرد ، انتخابمان ، ديدگاهمان ، عمل مان طبق همان موازين و معيارها تغييرمي يابد ، راستي به دنبال چه چيزي هستيم و چرا روزها و شب ها و لحظه ها و ثانيه ها را شمارش مي كنيم چرا دلمان مي خواهد روزها و ماه ها سپري گردند ، چرا دوست داريم لحظات زودتر بگذرند واقعا مي خواهيم به چه چيزي برسيم و دراين رسيدن ها چه اهدافي وجود دارد ، گذر زمان متوقف نمي گردد مي توانيم عقربه هاي ساعت را به عقب برانيم ولي نمي توانيم آنچه كه برما گذشته است آن را به عقب برگردانيم ، عملي است نشدني ، چه بخواهيم چه نخواهيم ، لحظاتمان درحال سپري شدن است و با برداشت هرقدمي به اندازه آن گام به پايان عمر نزديكتر مي شويم ، دربرابر گذر زمان وظيفه اصلي مان چيست ، درروند جريان زندگي چه اهدافي را بايد دنبال كنيم ، آيا بايد با بي خيالي و بي اعتنايي شاهد سوخته شدن لحظات و ثانيه ها و فرصت هاي خود باشيم ، آيا نبايد برنامه جامع و كاملي جهت بهره گيري از لحظات عمر خود داشته باشيم ، داشتن برنامه منظم و معقولانه زماني ممكن است كه عمر و زندگي و هدف از آن را بخوبي بشناسيم و درك عالمانه اززمان و اتفاقات آن داشته باشيم و از ارزش ها و اصول و معيارها ي واقعي شناخت كامل داشته باشيم ، گفتارمان با كردارو رفتارمان مطابق باشد ، دنيا و مال دنيا و جاه و مقام را براي خود ارزش تلقي نكنيم ، ارزش ها . و معيارهارا درچيز هاي ديگر جستجوكنيم

باغين گـوزو قانادی

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 10

باغين گـوزو قانادی

دونيا اويون خانادی

ائولادا جان يانديران

تکجـــه آتا آنادی

دنيا محل بازي هاي گوناگون است ، دنيل محل فتنه ها و درگيريها و آزمايش هاي بيشماري است ، در اين دنيا خيلي چيزها درقالب حقيقت به خورد انسانها داده مي شود ، در اين دنيا مفاهيم و مضامين غلط تحت عنوان مضامين و انديشه هاي مدرن درگوشه و كنار مطرح مي گردد كه ظاهري جذاب دارند ، دراين دنيا تنبلي و بي حالي زرنگي تلقي مي گردد دراين دنيا تلاش و كوشش و اعتقاد به حلال و حرام تحجر و عقب افتادگي محسوب مي شود دراين دنيا داشتن ثروت و مقام موجب افتخاراست ولي مطالعه و تحقيق و كارهاي فرهنگي مسبب ذلت ، دراين دنيا ارزش ها ي والاجاي خودرا به ضد ارزشها داده است ، در اين دنيا ي ناهنجار دفاع از عشق و حقيقت و نيكي ها جرم پنداشته شده ، در اين دنيا عده اي غارتگر تحت عناوين گوناگون پست هاي كليدي را به خود اختصاص داده و ثروت هاي خدادادي سرزمين هاي مختلف را به نفع خود ثبت و ضبط مي نمايند ، دراين دنيا نفاق و فتنه به اوج خود رسيده و حق درميان امواج غبارآلود آن ناپديد گشته و تشخيص آن از باطل مشكل است ، دراين دنياي آلوده اگر فاقد بصيرت و بينائي باشيم انحطاط و گمراهي مان حتمي است ، مفهوم و مضمون باياتي فوق بدين معني است ، مركز باغ پراز انگور است ، دنيا محل فتنه و بازي است ، به جزپدرو مادر كسي براي فرزند دلسوزي نمي كند ، استثمارگران جهاني با حيل متفاوت پا به عرصه وجود نهاده و ازطريق رسانه هاي خود امواج فتنه و دروغ و ريارا درپيكره هستي گسترش مي دهند ، مفاهيم زشت و منفوررا درقالب مضامين زيبا بيان مي كنند و نبايد شيفته زيبائي هاي ظاهري آن گشت ، در باطن آن زيبائي ها زشتي هاي بيشماري گنجانيده شده ، بايد بصيرت و آگاهي خودرا بالا برده ، نبايد هويت و اصالت خودرا ازدست بدهيم فرهنگ ما غني ترين و پرمحتواترين فرهنگ هاي دنياست ، باياتي هاي ما پيام هاي زيبا و دلنشيني دربطن خود دارند و عمل به آنها ضامن سعادت و خوشبختي ما درتمامي مراحل زندگي است

فلک منــی يئخاندا

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 9

فلک منــی يئخاندا

غم قلبيمـی سئخاندا

تانيشلاريم ياد اولدو

واريم الدن چيخاندا

عجب عزت و شوكتي داشتم درنعمت و ناز بسرمي بردم و دورو برم پراز اقوام و آشنايان بود ، به هرجا و هرمكاني سرمي زدم مورد تكريم و تعظيم خاصي قرارمي گرفتم و خودرا فرد بانفوذي مي پنداشتم گفته هايم بلافاصله توسط اقوام و دوستان عملي مي شد و كسي به گفتارم اعتراضي نداشت ، اگرشيوه كارو عملم براساس اصول و موازين عقلي هم نبود باز هم ديگران از متدو روش من استقبال مي كردند و آنچه كه من انجام مي دادم آنها هم همين را مي كردند دراوج تكبرو خود خواهي به خود مي باليدم كه عجب آدم مهمي شده ام كه همه ازمن تبعيت مي كنند ودراين غفلت و بي خبري بسيار شادمان بودم ، ناگهان گردونه زمان تغييريافت ، مال و منال و جاه و شوكتم فروريخت . ديگر از اقوام و آشنايان خبري نبود ديگر كسي سراغم را نمي گرفت ، تك و تنها مانده بودم به خود آمدم از غفلت و بي خبري بيدار شدم و دريافتم كه آن همه احترام و تعظيم بخاطر ثروت و دارائي ام بود نه بخاطر خودم ، راستي چراچنين است به چه دليل تفكر و انديشه مردم بدين سو سوق داده شده ، چرا فرهنگ و هويت اصلي مان را ازدست داده ايم و فقط به چيزهاي زود گذر و آني اهميت مي دهيم چرا به انسان و انسانيت اعتنائي نداريم ، آيا هويت واقعي ما با داشتن ثروت و مقام تعريف شده است يا چيز ديگري هست ، آيا هدف از آفرينش انسان براي رسيدن به ثروت هنگفت و داشتن عمارتي سربه فلك كشيده و عيش و عشرت نامشروع است ، تا كي بايد از فلسفه عالم هستي و هدف واقعي خلقت بدور باشيم ، اين همه خلقت ستيزي بخاطر چيست و چه دردي را درمان مي كند و چه مشكلي را حل مي نمايد ، آيا وقت آن نرسيده كه واقع بين باشيم و خوشبختي را درجاي ديگر جستجو كنيم و از دارائي و ثروت مشروع بعنوان وسيله براي رسيدن به اهداف عالي بهره گيريم ، ثروت و دارائي باد آورده انسان را سرگردان ساخته و از واقعيت هاي زندگي دور مي سازد و عامل ظلم و استبداداست

داغــی گزه ن جئيراندی

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 8

داغــی گزه ن جئيراندی

گوزلــــر اونا حئيراندی

قوناق سئون حرمت جيل

بيزيم آذر بايجانـــدی

كوه و دشت و دمن و آهوان چه ارتباطي با مهمان و مهمان نوازي دارد و درمابين اين جملات زيبا و به ياد ماندني چه رازي نهفته و چه مفهومي بيان شده و به دنبال چه چيزي است و نشانگر چه نوع بينش و آگاهي است ، از دير باز مهمان دوستي و مهمان پرستي براي مردم آذربايجان پديده اي آشناست ، مهماني كه وارد منزل مي گردد با خود صلح و صفا و آرامش و عشق و معرفت آورده و دلها را زنده نموده و دنيايي از افق هاي دوردست به روي آدمي گشوده و موجب رشد و تعالي چشمگيري درمحيط منزل مي گردد ، انسان موجودي است اجتماعي و زندگي درانزوا و گوشه گيري براي او غيرممكن است ، انسانها به همديگر و به تفكر و انديشه هم براي بهتر زيستن و ادامه منطقي و معقولانه حيات نيازمندند ، در آموزه هاي ديني و مكتبي ما احترام به مهمان سفارش خاصي شده و مهمان حبيب خدا تلقي گرديده و انسان عاقل و منطقي ارزش خاصي به مهمان قائل است ، ارتباط انسانها با يكديگر براساس مفاهيم و موازين منطقي و طبق معيارهاو حكمت هاي خاصي است ، در آذربايجان بيداري و آگاهي زيادي درزمينه هاي دوستي و صلح و صفا دربين مردم وجود دارد ، اكثر مردم آذربايجان صادق و يكرنگ بوده به همديگر احترام خاصي قائل اند واز تجربه هاي همديگر به نحو احسن ومطلوب بهره مي گيرند ، انتقال تجارب به هم درجلسات مهماني و ديد و بازديدها امكان پذير است ، درابيات مورد نظر موضوع مهماني و اعتقاد به مهمان و ايجاد دوستي براساس موازين شرعي و منطقي و به دور از هوي و هوسهاي زودگذر نفساني و احترام متقابل و رعايت حقوق متقابل درامورات مختلف زندگي با الهام گيري ازذوق و قريحه هنري تاكيد خاص شده است ، مضمون باياتي هاي آذربايجاني بقدري زيبا و پرمحتواو آموزنده است كه اثبات واقعيت آن با هيچ چيزي امكان پذير نيست مگر با خود باياتي ها ، زيبائي و اثر پذيري خودرا به گونه خاصي اثبات مي نمايند

عــزيزيم  گشته گئتدی

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش7

عــزيزيم گشته گئتدی

خنجر گوموشده گئتدی

آرخـام اميديم واريدی

اودا ديــوشده گئتدی

اي كاش موضوعي بنام منافع زودگذر شخصي پابه عرصه وجود نمي گذاشت ، اي كاش گلهاي زيباي عشق و معرفت و شناخت عميق ازواقعيت هاي زندگي جايگزين خصومتها و كينه ها و جدالهاي سخت و نفس گير مي شد ، اي كاش پديد آورندگان جنگ ها و درگيري ها اندكي به نتيجه آن فكرمي كردند و ازاريكه خودخواهي و زياده طلبي فرود مي آمدند و ازغفلت و بي خبري بيدارمي شدند و نتايج خفت بار اعمالشان را بخوبي ارزيابي مي كردند كه مباداروزي خودشان گرفتار آن گردند ، هراتفاقي كه درعالم هستي رخ مي دهد درروند زندگي كل پديده هاي عالم موثرند ، بوجود آورندگان رويدادهاي منفي و زيانباراز اين قاعده مستثني نيستند ، چرا وجدانهاي خفته بيدارنمي گردند چرا صجه ها و ناله هاي مادران و يا فرزندان همسر و پدر ازدست داده درقلوب سخت جانيان تاثيري ندارد ، آنجائي كه منافع مادي درميان باشد سختي ها و گرفتاريهاي ديگران فراموش مي گردد ، ماديات نامشروع قلب انسان را مكدرمي سازد ، درقلب تاريك عطوفت و مهرباني و رعايت حقوق حقه مردم بي معني است ، انسان منحرف ، انسان ثروت طلب ، انسان مقام پرست دنيارا به خاك و خون مي كشد ، بي عدالتي و تبعيض را سرلوحه زندگي خود قرارمي دهد و همه چيز را براي خود مي طلبد و خودرا والاتر از همه مي داند و تصور مي كند كه بدون او كاري انجام نمي شود و مشكلي حل نمي گردد ، افسوس كه اينگون انسانهاي بي رحم و غارتگر ضربات جبران ناپذيري برقافله انسانيت وارد مي سازند ، ابيات فوق حكايت از درگذشت انسانهاي وارسته اي مي باشد كه درزير چرخهاي ستمگران به ابديت اعلي پيوسته اند و دوستداران عشق و آزادي را داغدارنموده اند ، باياتي هاي آذربايجان مملو از سرگذشت مبارزين راه عشق و معرفت و آزادي است دنياي واقعي آنها درقالب باياتي براي مردم و حق طلبان معرفي شده است

عزيزيم ديلن گـــز

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 6

عزيزيم ديلن گـــز

باغداگولــه ديلن گز

غربتده خان اولـونجا

وطنينده ديلن گـــز

چرا وطن پرستي ، چرا وطن دوستي ، چرا رفاه و داشتن امكانات و داشتن جاه و مقام درغربت به پشيزي نمي ارزد ، چرا درعالم غربت و درمكان دور و بيگانه علي رغم داشتن امكانات بيشتر راحت و آسوده نيستيم ، به چه دليل دروطن خود احساس آرامش مي كنيم ولي درمحيط بيگانه مداوم دراضطراب و پريشاني بسر مي بريم ، آري وطن جايي است كه مارا تربيت نموده و همه چيز دراختيار ما قرارداده است و مارا از بالفعل به بالقوه رسانده است و به آن عادت كرده ايم و همه چيزمان ازاوست ولي سرزمين بيگانه براي مان نا امن است و درديار غربت احساس امنيت نمي كنيم امكاني براي ثبات و پايداري و رشد و تعالي نيست ، زندگي درفقر و بي چيزي دروطن به مراتب بهتر است از زندگي در عيش و عشرت در سرزمين بيگانه ، آسايش و رفاه در محيط بيگانه همچون سرابي بيش نيست و زودگذر و سطحي است ، رفاهي كه از بيگانه به سوي آدمي سرازير مي گردد داراي هدف و منظور خاصي است ، انسان آگاه و متعهد به دنبال رفاه و آسايش كذايي بيگانگان نيست ، بنا به نظريه آگاهان وطن جائي است كه درآنجا ظلم و ستم و تبعيض و بي عدالتي نباشد اين نظريه مصداق عيني نداردو جهانشمول نيست بهترين راه رهايي ازگردونه فقر و نداري برنامه ريزي منطقي و داشتن ابتكار و خلاقيت است ، البته استثناعات را نبايد ناديده گرفت ، اگر ادامه زندگي دروطن بخاطر استبداد و خفقان غيرممكن باشد ناگزير به هجرت خواهيم شد و اين هجرت بخاطر خوش گذراني نيست بلكه بخاطر مبارزه و برنامه ريزي دقيق و منطقي است تا زمينه رهائي از استبداد فراهم گردد ، انسان عاقل و كامل علاقه خاصي به وطن دارد ، علاقه داشتن به وطن كاري فوق العاده است ولي وطن پرستي محض ازجاهليت محض سرچشمه مي گيرد، انسان كامل به همه اسانها احترام مي گذارد و با همه ملل دنيا با تعامل و دوستي رفتار مي كند

عـــــــزيزيم آی قارداش

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش5

عـــــــزيزيم آی قارداش

قاشين اوجـــو يای قارداش

اولسه باجــــی لار اولسون

هئچ دئمه سين وای قارداش

درطول تاريخ زندگي انسان ، فداكاري و ازخود گذشتگي زنان درحد متعالي به اوج خود رسيده است ، ازجمله فداكاريها ي مهم و به ياد ماندني فداكاري ها و ازخود گذشتگي هاي خواهران به نفع برادران است ، برادران درهرشرايط و سختي كه داشته باشند خواهران به استقبال آن سختي مي شتابند و حاضرند درسخت ترين شرايط به ياري از برادران برخيزند و بخاطر رفاه و خوشي برادران جان خودرا به خطر اندازند و اين نمونه اي از عاطفه و مهرباني خواهران نسبت به برادران است ، شركت در داغ برادربراي خواهر بسيار سخت و ناگواراست دنياي خواهر با دنياي برادرفرق ها دارد ، دغدغه خواهر براي حل مشكل برادر از ته دل است ، فرهنگ ما مملو از اين فداكاري و ازخود گذشتگي هاست ، باياتي ها اينگون مسائل را بصور ت عميق مورد بررسي قرارداده و مردم را به نيكو كاري و فداكاري بيش از حد درحق يكديگر دعوت مي نمايند ، ترويج به مهر و محبت و چگونه زيستن و ايثار و فداكاري در باياتي ها موج مي زند بندبند اين ابيات درس فداكاري و ازخود گذشتگي است درهرجا ايثار باشد در آن مكان پاي خانم ها درميدان است ، خانم ها مظهر عشق و عاطفه و ايثارند و نمونه اي بارزبراي عالي تر زيستن مي باشند ، و با اعمال و كردار معقولانه شان زمينه هاي مهر و ايثاررا دردلها زنده مي سازند و قلوب را براي اقدامات عاطفي مهيا مي نمايند دروجود مبارك خانم ها مفهومي بنام بي خيالي و بي مسئوليتي نيست ، درذره ذره وجودشان مسئوليت و فداكاري رو به درخشيدن است . آري فرهنگ باياتي فرهنگ ايثار و فداكاري است دراين فرهنگ نقش زنان به مراتب از نقش مردان عالي تر است

عزيزيم گول اللــــــر

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش4

عزيزيم گول اللــــــر

آغ بئلک لــــر گول اللر

درياجا عـــاغلين اولسا

يوخسول اولسون گولللر

دردنياي كنوني معيارها و سنجش ها با واقعيت ها منطبق نيست ، توانايي و مهارت جايگاه واقعي خودرا ازدست داده است ، ديدگاه ها و برداشت ها سطحي و زودگذراست ، همه اندازه ها ، ترازو و ميزان با باورهاي ظاهري صورت مي گيرد، ميزان عملكرد ، واقعي و خالصانه نيست ، واكنش افراد در برابر رويدادها و رخدادهاي هستي با توجه به اصول و ارزشهاي والانيست ، بطور كلي ارزشهاي والاتدريجا تقدس خودرا از دست مي دهد خوبي ها و نيكي ها با بدي و زشتي ها معاوضه شده اند و درجايگاه واقعي خود قرارندارند ، انسانها براساس ظواهر قضاوت مي نمايند و اگر كسي داراي ثروت و مال و منال بيشماري باشد دربين مردم از ارزش و احترام خاصي برخورداراست و حرفش براي اكثر مردم حجت است و ديدگاههاو الگو سازي ها براساس رفتار و عمل او است و مردم دركارها يش از او تقليد مي كنند و گفتار و كردار و اقدامات هرچند ناچيز او براي مردم بسيار و گسترده تلقي مي گردد كسي درمورد تفكر و انديشه و عقل او پرس و جو نمي كند بلكه ثروت و دارئي اش زبانزد همه است ، و همه به او افتخار مي كند و درتمام كارها حتي درمسائل جزئي با او مشورت مي نمايند و به نظر و عقيده او ارزش ويژه اي قائل اند ، ولي اگر كسي فاقد دارائي و ثروت باشد اگر عقل او به اندازه دريا باشد و تفكر و انديشه ي او خلاق و سازنده و به نفع منافع همه باشد براي مردم چندان ارزشي ندارد و كسي را توانائي درك او نيست ، گفتار و رفتار و كردار، تصميمات و موضع گيري او براي مردم اهميت ندارد ، درحاليكه اينگون افراد سرشار از علم و حكمت و توانائي و مهارت ويژه اند ، تفكرات پويا و سازنده شان براي همگان نجات دهنده است و درزندگي همه موثر است ، اما كو گوش شنوا ، كو بصيرت و بينائي ، مضمون و محتواي بيت بدين معني است : اگر عقلي همچون درياداشته باشي ولي فاقد ثروت و دارائي باشي مورد استهزامردمي و برايت خواهند خنديد

عـــزيزيم دوز منم

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش 3

عـــزيزيم دوز منم

گولو باغدان اوز منم

درده غمه دوزموشم

آيــــرليقا دوزمنم

صبرو تحمل ازجمله رموز اصلي موفقيت است ، درهرشرايطي كه باشيم باصبر مي توانيم آن را تغييردهيم دردرون انسان نيروهاي مقتدري نهفته است اگر هركدام از اين نيروهااز بالقوه به بالفعل در آيند تحولات چشمگيري دروجود انسان بعمل مي آورند و نشدني هارا به شدني ها مبدل مي سازند و انسان را ازحالتي به حالت ديگر سوق مي دهند ، انسان آگاه و عاقل در روند كارهايش عجله و شتاب به خرج نداده و با صبر و تحمل با دقت كامل عمل مي نمايد ، بزرگان عالم در ابيات فوق جوهر كلام را فرموده اند، ابيات فوق مضموني از درس و عبرت است و راه را ازچاه نشان مي دهد دردرون اين ابيات زندگي شرافتمندانه و عاقلانه با صبر و تحمل موج مي زند ، سيركردن در باغ و گلستان ، صبركردن در برابر هجوم ناملايمات و دردهاي بيكران زندگي ، اشاره به جدائي و فراق ، تحمل جدائي و فراق براي آدمي بسيارسخت است ، چه كاري مي توان كرد به جز صبرو تحمل چاره اي نيست ، صبرو تحمل به معني كارو تلاش نكردن نيست ، انسان عاقل و كامل به طور مستمر براي نيل به اهداف خود درحال تلاش و كوشش است ، سكون براي او بي معني است ، انسان عاقل بيهوده خودرا به چاه نمي اندازد و نسنجيده عمل نمي كند براي هراقدامي برنامه اي دارد و دركارهايش برنامه و نظم را سرلوحه حود قرارمي دهد و زمان و مكان را بخوبي مي شناسد واز موقعيت ها و مكان ها به نحو مطلوب بهره مي گيرد ، انسان عاقل عاشقي به تمام اعياراست براي هراقدامش دليل خاصي دارد كاري را بدون دليل انجام نمي دهد گلي را ازباغي بيهوده نمي چيند ، درابيات فوق درس ها و پندها و حكمت ها و عبرت هاي بيشماري براي بيداران و آگاهان عالم وجود دارد

عـــزيزيم بير بير دوشر

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش دوم

عـــزيزيم بير بير دوشر

اوخ يای دان بيربيردوشر

غربتده گئچن گونلــــر

عومــردن بير بير دوشر

ذره ذره مي افتد ، تير از كمان يكي يكي مي افتد ، روزهايي كه درغربت سپري مي گردد از عمر قطره قطره مي ريزد . منظور از ذره ذره ، قطره قطره ، يا مفهوم و معني غربت و گذران عمر در روزهاي غربت و تنهايي چيست ؟ هرچقدر به عمق مطلب پي ببريم به چيزهاي پرمفهوم و حساس مي رسيم كه تجزيه و تحليل آن گسترده و بيانگر واقعيت خاصي از حالات زندگي است تنهايي در سرزمين غربت براي آدمي سخت است اگر كسي درزمان و مكان و يا درمحيطي آشنا نداشته باشد روزها و لحظه ها و ثانيه ها براي او سخت مي گذرد ادامه حيات در تنهايي و بي كسي با مشكلات گريبانگيري همراه است با گذشت زمان گرهي برگره هاي انسان تنها و بي كس افزوده مي گردد از دست تنها كاري ساخته نيست ، انسان درحيات خود به مونس و همدم نياز دارد در آن زمان كه رفيق و همدمي وجود ندارد همه چيز با غم و اندوه آلوده مي گردد ، سيل غصه و اندوه به سوي آدمي درحال سرازير شدن است ، لذتي دركار نيست درد ها و رنج ها ي دروني رو به افزوني است ، نشاني از اميد و شادابي نيست ، تاريكي و ظلمات جايگزين نور و روشنائي گشته است ، اينگونه حوادث زماني رخ مي دهد كه انسان در سرزمين بيگانه تك و تنها زندگي كند ، ولي با گذشت زمان انسان تنها و غريب درسرزمين غربت و تنهايي به محيط و اطراف خود عادت مي كند و با بهره گيري از هوش و استعداد سرشار خود با مردم ارتباط برقرارنموده و تدريجا خودرا ازتنهائي نجات مي دهد، ولي دردناكتر اين است كه درميان جمع باشيم و دربين اقوام و آشنايان و دوستان بدون دوست و آشنا زندگي كنيم و تفكر و انديشه ها و باورهايمان با آنها يكي نباشد اينگونه زندگي كردن از تنهائي درغربت بدتر است

عزيزيــم هارای چی من

اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش اول

عزيزيــم هارای چی من

جارچی من هاراچی من

يار بوگون سئيره چئخيب

هارای گول هارای چيمن

درباياتي ها گفتني هاي زيادي وجود دارد بزرگان و نسل هاي گذشته براساس حوادث و رويدادهاي گوناگون باياتي هارا به رشته تحرير در آورده اند و دنيائي از گفتني هاي نغز براي آيندگان به يادگار گذاشته اند اين ابيات سرشار از عشق و عاطفه و مهر و محبت و دوستي است ، در هركجاحرف از مهرباني هاست در همانجا پاي باياتي ها به ميان كشيده مي شود ، درابيات فوق بحث از عزيز بودنها و گرامي بودنها و دوست داشته شدن هاست ، سخن نغز و شيرين ياردلربا پابه عرصه وجود نهاده است دراين كلمات سحر آميز و معني دار نشانه هاي بيشماري ديده مي شود ، سيرو سياحت يار درچمن و گلزار الگوي خاصي براي ديده هاي حقيقت طلب است ، اگر به چمن و گلزار گام نهيم ازعطر دلاويز آن مست خواهيم گشت ، درمستي لذت ويژه اي هست كه درعالم بيداري نيست ، درچنين لحظه اي بايد فرياد خودرا به عرش اعلي ببريم و ثانيه هارا ازدست ندهيم و درلابلاي گل و چمن همنشين و همدم يار گرديم و از لطافت و زيبائي آن به اوج لذت برسيم و دردايره لذت و تجليات آن ، شميم دلنواز حيات را تجربه كنيم ، جريان طنين افكن زندگي دررگ ابيات مربوطه شعله وراست كه نسيم اميد و شكوفايي را در دلهاي مشتاقان مي دمد و رمز واقعي عشق و عاشقي درذات آن نهفته است و عاشق را به سوي دلداده سيركرده درچمن ، سوق مي دهد و زمينه هاي تداوم واقعي حيات را درعالم هستي فراهم مي سازد و در هاي و هوي پيروان حقيقي عشق به جز شيريني و لذت چيزي وجود ندارد و درسرتاسر وجود آن مشعل فروزان مهر درحال روئيدن است كه درخت تنومند عشق را دروجود عاشق پرورش مي دهد

به هرجا که باشد سزد برامام

امام و پیشوای هرمحل باید حدود اسلامی و ایمان را به همشهریان خود یاد دهد

به هرجا که باشد سزد برامام

بتعلیم مردم نماید قیام

که هرکس بیاموزد احکام دین

شود آگه از فقه شرع مبین

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص259

پیشوای هرمحل اول باید خودش حدوداسلام وایمان را دقیق بشناسد وبه بصیرت و توانایی خود بیافزاید وبعداندوخته های خودرا به دیگران منتقل کندوعامل اندوخته هایش باشد , پیشوایی که خودش آلوده به مادیات است وجاه طلبی و مقام پرستی اورا به ورطه سقوط و هلاکت رسانده است چنین پیشوانمی تواند برروی مردم موثرباشد وحقایق را به مردم بیان کند چون خودش فاقد درک و شناخت است

تورا گربود نیت خوب و پاک   

بخشش خداوند به اندازه نیت هرکس است

تورا گربود نیت خوب و پاک دلت باشد از نورحق تابناک

دهد نعمت ایزد تورا هرچه بیش مگردان دمی نیت خیرخویش

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص259

انسان به دنبال رسیدن به خواسته های خوداست وبخاطرآن به کارهای گوناگون دست می زند , وهدفش وصال است دروصال چیزهای زیادی نهفته است بعضی چیزهامادی است و بعضی چیزهامعنوی ,چیزهای مادی شامل قدرت , مقام , شهرت و ثروت وچیزهای معنوی خصلت های نیکو و خدمت به مردم وآموختن و تعلیم دادن وغیره , برای رسیدن به اهداف خودنیت و انگیزه درونی مهم است اگر انگیزه مان الهی وخدایی باشد ازمزایای بخشش خدایی بهرمندمی شویم واگرنیت مان مادی و رسیدن به مقام باشد ازمزایای مادی برخوردارمی گردیم , بخشش خداوند همه جانبه است وبراساس خواسته و نیت مان صورت می گیرد وخداوند درحوزه بخشیدن مابین کافر و مومن ومنافق تبعیض قائل نیست وبه همه یکسان می بخشد وبراساس تلاش هرکسی به او می دهد وبستگی به این دارد که ما از بخشش های الهی چگونه استفاده کنیم معیارهاو محاسبات الهی منوط به عملکردماست .