عجب دارم از آن که عیب کسان
عجب دارم از کسی که عیوب مردم را بد می شمارد وخودش معایب بیشتری داردولی آنها را نمی بیند![]()
عجب دارم از آن که عیب کسان بزشتی کند جاری او برزبان
ولی نقص او بیش از هرکس است نداندورا عیبجویی بس است
نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص253
چراانسانهامداوم دررنج وسختی اند وگرفتاریهای گوناگون دارندوهمیشه می نالند واززندگی لذت نمی برند وآسایش وآرامش ندارندوبه جان هم افتاده اند وخشونت و پرخاشگری دربین شان موج می زند وسعادت و خوشی را برای خودحرام کرده اند؟![]()
علت این همه غوغاو هیاهوددراین است که هرگزبه خودنمی نگرندوکردارهای خودرابدرستی ارزیابی نمی کنند واز ایرادهای خودبی خبرند ونمی خواهند آن را دریابند![]()
آنچنان غرق درهیجانات زودگذرمادی اند که فرصت ندارندخودرا خوب ببینند تاعیوب احتمالی را برطرف سازند وبخاطربدست آوردن پول ومقام به هزاران عمل شنیع متوسل می گردندتابه خواسته های خودبرسند![]()
وهرگزبه عاقبت عمل زشت خودمتوجه نیستند که سرانجام آن چه تبعاتی برای خودودیگران داردراستی به چه دلیل از خودبیگانه ایم ودست به کارهای غلط می زنیم وفقط خودرا می بینیم وهمه چیز را برای خودمی طلبیم وتصورمی کنیم که کارمان درست است وخودرا مطلق خوبیهادانسته ودیگران را پراز عیب و ایراد, چراعاقلانه زندگی نمی کنیم به قول مولوی
ذوق باید تادهدطاعات بر
مغزباید تادهددانه شجر
دانه ی بی مغز کی گرددنهال
صورت بی جان نباشد جزخیال
ص 277 دفتردوم مثنوی
آدرس ما
https://www.instagram.com/a1341m1368p1372/
https://twitter.com/i5z78wsthql5mxn
🆔️@ndayosoug