علم بدون عمل مانند داروی بدون اثراست

چو از دانشی مرتورا سود نیست      دوایی است کژ هیچ بهبود نیست

درختی است کانرا نباشد ثمر      زناکشته چون  خورد خواهی توبر؟

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص251

مهمترین مسئله این است که اول باید خودعلم ونوع علم را شناخت , آیادانش ماکاربردی است یانه , چه دانشی برای چه چیزی می خواهیم آیااندوخته های ما متناسب بانیازهای ماست

هرکس نیازهای خاص خودرا داردنیازهای شخصی با نیازهای اجتماعی متفاوت است , یادگیری علمی باید طبق نیازهای جامعه باشد تاامکان عملیاتی شدن راداشته باشد , هرشهرو مکان و روستایی موقعیت خاص خودراداردبه خاطرسامان بخشیدن به وضع آن باید مطالعات مادرزمینه موضوعات همان مکان باشد

هرزمینی استعداد هرکشتی را نداردبنابراین کشت محصولات در آن زمین بایدبا درنظرگرفتن استعداد آن زمین باشد

 ذهن انسانهاهمانند حافظه کامپیوترنیست و نباید هم باشد , ماحق نداریم حافظه مان را بااطلاعات بدردنخوروغیرکاربردی پرکنیم , دانستن اطلاعات غیرمفید ازقدرت خلاقیت و ابتکارمامی کاهد

 زمانی می توانیم به اوج پیشرفت برسیم که بدنبال علوم مفید و کاربردی باشیم وزمان و مکان را برای اجرای اندوخته های خود بخوبی بشناسیم درهرجایی نمی شود هرکارخانه ای را ساخت مانمی توانیم فن آوری تولید قطعات الکترونیکی  رادرکشت جوو گندم بکاربریم هرکدام ازاینهاجداازهم اند فن آوری خاص خودرا دارند

دردنیای کنونی مطالب مضروضدعلمی تحت عنوان علم درمدارس و دانشگاهها طراحی و تدریس می شود که اثرات منفی درزندگی دارد وقدرت رشد را از انسان می گیرد و انسان را به موجودی بی خاصیت  وبدردنخوروسلطه پذیر وزیاده خواه و مستبد وتنبل و عقب مانده ی بظاهرمدرن تبدیل می کند که به جز منافع زودگذر شخصی به چیزی فکرنمی کند که ادامه این حرکت خزنده خطرناک است

آدرس ما

http://mamshoug.blogfa.com/

https://www.instagram.com/a1341m1368p1372/

https://twitter.com/i5z78wsthql5mxn

🆔️@ndayosoug