ترانیست بهتر زحفظ زبان
هیچ چیز برای شخص سودمند تر از نگهداشتن زبان و نیکی کردن نیست
ترانیست بهتر زحفظ زبان به بیهو ده مگشای هرگز دهان
هم از بذل نیکی دریغ است مباد که بعد از تو نیکی بماند بیاد
![]()
![]()
![]()
هیچ چیز برای شخص سودمند تر از نگهداشتن زبان و نیکی کردن نیست
ترانیست بهتر زحفظ زبان به بیهو ده مگشای هرگز دهان
هم از بذل نیکی دریغ است مباد که بعد از تو نیکی بماند بیاد
![]()
![]()
![]()
ایمان بنده کامل نشود مگر آنکه هرکه را دوست یا دشمن دارد بخاطر خدا باشد
چو کس باشد ت دشمن اندر نظر ترا دوست باشد چو شخص دگر
چو بهر خدا باشد این مهرو کین ترا کامل است ای خردمند دین
![]()
![]()
![]()
مومن وقتی برادردینیش گرسنه باشد خودراسیرنمی کند
زسیری کند مرد دین اجتناب نباشد چو همسایه را نان و آب
مراورا دهد بهره از آن خویش بود جان همسایه اش جان خویش
![]()
![]()
![]()
کسی که دانش ندارد براه راست نمی رود , کسی که بخشنده نیست سروری نمی یابد
زدانش کسی را چو سرمایه نیست همه سیراو در خط گمرهیست
ترا نیست گر بخشش ای هوشمند نخواهی شدن سرورو سربلند
![]()
![]()
![]()
کسی که ایمان ندارد رستگارنمی شود , کسی که اهل یقین نیست ایمان ندارد
بدل نورایمان نداری اگر نجات تو نبود به چیز دگر
شود حاصل ایمان ترا با یقین تبه گردداز شک و تردید دین
![]()
![]()
![]()
شایسته نیست کسی را که خشم و شهوت براو غالب است خردمند نامید
چو برکس شود چیره خشم و غضب ورازشهوت افتد به رنج و تعب
نخوانش خردمند که او جاهل است نه این شیوه ی مردم عاقل است
![]()
![]()
![]()
هیچ کس از آن کس ناتوانتر نیست که نفسش را رها کند تا اورا هلاک سازد
نباشد چنو هیچکس ناتوان که سازد رها نفس خود را عنان
رود پیش اندرره ناروا بخاک افکند نفس سرکش ورا
![]()
![]()
![]()
درلذتی که باعث پشیمانی شود و شهوتیکه منجربه درد و گرفتاری گردد خیری نیست
چو لذت به سوی ندامت کشد زشهوت چو رنج و عذابت رسد
تورا نیست خیری دراین هردو کار همان به که باشی از آن برکنار
![]()
![]()
![]()
آنکه دردش را از طبیب خود پنهان کند امید بهبودش نرود
چو پنهان کنی درد خود از طبیب شوی خسته آخر زصبرو شکیب
نخواهی شفا یافتن الغرض هلاکت کند رنج درد و مرض
![]()
![]()
![]()
باانتقام گرفتن سروری بدست نیاید در صبر لغزش نیست
بزرگی به عفو است نی انتقام مزن گام اندرره انفضام
مصون داردت صبراز هرخطا عجول است درمانده و بینوا
![]()
![]()
![]()
هیچ چیز دین را مثل طمع خراب نمی کند , هیچ چیز دین را مانند پارسایی اصلاح نمی نماید
بدین راه یابد فسادی اگر زحرص و طمع باشد آن بیشتر
بسامان گراید اگر کار دین شود از ورع بیشتر این چنین
![]()
![]()
![]()
هیچ فریبی مانند اعتماد به روزگارنیست
مکن تکیه برگردش روزگار تورا باید از آن بسی اعتبار
نبینی تواز آن فریبند ه تر وفا نیست درسیراین بد سیر
![]()
![]()
![]()
هیچ پیکاری مانند پیکار با خود نیست
چو جنگی تو با دیو نفس شریر بایمان نمایی تو اورا اسیر
جهادی از این نیست برتر تورا دهد اجرو مزد جز یلت خدا
![]()
![]()
![]()
حسود از شخص مورد حسد راضی نمی شود مگر به مرگ او یا نابودی نعمتش
چو محسود افتد بخاک سیه مراورا شود زندگانی تبه
بیاساید آنگه حسود پلید براو لعنت جاودانی مزید
![]()
![]()
![]()
ادب تا با عقل همراه نباشد سودی ندهد
چو همره نباشد ادب با خرد تورا ای مودب چه سودی دهد
چراغ ادب از خرد روشن است ادب برتن با خرد جوشن است
![]()
![]()
![]()
بنده هیچ گاه نلغزد مگر وقتی شکش بریقینش بچربد
چو غالب شود شک کس بریقین برون آرد ش ازره حق و دین
دهد جمله طاعات اورا بباد یقین تو هرگز بدین سان مباد
![]()
![]()
![]()
هرگز اجر حاصل نمی شود مگر به کام کشیدن جرعه های تلخ شربت صبر
نخواهی رسیدن به اجر و ثواب نخواهی تو رستن زرنج و عذاب
مگر باده صبررا سرکشی نباشی زتقدیر درسرکشی
![]()
![]()
![]()
شیرینی سعادت هیچگاه معلوم نمی شود مگر با چشیدن تلخی بدبختی
تو از لذت نیک بختی دمی شوی آگه ای بی خبر آدمی
گه از باده ی تلخ بخت نگون بکام تو ریزند لختی چو خون
![]()
![]()
![]()
نگاه انسان پیک دل اوست
نگاه تو ای دیده پیک دل است سزاوار امردل تافتن مشکل است
تو بینی و دل خواهد ازمن همی به هر خواستن افتم اندر غمی
![]()
![]()
![]()
کسی که همتش عوض گرفتن دنیا از آخرت بود , سودی نبرد و واجبی را ادا نکرد
چو کس آخرت را بدنیا دهد نه سودی از اینکار و سودا برد
نه فرضی اداسازد از مال خویش نه بیچاره خیری فرستد به پیش
![]()
![]()
![]()
براه راست رفتن و از بدی دوری گزیدن و اصلاح آخرت کوشیدن شیوه ی پرهیزکاراست
رود برره راست پرهیزکار ندارد زفکرمعاد او قرار
بپرهیز د از فتنه و کار زشت بود جای او بی شک اندر بهشت
![]()
![]()
![]()
پرهیزکار سه نشانه دارد : عمل پاک , آرزوی کوتاه و غنیمت شمردن فرصت ها
سه دارد نشان شخص پرهیزکار بود وقت را او غنیمت شمار
باخلاص اندرعمل کوشد او بود کوتهش خواهش و آرزو
![]()
![]()
![]()
لذت بزرگان در خوراندن است و لذت فرومایگان درخوردن
بزرگان زاطعام لذت برند بجان راحت دیگران را خرند
فرومایه را لذت از خوردن است توانائیش در دل آزردن است
![]()
![]()
![]()
باتکا ی حدس و گمان داوری کردن از عدالت بدور است
چو خواهی بامری کنی داوری بحق و عدالت تو روی آوری
مکن تکیه برحدس و ظن و گمان که از عدل و انصاف دوراست آن
![]()
![]()
![]()
به کسی که بخودش بدی کند امید نیکی نمی رود
چو با خویشتن بدکند بنده ای نه او باشد انسان ارزنده ای
نه امید نیکی توان داشت زاو نه اورا بود عزت و آبرو
![]()
![]()
![]()
برای هیچ کس از دنیایش بهره ای نیست مگر آنچه صرف آخرتش کرده باشد
زدنیا ترا بهره دانی که چیست جزانفاق برآخرت هیچ نیست
چو خیری زمالت فرستی به پیش نصیب تو باشد از آن خیربیش
![]()
![]()
![]()
هیچ چیز بیش از همنشینی با نیکان انسان را بسوی خیرنمی کشاند و از بدی باز نمی دارد
برد صحبت نیک مردان گزین مشو غافل ازهمدم و همنشین
کزان نیست از بدر هاننده تر نه برنیکی و خیرخواننده تر
![]()
![]()
![]()
جز باقی مانده عمرمومن چیزی از زرسرخ گرامی ترنیست
نباشد گرامی تر از سرخ زر بارج و بها نزد اهل نطر
مگر باقی عمرمردان دین مگرقدراعمال اهل یقین
![]()
![]()
![]()
کسی که به غیر جوانمرد حاجت برد حکیم نیست
چو حاجت برد کس بسوی لئیم نباشد سزاوارنام حکیم
فرومایه را نیست مردانگی بدوراست از خیر و فرزانگی
![]()
![]()
![]()
شتاب درگرفتن انتقام شیوه ی بزرگان و نیکان نیست
بزرگان نباشد زود انتقام بود تنعیشان دائم اندرنیام
ره بخشش و عفو گیرند پیش باحسان و نیکی گرایند بیش
![]()
![]()
![]()