همه کارم زخودکامی
همه کارم زخودکامی ببدنامی کشيد آخر نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها
شرح بیت
خودکامی و خود پرستی عاقبت مرا رسوای جهان کرد چرخيدن به دور خود و بی اعتنا بودن به ديگران از عوارض خودخواهی است ، گزيدن انزوا و غزلت باعث می گردد که انسان از پيرامون خود بی اطلاع باشد و چگونگی رفتار و برخورد ديگران با خويشتن و بالعکس را بخوبی نتواند تشخيص دهد چه بسا ممکن است درسنجش خود دچار اشتباه و خطا گردد با اينکه نيت خوب و خيری دارد ولی در نزد مردم به بدنامی و خود خواهی مشهور شده است ، بد نامی در پيش ديگران از ظواهر قضايا است بلکه در باطن قضيه ديگری نهفته است ، که مردم معمولی از فهم آن عاجزند چنين تصور می نمايند که عارف فردی منزوی و عزلت گرا يا خود خواه است زيرا از آتشی که در درون عارف شعله ور است بی خبرند بايد هم بی خبر باشند ، جوينده راه حقيقت می تواند به حقيقت دست يابد کسی که از منازل طريقت بدور است و هيچگونه حرکتی هم به خود نمی دهد نمی تواند اسرار و حقايق هستی را در يابد بنابراين رازهای هستی برای عارفان واقعی پنهان نخواهد ماند و تنها ازگوشه نشينی آنان بغلط در محافل عمومی و عرفانی سخنها خواهند راند. 