خزان يئلــــی  يارپاقلاری توکنده

بولوت داغـدان  ينيب کنده چوکنده

شيخ الاسلام گوزه ل سسين چکنده

نسگلی سوز  اورکلره ديردی

آغاشلاردا آللاها باش ايردی

 

درآن هنگام كه بادخزان برگهاي درختان را مي ريزد و ابرهاي تيره و مكدر از پشت كوه هاي سربه فلك كشيده به سوي ده روانه مي گردد و شيخ الاسلام با صداي خوش خود مشغول مناجات و اذان مي شود و حرفاي سوزناك و غصه آوري بردلها مي نشيند و درختان هم برپروردگار جهان سجده مي نهند . آري درگذر زمان همه چيز تغييرمي يابد فصل ها پشت سرهم مي آيند و مي روند فصل حزان فصل درس و عبرت است دراين فصل زيبا و دوست داشتني باچشمان خيره خود شاهد ريخته شدن برگهاي سرسبزدرختان هستيم دراين ريختن ها هشدارهاي تكان دهنده اي وجود دارد ازاين پيام ها ي عبرت انگيز بايد بهره برداري مفيد و سازنده ا ي براي خود داشته باشيم و اوقات طلائي خودرا بيهوده درمسيرهاي مهمل سپري نسازيم و هرچه كه باشد طبيعت كارخودرا انجام خواهد دادچه بخواهيم و چه نخواهيم روزي موهاي سياه و زيبايمان سفيد و خزان زده خواهد شد دراين سفيد شدنها خبرهايي هست خبرخوشي نيست ولي براي انسانهاي فعال و كوشا و درست كردار اينگونه خبرها خوش آيندو لذتبخش است واما براي اكثرماها به جز كربت و غم چيزي نيست ، تمام پديده هاي عالم هستي اعم از درختان و غيره مشغول رازو نيازبا اويند و به سوي او درحال حركت اند ، نمي دانم چرا ماانسانها درغفلت و بي خبري بسر مي بريم و ازاو غافليم و به ياد  او نيستيم راستي چرا اينگونه زندگي مي كنيم البته همه انسانها درعالم بي خبري زندگي نمي كنند ولي اكثر انسانها فاقد هدف و برنامه اند .