حيدربابا قره چمن جاداســـی
حيدربابا قره چمن جاداســـی
چووشلارين گله رسسی صداسی
کربلايا گئد نلرين قاداســــی
دوشسون بو آج يولسوزلارين گوزونه
تمدنون اويدوخ يالان سوزونـــــه
ازبدو خلقت بشرريا و ظاهرسازي و نفاق و دوروئي به رنگ هاي مختلف وجود داشته و دارد اين پديده منفوربراساس شرايط و اوضاع زمان ظهورمي كند و ساده لوحان و زودباوران را تحت تاثيرخودقرارمي دهد عده اي از انسان نماها بخاطر رسيدن به منافع زودگذر دنيوي خود چهره هاي متفاوتي را ازخود بروز مي دهند تا ازآب گل آلود ماهي بگيرند موضع گيري اينگونه اشخاص دردورانهاي مختلف متغيراست ، دردوران شاعر حيدربابا نجواي رشد و تمدن درگوش ها طنين افكن بود انسانهاي چاپلوس و رياكارولي دردرون توخالي زشت تمدن به خود مي گيرند و با شعارهاي دروغين به ظاهر مترقي وارد عرصه مي گردند شاعر با تيزهوشي خاص خدادادي خود به ذات خبيث اينها پي مي برد و اينهارا به جز گدايان قداره بند چيزي تلقي نمي كند و افراد مذهبي خالص را و آنهايي كه خالصانه به كربلامشرف مي شوند به اينگونه گداصفتان خونخوار و استثمارگر ترجيح مي دهد .