درشگفتم
درشگفتم که دراين مدت ايام فراق برگرفتی زحريفان دل و دل ميدادت
شرح بیت
درتحير و حيرت بسر می بردم که در ايام و لحظات جداي و فراق دل حريفان را برگرفتی و دل بخاطرتان درحال تپش بود و تحمل هجران و جدايی برای دل داده تو بسيارسخت و دشواراست بازيبايی خاصی که دروجودت نهفته است دل عاشقانت را درربوده ای و آنهارا شيفته ابدی خود ساخته ای و روزگارانی است که انتظار حضورگرمت را در سر می پرورانند ودراين سودا نه تنها زيان نکرده اند بلکه سود سرشاری هم نصيب شان شده است ، ولی آرزوهای سوزناک دل فقط با وصلت روبه پايان است ، نمی دانم چه حکمتی وجود دارد چرا از ما غايبی ومارا درنمی يابی ، تاکی بايد انتظار کشيد تاکی بايد ضجه و زاری کرد تا کی بايد درآتش هجران و فراق سوخت و پروانه وار گرد شمع گشت ، اين سوختنی ها و آه و ناله ها تا زمان وصال ادامه دارد وفقط لحظات وصال است که آتش درون را خاموش می سازد ، ديدن رخ زيبايت از آرزو های ديرينه و هميشگی ماست ، فقط مهر توست که دردل ما جريان دارد و درون را صيقل می دهيم تا تصوير رخ زيبايت درآينه ما افتد. آری من درانتظاربودم و دلم برايت يک ذره شده بود و از عاشقان سرسخت تو بودم و آمادگی داشتم بخاطر وصل از همه چيز خود بگذرم آنچه که دروجود نازنين و رخ زيبايت نهفته است درهيچ چيز وجود ندارد و ترجيح می دهم که بخاطر داشتن تو و رسيدن به تو دست از تمام لذايذ زندگی بشويم آنی که درتو وجود دارد درهيچ کدام از خواسته ها و تمايلات دنيوی نفس وجود ندارد چونکه خواهش ها و لذايذ دنيوی آنی و لحظه ای است ولی لذات و تجليات عشق او ناشی از وصال ابدی است وزوالی درآن وجود ندارد دنيا محل تنازع و کشمکش است و بخاطر زنده ماندن و بقاء خود مداوم درحال تلاش و تکاپو هستيم و از هيچ امری دريغ نمی ورزيم و سعادت ابدی و هميشگی را مجاهدت و سعی و کوشش تلقی می کنيم و در اين اقيانوس بيکران هستی همه مان دست و پا می زنيم تا به مقصد نهايی برسيم و هرکدام از ماها براساس ظرفيت و استعداد خود از انعام او توشه ای برمی داريم و دراين ميدان مبارزه و مقاومت رقيبان سرسخت زيادی داريم و اگر ميدان را خالی کنيم آنها وارد عمل خواهند شد و گردونه هستی را به نفع خود تغيير خواهند داد پس نيازی به هوشياری مداوم داريم بايد درتمام زمينه ها هوشيار و زنده باشيم و به جز بصيرت و دانايی به چيزی انديشه نکنيم و اين بصيرت و دانايی که سرانجام مارا به سرمنزل نهايی سوق خواهد داد و گرنه راه طولانی درپيش داريم و چه بسا ممکن است با يک اشتباه نابخشودنی به قعر چاه سقوط کنيم و ديگر تلاش برای نجات و رهايی مان بيهوده خواهد شد و رقيبان ستيزه جو و سرسخت جايگزينمان می گردد بنابراين لازم است هميشه و تاابد بخاطر وصال به معشوق درصحنه حضورداشته باشيم و هرگز ميدان را خالی نکنيم و خودرا اسيرخواسته ها و تمايلات ويرانگر نفس نسازيم . 