بس غريب افتاده است
بس غريب افتاده است آن مورخط گرد رخت گرچه نبود در نگارستان خط مشکين غريب
شرح بیت
در اين عالم خاکی انسان آگاه و به رشد نهائی رسيده غريب هست ، چون همنوعان خود، آن را درک نمی کنند ، آنچه که آگاهان بدان رسيده اند ديگران به آن دست نيافته اند ، آنان در بين مردم هستندو با مردم معاشرت می کنند و رفت و آمد می نمايند ولی احساس فراق و تنهائی می کنند ، با اندوهی بيشمار و دلی مملو از درد و رنج به حيات خود ادامه می دهند، ولی اگر از محيط و نادانی به سوی مردم آگاه و دانا و با بصيرت مهاجرت نمايند، به صفوف عاشقان واقعی متصل خواهند گشت و درگلزار عشق و معنی از عطر دل انگيز معشوق بهره مند خواهند شد، و تجليات معشوق روح ظريف عاشق را سرشار از عشق ومعنی خواهد کرد. 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 12:32 توسط علی روحی
|