زعشق ناتمام ما جمال يارمستغنـــــــی است

به آب ورنگ و خال و خط چه حاجت روی زيبارا

شرح بيت :

صورت زيبا و سيرت دوست داشتنی يار از عشق مداوم و هميشگی بی نياز است ، رخ زيبا را به رنگ و خال و خط نيازی نيست ، چون که زيبائی و جمال از خصوصيات ذاتی اوست آنکه در ذاتش زيبائی و طراوت نهفته است با تغييرات ظاهری نمی توان به آن خصوصيات نايل داشت بنابراين معشوق را به عاشق نيازی نيست آن عاشق است که بطور متوالی در پی معشوق است و پيوسته بخاطر کامجوئی در حال تلاش و تکاپو ست و حيات او با کام گيری از محبوب رونق می يابد ، در بيابان عشق و عاشقی رسيدن به معبود کارمشکلی است آنچه که ميسوراست همانا لحظه وصال به معشوق واقعی است وصلت واقعی در چارچوب عشق واقعی است بخاطر شناخت واقعيتها بايد تحقيق و تفحص کافی کرد ، واز زوايای مختلفی به موضوع نگريست زيرا روی صيقلی و شفاف را زنگارهای مختلفی احاطه نموده و بايد با صافی های از قبل تعيين شده روی شيشه را پاک و تميز نمود ، تا آنچه که مورد دلخواه است به آن رسيد ، عشق آتشی است شعله ور اگر اين آتش دروجود عارف بدرخشد سوزش او تاثير عميقی در روند جاری زندگی خواهد گذاشت .