اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش88

عــــزيزيم يارا يازيم

يوخومدير چارا يازيم

کونلومون صحيفه سين

دولـوبدور هارا يازيم

ترجمه

رازهاواسراردرون وعقده های دل را باید به یاربنویسم

چاره ای نیست باید آنچه که لازم است نوشته شود

نغمات شادوغموم سوزناک صفحات دل را نوشت

دل پراز رازها سوزها و غم ها و شادی هاست , این اسراررا به کجاباید برد

من انسانم , ادارک دارم , احساس دارم , عقل و شعوردارم , می بینم و می شنوم , هرچه که در اطرافم موجوداست آن را بخوبی درک می کنم

سختی ها , مرارت ها , رنج ها و کربت ها , زخم ها و نیش ها , طعنه ها و کینه ها , سوزها و گدازها , همه اینها را احساس می کنم , دلم پراز انواع اقسام ظلم ها و شقاوتهاست این اعمال شنیع توسط همنوعم برایم تحمیل شده است

چه کنم ؟ آیا ساکت و خاموش باشم ؟ با مشعل سوزنده دل چه باید کرد ؟ بافشارها و اجحاف ها و تبعیض ها وتحقیرها چه کنم ؟ اگردرحال خود باشم وتکیه گاه و پناهگاهی نداشته باشم وراز و رمززندگی را ندانم وبی گداربه آب و آتش بزنم بدلیل محدودیت توانایی آواره و سرگردان درگوشه ای دست وپا خواهم زد وتلاشم به جایی نخواهد رسید

به هرکجابنگری اگرتنهاباشی توانایی حل مشکلات وارده را نخواهی داشت , برای مقابله باستم های ستمگران نیاز به نیروی مافوق و قوی داریم که این نیرو برهمه چیز مسلط باید باشد وقوانین محکمی داشته باشد وبا اتکابه این نیرو و قوانین محکم آن میتوان برمشکلات موجودچیره گشت

منظوراز این بایاتی بیان احساسات وعقده های دل انسانهاست , انسان مظلوم و ستم باید جایی ومکانی برای بیان سختی های خود داشته باشد , این جا و این مکان و این معبد واین پذیرنده سخن کسی جز یارنیست