عاشيق اؤزون بيلديره ر
اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش60
عاشيق اؤزون بيلديره ر
دئيه ر سؤزون بيلديره ر
منـــــی آغلادان فلک
آخير بيرگون گولدوره ر
عاشق خودش را نشان می دهد
باگفتارنغز و شیرین حرفش را بیان می کند
آن فلکی که من را گریانده است
روزی می خنداند
ای کاش اینگونه نمی شد ای کاش همه چیز براساس موازین و موارد خاصی بوجود می آمد, ای کاش دنیا از بیخ و بن کنده می شد و بگونه ای دیگر می شد , ای کاش معنی شدن , بودن , داشتن , نداشتن , برخلاف وضع ظاهری خود تعریف می شد![]()
ای کاش فلسفه زندگی و فلسفه مرگ درهمین دنیا بطورواضح و آشکار برای خواهان آن مشخص می گردید, ای کاش توان , نیرو , و استعدادها بطوروارونه و برخلاف اصول و قواعد موجود شناخته می شد , ای کاش دغدغه ای بنام عشق ورزیدن و دوست داشتن ازقلوب عشاق محو و نابود می شد![]()
ای کاش نوعی انجماد و سردی برای دلگرمان و دوستداران حاکم می شد , نمی دانم , چرا همه چیزوارونه و درهم و برهم نیست , چرا هستی واقعیت داردچرا موجودی بنام انسان پا به عرصه هستی نهاده است برخلاف همه ای کاش ها برخلاف همه چراها حقایقی وجود دارد شناختی وجود دارد عالمی وجود دارد, نشانی وجود دارد , تصور همه ای کاش ها معنی ندارد ![]()
باید دنیا راآنگونه که هست دید , باید عاشق شد , باید قلب را آکنده از عشق و معرفت نمود , باید زندگی را دوست داشت , باید گرمی و صفارا سرلوحه حیات خود قراردارد, باید از نشانه ها پی به آفریننده برد![]()
نمی توان این راه را با بی تفاوتی پیمود این راه سختی های زیادی دارد , ولی درعوض حلاوت و شیرینی خاص خودرا دارد, پیمودن این راه خیلی سخت و دشوارنیست ![]()
اگرخودرا آماده سازیم اگرموانع موجودرا از راه خود برداریم همه چیز آسان و سهل خواهد شد , امید جای خودرا به ناامیدی محض خواهد سپرد , اگر امیدوارباشیم گذرلحظه ها و ثانیه های زندگی برای ما باارزشترخواهد شد و اززندگی خود لذت خواهیم برذ و به اطراف خود بادبده مثبت خواهیم نگریست و غموم بیکران حیات از وجودمان دور خواهد شد ![]()
دیگر درفکرگریه و استغاثه به اعمال فلک قداره بند نخواهیم شد ما برای گریستن خلق نشد ه ایم مابرای اهداف دیگری خلق شد ه ایم باید به آن اهداف مورد نطربرسیم , تمایلات و خواهش های مضحک دنیوی چیزی نیستند که ما بخاطرآنها غمگین باشیم مگر انسان عاقل بخاطر چیزهای بی ارزش و زود گذرخودش را افسرده و غمگین می سازد این چه نوع برداشتی است ![]()
مادیات و تعلقات دنیوی اعم از پست و مقام و ثروت آنچنانی چه چیزی هستند که ما بخاطر آن خودرا می بازیم , خودباختن یعنی از عرصه هستی محض ساقط شدن است خود باختن یعنی از دایره تجلیات معشوق ولذایذ واقعی آن خارج شدن است , چه لذتی بالاتراز حریم معشوق وجود دارد , اگر همانند کودکان سرگرم بازیهای کودکانه دنیای فانی نباشیم زیبای معشوق را درهمین دنیا درک خواهیم کرد![]()