مـن عاشيق سينی سينی
اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش49
مـن عاشيق سينی سينی
دولدور وئر سينی سينی
منه اؤزياريم گــره ک
نئی لم اؤزگــه سينی
تعلق و وابستگي به خود و خودي ازدير زماني دربين ملل مختلف رايج بوده و هست ، انسان ذاتا خود خواه است و به خود و خودي ارزش و اهميت خاصي قائل است![]()
غريزه خود خواهي از قويترين غرايز دروني انسان بشمارمي رود كه در تعيين سرنوشت و موضع گيرهاي انسان دربرابر امورات متفاوت و مسائل و موضوعات گوناگون نقش عمده اي را ايفا مي نمايد و درتعيين روابط مابين انسانها بسيار موثر است![]()
آري من عاشقم ، من با عشق ورزيدن زنده ام ، زندگي ام بدون عشق رو به فنا و نابودي است من فقط به يارو محبوب خودعشق مي ورزم به جز او كسي برايم ارزشي ندارد ، عاشق و دلباخته معشوق خودهستم ، به جز او كسي را دوست ندارم
موضوع خودخواهي درعشق و عاشقي نيز تاثير دارد درمرحله اول من و من نوعي خودرا مي خواهد و معشوق را نيز براي خودمي طلبد ، درحقيقت معشوق را بخاطر وصول به لذايذ خود دوست دارد اورا نمي خواهد بلكه خودرا مي خواهد ، عشق ورزيدن به معشوق عشق ورزيدن به خود است ![]()
اگر بخاطر او خودرا فاني سازيم اين فاني شدنها به بقاي خود مي انجامد ، مفهوم ايثار و از خود گذشتگي از طريقي به خود منتهي مي گردد آيا اين همه ايثار و فداكاري بخاطر معشوق است يا بخاطر خود ؟ معشوق را براي چه چيزي خواهانيم مگر نه اينست كه از تجليات وصال به اوج لذت نائل آئيم ، آيا معشوق از ما لذت مي برد معشوق كه نيازي به لذت بردن ندارد اين مائيم كه به لذت نيازمنديم ![]()
بنابراين نياز مان به معشوق بخاطر خود است ، خود خواهي يك وديعه الهي است كه دردرون انسانها نهاده شده است ، اگر خود خواهي نباشد جريان زندگي متوقف مي گردد، تداوم حيات درپهنه گيتي به خود خواهي وابسته است ، خود خواهي ازرموز اصلي عالم هستي است ![]()
پديده خود خواهي بصورت ممدوح و مثبت قابل ستايش است ، ولي اگر خودخواهي ازمسير واقعي خود منحرف گردد پديده اي بنام زياده خواهي جايگزين آن مي گردد ![]()
زياده خواهي و زياده طلبي با خود خواهي مثبت و سازنده منافات دارد ، خود خواهي مثبت و بالنده همان خدا خواهي است ، كه ضامن پيشرفت و سعادت مادي و معنوي انسانهاست ، ارج نهادن به اين پديد مقدس موجب شكوفائي و رشد درتمامي شئونات زندگي است ![]()