ميوه سيز باغـدا نه وار
اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش48
ميوه سيز باغـدا نه وار
بهره سيز تاغدا نه وار
مجنون خيالی کؤنلوم
ليلی سيز داغدا نه وار
درجائي كه خبري از عشق و محبت و صداقت نيست محل ايمني براي سكونت و زيستن نيست ، درمكاني كه از لطف و صفا و ساير لذايذ ممدوح حيات خالي است رفتن به آن مكان با عقل و منطق سازگار نيست ![]()
دردنيائي كه كدورت و خصومت و حيله و مكر حرف اول را مي زند دل بستن به آن بي معني است ، دردنيائي كه درآن زور وزرو تزوير و شقاوت و انحطاط زرنگي محض تلقي مي گردد پاي بندي به آن چه ارزشي دارد ، دردنيايي كه انسان بودن و مهرورزيدن نوعي از سادگي است اعتماد به آن چه لزومي دارد ![]()
سير و سياحت در باغ بدون ميوه و گلزار خطاي محض است ، زيرا در آن لذتي وجود ندارد![]()
دردل بايد عشق او نقش ببندد ، ياد و خيال او بايد همه وجودهارا احاطه نمايد بايد مسير خودرا تغييردهيم بايد به محل اقامت ليلي رفت با ليلي مي توان معني و مفهوم واقعي زندگي را استدراك نمود بدون ليلي زندگي ارزش ندارد گرمي و حلاوت حيات با ليلي امكان پذير است اگر ليلي نباشد ركود محض همه جارا فرا مي گيرد ، و موجودان عالم رو به انجماد مي گرايد ، عامل اصلي حركت كائنان دروجود ليلي نهفته است
عشق به ليلي عشق به زندگي است لذت و تجليات حيات درعشق ليلي است ، دلي كه در آن عشق ليلي نباشد دل نيست ، دل بي عشق همچون سنگ است ![]()
بايد عشق ورزيد بايد دوست داشت ، عشق ورزيدن و دوست داشتن ضامن سعادت و خوشبختي است ، بدون عشق زندگي پوچ و بي معني است ![]()
انسان عاقل انسان عاشق است ، انسان عاقل ديوانه و شيفته ليلي است بايد به دنبال ليلي رفت بايد همه چيزرا فداي ليلي كرد بايد بخاطر ليلي به كوه و بيابان رفت و سختي ها و مشقت هاي زيادي را متحمل گشت ، در آن سختي ها شيريني و گرمي خاصي نهفته است درلحظه وصال همه چيز فراموش مي گردد دنياي وصال دنياي اوج است دنياي ديگري است كه لذت آن قابل تفسير و تبين نيست ![]()