لای لای دئديم ياتينجا
اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش47
لای لای دئديم ياتينجا
گؤزله ره م آی باتينجا
جانيم زينهارا گلـدی
سن حاصيله چاتينجا
چه بسا روزها و شب هاي طولاني نازت را كشيدم و با لالايي به خواب عميق فرورفتي و دربالينت با روشناي ماه شب را پشت سرگذاشتم توهمچنان درخواب بودي ولي من با روياهايم بسرمي بردم و برايت آرزوها داشتم ![]()
اين اعمال را سالهاي متمادي تكرارمي كردم و لذت هاي زندگي برايم آنچنان معني و مفهومي نداشت به جز تو به هيچ چيز فكر نمي كردم همه چيزم و همه وجودم درتو خلاصه مي شد ![]()
زماني كه كم كم درحال رشد و شكوفاي بود ی با مشاهده رشد تدريجي ات به اوج لذت مي رسيدم احساس لذات حياتم با رشد و تعالي تو همراه بود و بخاطر تو سختي ها و مشقت هاي زيادي را متحمل شده ام تمام نيروهاو هستي ام بخاطر تو بكاربرده شد و هدفي به جز رشد و تعالي تو نداشتم به خواست پروردگار متعال آنچه كه درنظر داشتم به آن رسيدم ![]()
از قوانين محكم و متقن خلقت است كه بايد چنين اتفاقي رخ مي داد ، اگر مادران بخاطر فرزندان دچار سختي و مشقت نشوند زندگي درگردونه هستي متوقف مي گردد![]()
لازمه ادامه حيات درگرو فداكاري و ازخود گذشتگي مادران است ، مادران با شهامت وارد عرصه ميدان مبارزه مي گردند و بخاطر رشد و سعادت فرزندان همه ناهمواريهاي طبيعت را به جان مي خرند تا شعله هاي حيات خاموش نگردد تا هيجان و نشاط جاي خودرا به سكوت و خاموشي ندهد حاصل اين تلاشها همانا زيبايي و شادابي است ![]()
زندگي زيباست، زندگي دوست داشتني است آهنگ زندگي با وجود فداكاري مادران رو به گسترش است ، آري بهشت زيرپاي مادران است ، بهشت را رايگان به احدي اهدا نمي كنند درسايه همت مضاعف بوجود مي آيد ![]()