محرم راز دل شيدای خود      کس نمی بينم زخاص و عام را

شرح بیت

شاعر در دوران حيات خود به مقامات و کراماتی دست يافته بود که اسرارهستی را بصورت واضح و عيان مشاهده می کرد و تقريبا در درک واقعيتها ی هستی آنچنان جدی و کوشا بود که مقاومت رقيبان در برابر او سلب شده بود و احدی توانائی مقابله با اور ا در خود نمی ديد و مردم زمانه در فکر تمايلات مادی و گرد آوری ثروت و کسب مقام بودند وآنچنان اعتنائی به عشق و معنويت نداشتند و لذت زندگی را دردنيا و امورات دنيوی تصور می نمودند و گفتار سوزناک و تکان دهنده شاعر را بخوبی نمی فهميدند و زندگی را با آروزوهای طول و دراز خود و بدون هدف سپری می کردند آری اعمال و تفکرات مردم مغاير با ناله های جانگداز شاعر بود لذا کسی را پيدا نمی کرد تا حقايق زندگی را با او در ميان بگذرد حتی خواص هم بخاطر منافع مادی و زندگی دنيوی از درک هدفهای والای هستی و حيات معقول بيگانه بودند