ای دل شباب
ای دل شباب رفت و نچيدی گلی زعيش پيرانه سرمکن هنری ننگ و نام را
شرح بیت
دوران جوانی که يکی از پر قدرت ترين دوره زندگی آدمی است سپری شد و ورقی از فرصتهای گذشته بدست نياورديم و اکنون که نوبت پيری است نمی توانيم ادعای نام و شهرت داشته باشيم ، اگر انسان قوه عقل و فهم خودرا بخوبی هدايت کند و فرصتهای زندگی را يکی پس ار ديگری بيهوده از دست ندهد و از نعمتهای موجود در اطراف خود به نحو احسن بهره های لازم را اخذ نمايد و استعدادهای درونی خودرا عميقا شناسائی کند و موارد لازم را برای بکار انداختن استعدادهای درونی مهيا نمايد ، و زمينه رشد و پرورش آنهارا برای خويشتن فراهم سازد در اين صور ت می تواند در دوره پيری شکوفائی لازم را درخود پديد آورد و از تجارب کسب نموده شده در دوران شباب برای منتقل نمودن به ديگران بهره های کافی را ببرد بايستی در اصلاح خويش کوشش کنيم و زندگی خودرا بطور مهمل سپری نسازيم و با متابعت از هوی و هواهای نفسانی خويشتن را از گردونه کاروان هستی و بقای ابدی خارج ننمائيم.