با گریستن از بیم خدا گناهان برطرف می شود

چو از خوف ایزد تو گریان شوی      بدرگاه او زارو نالان شوی

گناه تو بخشد خدای کریم       مکن معصیت بیشتر ای اثیم

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص167

گاهی اوقات به بن بست می رسیم وازهمه چیز از زمین و زمان سیرمی شویم ویک چیزی در درونمان سنگینی می کند, به حالت خاصی که بیان آن غیرممکن است دچارمی شویم

 اینجاست که باید جرقه زده شودتاشمعی روشن گرددونورشمع جایگزین تیرگی هاشود

گریه دروجودانسان نقش اساسی ایفامی کند, گریه باید ازته دل باشد و خودش بیاید , با اشک مصنوعی نه دردی درمان می شودونه مشکلی حل می گردد

اشک واقعی زمانی صورت می گیردکه دل پاک و زلال و شفاف باشد , دل ذوب در آفریننده هستی شود

 گریه عامل آرامش است ودل تنگی ها را برطرف می سازد و ضامن سلامتی روحی و جسمی است وشرایط را برای خوب زیستن و منطقی زیستن و عاقلانه حرکت کردن مهیامی سازد

 گریه ذهن راخلاق می کند , اکثر ابتکارات و اختراعات بشری در بطن گریه های سوزناک و آتشین رخ می دهد

و گریه تحولات عظیمی در درون ایجادمی کند و زمینه را برای رشد و تعالی فراهم می کند, انسانیت انسان باگریه بوجودمی آید .

گریه مهربانی و نیکی را دردرون انسان تقویت می کند, منظور ازگریه کردن نشستن درگوشه ای نیست و ازهمه چیز دل کندن نیست ورهبانیت منفی نیست

اگر به خویشتن و قابلیت های خودو داشته های خودبدقت بنگریم به طراح واقعی آن که خدای متعال است ایمان خواهیم آورد

 منظور ترس خدا این نیست که خدامارا مجازات خواهد کرد منظور از ترس خدا اعتقاد به خود خداست یعنی آنچه که خدابرای صلاح و رشد و تعالی ما بیان کرده آنرا در زندگی خودعملیاتی کنیم عمل کردن به دستورات الهی به نفع دنیاو آخرت ماست چون آن دستورات بخاطر رشد و سلامتی جسمی و روحی ماست , فرد عاقل هرگز از دستورات الهی سرپیچی نمی کند چون از ته دل به آنهاباوردارد.