تورا طاعت دیو منحوس آز 

گرفتاری انسان از پیروی آزوآرزواست

تورا طاعت دیو منحوس آز        دگر آرزوهای دورو دراز

بدام بلاافکندعاقبت     منغص کندمرتوراعافیت

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص168

اگر کسی به داشته خودقانع نباشدوباروش درست و حلال درپی کسب روزی و معاش نباشد و مسیربی راهه را طی کندفرجامش به هلاکت و نابودی است

گرچه درظاهر به مال و منالی رسیده ودررفاه کامل بسرمی برد ولی اززندگی خودلذت نمی برد وعمرش با حسرت وآه و رنج و ملال سپری می شود

افرادزیاده خواه به وضع موجودقانع نیست مداوم در پی ازدیاداموال و دارایی اندوبخاطر رسیدن به ثروت بادآورده به انواع و اقسام کلک ها و دزدی هامتوسل می شوندوزندگی را برای خودو اطرافیان و دیگران تیره و تارمی سازند

ودرهرجاباشنددر آنجاگرفتاری و خصومت موج خواهد زد نه به خودشان و نه به خانواده شان و نه به مردم رحم می کنند به زمین و زمان خیانت می کنند

اگر انسان چنین روحیه ای داشته باشد عاقبت اش گرفتاری و نابودی است , افرادطمع کارآروزهایی بیشماری دارندزندگی شان با تخیلات و توهمات منفی آلوده است تصورمی کنند می توانند به همه چیز برسندو همه چیز را دراختیارداشته باشند

البته داشتن آرزو خوب است پیشرفت و تعالی در سایه آرزوبوجودمی آید موفقیت بدون آرزو ممکن نیست

 اکثر اختراعات و ابتکارات بشری با داشتن آرزوهاعملی شده است , زندگی بدون آرزو معنی ندارد 0

واماکدام آرزوقابل قبول است آرزوی مثبت و سازنده باعث رشد می شود ولی آرزوهایی منفی مخرب است و نقش تباهی دارد و مانع پیشرفت است گرفتاری انسان درنتیجه همین آرزوهای مخرب و منفی است

کند توبه ات پاک از هرگناه 

توبه گناهان را می پوشاند.

کند توبه ات پاک از هرگناه       شود زایلت زنگ قلب سیه

تواز رحمت حق مشو ناامید      که مایوس کافرشود ای سعید

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص167

توبه یعنی پشیمان شدن ازگناهان , پشیمان شدن یعنی اینکه از کارهاو اقدامات منفی ومضر خوددست برداریم .

براساس گذرزمان به چیزهایی می رسیم که به نفع مانیست آنهاراکنارمی گذاریم معنی توبه این است که از اعمال زشت و ناپسندخودپرهیزکنیم و دیگرآنهارا تکرارنکنیم .

توبه کردن به زبان نیست بلکه به عمل است , بنابراین بعضی اعمال شخصی است و بعضی اعمال عمومی است ترک اعمال شخصی ممکن است ولی ترک اعمال عمومی سخت است .

بعنوان مثال بنده مقام خاصی دارم و امضایم طلایی و موثراست , باگروهی زیاده خواه همراهی می کنم و بامضای خودآنهارابه ثروت نامشروع می رسانم و خودم نیزبه ثروت هنگفتی می رسم .

بعداز اندکی تفکرو تامل به خودمی آیم که کارم اشتباه است درفکر جبران آن می شوم جبران آن چگونه است جبران آن این است که کلیه ثروتهای بادآورده را به حساب مردم واریز کنم این کاررا می کنم .

آیا از عمل ننگین خودمبراشده ام نه خیر البته درمورد ثروت کذایی نامشروع حاصله بلی توبه عملی شده ولی در مورد اثرات امضایی که باعث ایجادرانت شده نه خیر مجرم هستم.

 چون عده ای را به ثروت نامشروع راسانده ام و آن عده ای زیاده خواه به میلیون ها انسان ظلم کرده بنده هم درتظلم وارده به دیگران و محرومین شریک جرم هستم چگونه آن را جبران کنم و چگونه آن افرادزیاده خواه را پیداکنم و خسارات وارده به مردم را از آنهاپس بگیرم مگرامکانش هست .

تقریبا غیرممکن است درسته ازعمل خودتوبه کرده ام وثروت نامشروع را به حساب مردم برگردانده ام ولی اثر آن از بین نرفته است باید به خدا پناه برد , بهتراست همیشه مراقب خودباشیم و از امکانات خودو مقام و پست خود سواستفاده نکنیم وجبران فرصت های از دست رفته سخت است و گاهی اوقات ممکن نیست .

چو از خوف ایزد تو گریان شوی 

با گریستن از بیم خدا گناهان برطرف می شود

چو از خوف ایزد تو گریان شوی      بدرگاه او زارو نالان شوی

گناه تو بخشد خدای کریم       مکن معصیت بیشتر ای اثیم

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص167

گاهی اوقات به بن بست می رسیم وازهمه چیز از زمین و زمان سیرمی شویم ویک چیزی در درونمان سنگینی می کند, به حالت خاصی که بیان آن غیرممکن است دچارمی شویم

 اینجاست که باید جرقه زده شودتاشمعی روشن گرددونورشمع جایگزین تیرگی هاشود

گریه دروجودانسان نقش اساسی ایفامی کند, گریه باید ازته دل باشد و خودش بیاید , با اشک مصنوعی نه دردی درمان می شودونه مشکلی حل می گردد

اشک واقعی زمانی صورت می گیردکه دل پاک و زلال و شفاف باشد , دل ذوب در آفریننده هستی شود

 گریه عامل آرامش است ودل تنگی ها را برطرف می سازد و ضامن سلامتی روحی و جسمی است وشرایط را برای خوب زیستن و منطقی زیستن و عاقلانه حرکت کردن مهیامی سازد

 گریه ذهن راخلاق می کند , اکثر ابتکارات و اختراعات بشری در بطن گریه های سوزناک و آتشین رخ می دهد

و گریه تحولات عظیمی در درون ایجادمی کند و زمینه را برای رشد و تعالی فراهم می کند, انسانیت انسان باگریه بوجودمی آید .

گریه مهربانی و نیکی را دردرون انسان تقویت می کند, منظور ازگریه کردن نشستن درگوشه ای نیست و ازهمه چیز دل کندن نیست ورهبانیت منفی نیست

اگر به خویشتن و قابلیت های خودو داشته های خودبدقت بنگریم به طراح واقعی آن که خدای متعال است ایمان خواهیم آورد

 منظور ترس خدا این نیست که خدامارا مجازات خواهد کرد منظور از ترس خدا اعتقاد به خود خداست یعنی آنچه که خدابرای صلاح و رشد و تعالی ما بیان کرده آنرا در زندگی خودعملیاتی کنیم عمل کردن به دستورات الهی به نفع دنیاو آخرت ماست چون آن دستورات بخاطر رشد و سلامتی جسمی و روحی ماست , فرد عاقل هرگز از دستورات الهی سرپیچی نمی کند چون از ته دل به آنهاباوردارد.

به چیزی توراگر نباشد نیاز 

باترک آنچه برایت بکارنیاید عقل تو بکمال می رسد.

به چیزی توراگر نباشد نیاز 

کنی کوته از آن اگردست آز

شوی بهره ورازکمال خرد

خدایت هرآن چیز خواهی دهد

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص166

بعضی چیزها ظاهری خوش و لذتبخش دارند, ولی ذاتشان ناخوش و فاسد است , مثلا بعضی خوردنی ها و نوشیدنی ها درظاهرجذاب و خوش طعم اند ولی مصرف آنهابرای سلامتی و تندرستی مضراست اگر رعایت نکنیم گرفتارانواع و اقسام بیماریها خواهیم شد.

پس بنابراین آنچه که درظاهرنیکو ند و درباطن خبیث اندباید از آنهادوری کنیم , درقوانین و مقررات الهی همه چیز بخاطرمصالح و منافع انسان توصیه شده وبکارگیری آنهادر امورات مختلف زندگی لازم است وموجب تقویت عقل می گردد.

عقل کامل درکسی است که مطیع بی چون چرای قانون الهی است , معنی اطاعت بی چون و چرا نفی کنجکاوی و تحقیق نیست , اگر بدنبال دلیل حکمی باشیم برایمان خوب است و دانستن علت احکام و دستورات الهی منعی ندارد.

 منتهاباید براساس ظرفیت و کشش عقلمان باشد , بعضی چیز هابرایمان معماشده و حل آن به نظر مشکل می آید ولی درقاموس هستی هیچ چیز بدون دلیل و حکمت نیست هرپدیده و اتفاقی دلیل خاص خودرا دارد و هردستورالهی دلیل دارد و رعایت آن به نفع ماست گرچه توانایی درک دلیل صدور آن را نداشته باشیم.

 ولی برای بهترشدن و خوب شدن اطاعت از آن دستور واجب است , نشانه کمال عقل اطاعت از دستورات الهی است .

تواضع شودچون ترابیشتر  

با فروتنی زیاد انسان به کمال شرف رهبری می شود, غروربسیارموجب نابودی است.

تواضع شودچون ترابیشتر      براه شرافت روی پیشتر

تورا چون تکبرفزونترشود      بنابودیت زود منجرشود

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص166

اگردقیق فکرکنیم وهمه چیز رااززوایایی خاص خودسنجش و ارزیابی کنیم , وپیش خوددرمورد خویشتن اندیشه و تعقل کنیم واین سوال را ازخودبپرسیم که از اول کی بودیم و الان کی هستیم به هیچ وجه دچارغرورو خودپسندی نمی شویم .

افرادمغرورو خودپسنداززندگی خودلذت نمی برند ومداوم درکشمکش و خصومتند و دیگران رااز اطراف خود پراکنده می کنند.

واماانسان عاقل و خردمندروش تواضع و فروتنی را انتخاب می کند, رشد و تعالی درفروتنی است.

  البته تقابل با ستمگران و غارتگران روزگاراز این مقوله خارج است , در برابرجنایتکاران روزگارتواضع  معنی ندارد, ولی در برخورد با عامه مردم انسان باید متواضع و فروتن باشد .

نگهداربامال خود عرض خویش  

شرفتان را بامالتان حفظ کنید.

نگهداربامال خود عرض خویش      که باشد گرامی شرف همچو  کیش

دراین ره نه امساک زیبابود      چورفت آبرو , شخص رسوابود

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص189

مال یعنی دارایی یعنی آنچه که درتملک است اعم از ملک و موجودی نقدی , آنچه که دراثر تلاش و کوشش حاصل می شود .

حیثیت وموجودیت انسان بستگی به مال و دارایی اش هست , با وجودمال وداریی است که کارهاو پیشرفت هاصورت می گیرد بدون مال هیچ پیشرفتی رخ نمی دهد .

برای هراقدامی و عملی به تصویب بودجه ای نیازمنداست , اگر دقت لازم درزندگی داشته باشیم و زمان خودرا بدرستی مدیریت کنیم واز لحظات و ثانیه ها دقیق بهره برداری کنیم و همه چیز را به موقع و درجای خودو درزمان خودانجام دهیم همیشه سعادتمندو خوشبخت هستیم به هیچ کس و هیچ قدرت نیازی نخواهیم داشت و درپیش مردم اعتبارخواهیم داشت.

علتش این است که از مال و دارایی خودبرای سعادت و خوبی مردم و اطرافیان بخوبی استفاده کرده ایم , وجودمال نقش موثری در تامین نیازهای ضروری داردودرپیشرفت علمی و تحقیقات و خلاقیت هایارو یاورماست .

البته مال باید از راه حلال و باکاروکوشش مثبت و سازنده بوجودآید نه از طریق حرام و بادلالی و دزدی.

  مالی که بازور و ارعاب و احتکارو گرانفروشی و با رشوه و کم کاری حاصل شود چنین مالی نه تنهاحافظ شرافت و هویت مانیست بلکه ویرانگر و مایه نکبت و شقاوت ماخواهد شد منظور مال حرام نیست بلکه منظور مال حلال است .

نخستین عطای تو خوشرویی است 

 

خوشرویی نخستین بخشش و آسانترین دهش و سخاوت است.

نخستین عطای تو خوشرویی است      که خوشروئیت به زخوش گویی است

تورا باشد آسانتر از هرسخا      چنین است کرداراهل صفا

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص189

برداشت:

انسان ذاتاخوش رو و زیبا خلق شده است وزیبایی وجمال را دوست دارد, نشیمن اختیارکردن درطبیعت زیبا و سرسبزباامواج بیکران آبشارهاوبا نغمات شورانگیز و جذاب پرندگان وبا آهنگ دلنوازو معنی دارموسیقی نوعی دلگرمی و امیدخاصی دروجودمان بارورمی گردد و روحیه مان درمقابله با ناملایمان و مصائیب دهرتقویت می کند.

بخشش های آنچنانی زائیده اندیشه هاو تفکرات مثبت و نوع دیدگاه مابا موضوعات و مسائل روزمره زندگی است , اگر نیک اندیش باشیم به همه چیز از زاویه خوب بنگریم بخشش دروجودمان شعله ورخواهد شد .

خوشرویان دربسترآرامش اندوجودشان سرشاراز نشاط و شادمانی است مصاحبت باآنهادلهارازلال و صاف می کند وسختی هاو تنگناهارا ازوجودمی زداید وزمینه بهترزیستن و معنی دارزیستن را فراهم می سازد .

انسان خوشرو هرگز نق نمی زندو به زمین و زمان بی دلیل نمی تازد و همه را بایک چوب نمی راندهرکس و هرچیز را درجایگاه خاص خودمی بیند.

ودنیارا برای خودش تاریک و وحشتناک نمی سازد وبرای هرچیزی و هرمعضلی راه حل منطقی دارد مردمیدان است بدنبال ناشناخته هاست از سختی هاگریزان نیست .

جانانه برمشکلات می تازد وسنگهای تراشیده شده را از میان برمی داردودنیارا زیبا و جذاب و دوست داشتنی می بیندوآخرت و عاقبت زندگی را بخوبی درک می کند.

ودرزندگی هدف دارددرهرجاباشد در آنجاتاثیرگذاراست منافع دیگران را برمنافع زودگذرخود ترجیع می دهد.

از خودخواهی و زیاده خواهی متنفراست خویشتن را آماج حملات ویرانگر نفس ستمکارقرارنمی دهد ازندگی خودلذت می برد و به آخرت خودنیز فکرمی کند.

جمال سیاست بودعدل و داد 

دادگستری به هنگام حکمروایی وازگناه دیگران درگذشتن دردوران قدرت , بهترین سیاست است.

جمال سیاست بودعدل و داد       دگرعفودرقدرت ای مردراد

زبیدادویران شودمملکت       جهان گرددآباداز معدلت

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص188

منظوراین نیست که ازهرگناهی و عملی بگذریم وکسی را مجازات نکنیم , برای پرورش و رویش درست گلهاودرختان وایجاد محیط سرسبزو شاداب نیازبه دفع آفات و حشرات مزاحم هست .

 اگر باغبانی درتنطیم امورات مختلف باغش کوتاهی و سستی کند, عوامل خطرناک و کشنده دردرون باغ نفوذ کرده  وهستی اش را ساقط می کند .

بنابراین برای ماندن برمسندقدرت به مقابله قاطع با عناصرمخرب نیازمندیم اگر ازخودمان دفاع نکنیم نابودیمان حتمی است 0

حکمران عادل ودلسوزباید شناخت عمیقی از اطراف خودداشته باشد و عملکرد دیگران را بادقت و درایت و هوشیاری توام با تجربیات اندوخته شده و اصول علمی مورد ارزیابی و سنجش قراردهدواقدامات و برخوردهارا ازهم تفکیک کندوگناهان و خطای شخصی مردم را عفونماید .

وامابعضی خطاهای شبکه ای که توسط بیگانگان هدایت می شود باآنهابرخورد قاطع کنداینگونه خطاهامتعلق به عامه مردم نیست نادیده گرفتن و عدم مجازات مرتکبین مانع اجرای عدالت می شود .

نادیده گرفتن عملکرداختلاسگران و محتکرین و دزدان روزگار و قاتلان قسم خورده مردم با شیوه حکمرانی عادلان منافات دارد وامادربعضی موضوعاتی مانند پرخاشگری مردم بخاطر مشکلات موجودوفقروگرانی درهرزمانی که باشد تحمل آن برای حاکم واجب است از چنین خطاهایی باید گذشت کرد .

 

چوآئی به جنگ هوی و هوس

جنگیدن با هواو هوس بهای بهشت است , جهاد با خود بالاترین جهاداست0

چوآئی به جنگ هوی و هوس       کنی نفس اماره را درقفس

بپاداش خواهی به جنت رسید      جهادی ازاین خوبتر کس ندید

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص188

این همه می گوییم مبارزه با هواوهوس , مبارزه با هواوهوس یعنی چه , چه حرکات و خواسته ای هواوهوس است , کدام خواسته و حرکات هواوهوس نیست , انسان با خواسته هاو تمایلاتش زنده است اگرخواهش هااز انسان گرفته شودبه موجودی جامدتبدیل می گرددولذت زندگی از وجودش زدوده می شود.

بنابراین خواسته های که باعقل و منطق و خیرو نیکی مزین شده ازجمله خواهش های ممدوح و پسندیده است واماخواسته ها و تمایلاتی که باشرو نکبت و زیاده خواهی آلوده شده چنین خواهش هامذموم و همان هواوهوس است یعنی تمایلاتی که پشتوانه ندارندو بیهوده اندوعقل سلیم آنهارا همراهی نمی کند.

منظور از جهادباخویشتن یعنی مداوم درحال سنجش اعمال و رفتارو گفتارمان ومقابله با ناهنجاریهای نفس طغیانگر است اگر لحظه ای آن رابه حال خودرهاکنیم آتش برپامی کند و بنیادهستی مانرا از بیخ و بن برمی کند.

نفس ظالم و ستمکاراست , باید باستم کارمبارزه کنیم مبارزه با ستم نفس یعنی پالایش درونی آن از آلایش های غیرطبیعی دنیوی است و هدایت آن به مسیردرست است و تقویت اندیشه های مثبت و خلاق دروجودخویش است .

اگر جهت گیرهای مادرامورات مختلف زندگی سازنده و مثبت و معقولانه باشد بهشت واقعی را درخویشتن حس خواهیم کرد.

جهاد باخودمهم است اگر تمام انسانهاخودشان را اصلاح کنندواندیشه ها و تفکراتشان را به سوی خیرو نیکی و ابتکارو خلاقیت در امورات مادی و معنوی سوق دهندریشه خصومت هاو جنگ ها و خونریزی هابرای همیشه کنده می شود.

چو گیری ره عفو و اغماض پیش 

رحمت خدا با عفو و گذشت بربنده فرود آید کمال نفس به عقل است.

چو گیری ره عفو و اغماض پیش     ترارحمت حق رسد هرچه بیش

ترا نفس کامل شود از خرد      خردمند کی درره کج رود

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص165

رحمت خدایعنی چه , رحمت خدایعنی انتخاب مسیردرست ومنطقی درزندگی است , بدین معنی که خداوندجهشی درتفکرو اندیشه انسان بوجودمی آوردکه نتیجه آن تفکرموتورعقل را روشن می کندتاباتوسل به آن زشتی هارا ازخوبی هاتشخیص دهیم , نقش بخشش دراین است که باعفو وگذشت تفکرخودرااحیامی کنیم وزمینه سعادت و خوشبختی دروجودمان شعله ورمی گرددورشدوتعالی جایگزین سستی و تنبلی می شود عفودرزندگی انسان معجزه می کنددنیای مارادگرگون می کندومارااز پرتگاههاولغزش های سنگین دورمی سازد وروحیه خودباوری و سازندگی مان رادوچندان می کندوخطرنادانان روزگاررا کاهش می دهد, بخشش درمال , عفووگذشت از خطاهای دیگران ازجمله اقداماتی است که شیوه زندگی مان را به سوی نورانیت و صلح و صفا سوق می دهد و دلمان را نرم می سازد البته عفووگذشت زمان و مکان وجای خاص خودرا دارددرمواردی مانند ظلم ستمگران واقدامات قاتلان و جنایتکاران روزگارویا دیکتاتوری که خون انسانهای بی گناه را به زمین ریخته ویا مدیرووزیروهرکس قدرتمندی که اختلاس ودزدی کرده و حقوق محرمین را پایمال نموده وازراه دزدی و کلک به ثروت باده آورده دست یافته است بنابراین عفو و گذشت شامل اینگونه افرادو یاسیاستمداران ستمکارنمی شودوطیفه اصلی ما مقابله قاطع و کوبنده با اینهاست , واماعقل سالم نقش سازنده ای در رشد نفس دارد.

تصدق کنددفع و رفع بلا 

مرگهای ناگهانی باصدقه زائل می شود0

تصدق کنددفع و رفع بلا     نباشی تو هرگز بدان مبتلا

شوی ایمن ازمردن ناگهان    چه خواهی تو بهتر زامن و امان ؟

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص165

فهم و درک بعضی چیزهابااطلاعات ناقص مان سخت است منظور از زایل شدن مرگ ناگهانی باصدقه چیست , چگونه مرگهای ناگهانی با دادن صدقه ازبین می رود , مگر اختیارمرگ دردست خدانیست , بلی اختیارمرگ همه انسانهادردست خداست , بعضی از مرگ هادراثر درگیری ما بین انسانهارخ می دهد , عامل اصلی اکثرخصومتهاو کشمکش هایی که منجر به مرگ می شود فقرو نداری است , دادن صدقه موجب افزایش رفاه عمومی می شود اگر همه مردم از امکانات زندگی برخوردارباشند, درگیری و خصومت آنچنانی مردم  که نتیجه نهایی اش مرگ است ازبین می رود, صدقه درتعدیل ثروت نقش عمده ای دارد .

ترارستگاری به طاعت بود 

رستگاری در فرمانبرداری خدااست  نافرمانی خدا مایه بدبختی است0

ترارستگاری به طاعت بود    غنای تواندر قناعت بود

تورا تیره بختی بود ازگناه     گنه روزگارتو سازد سیاه

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص165

بعنوان مثال سازنده یک دستگاه تلویزیون برای چگونگی استفاده از آن برنامه و راهنمابرای مصرف کنندگان تهیه می کندو آن را دردسترس خریداران قرارمی دهد, برای طول عمردستگاه و سالم ماندن آن نیازبه رعایت برنامه مربوطه توسط خریدارو یا مصرف کننده آن است , اگرکسی به  مقررات مربوطه بی اعتنایی کندهرطوری که خودش می خواهداز آن استفاده کند دستگاه مربوطه بزودی کارایی خودرا از دست خواهد دادبعداز اندک زمانی غیرقابل استفاده می گردد,زندگی انسان نیز از این دایره خارج نیست , خالق هستی برای چگونه زیستن ما قوانین و مقرراتی ارسال کرده است و برماست که آن را درزندگی خودبکاربندیم مثلاچه چیزهایی برخوردن حلال و واجب است وچه چیزهایی را نباید بخوریم متناسب با ساختاربدنمان خوردنی و نوشیدنی هابرایمان پیشنهاد شده است اگر خوردنی هاو نوشیدنی هاتوصیه شده را به نحو احسن رعایت نکنیم دچارخسارت و زیان خواهیم شد و سلامتی مان به خطرمی افتد, درچنین شرایطی بازنده خودمان هستیم نه خالق هستی , درامورات اجتماعی هم همینگونه است اگردستورات الهی را رعایت نکنیم زندگی برایمان سخت میشود علت بروزمشکلات و ناهمواریهاو ناهنجاریهای کنونی ریشه اش در عدم رعایت قانون الهی نهفته است , درتمامی مسائل اعم از سیاسی و حکومتی اطاعت از فرامین الهی واجب است اگر نباشد تیره بختی و شقاوت جایگزین سعادت و خوشبختی می گردد که نمونه اش وحشیگری امروزی انسانهاست که بخاطر زیادخواهی و ندانم کاری و خودخواهی انسان امروزی تیشه برریشه خودزده است .

 

زاحمق گریزان شدن بهتر است 

 

دوری از احمق بهتر ازنزدیکی به اوست و خاموشی وی به از سخن گفتنش می باشد

زاحمق گریزان شدن بهتر است      بقرب اندرش جمله شورو شراست

سکوتش بود بهتراز نطق او       تو باوی مکن هیچگه گفتگو

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص164

احمق کسی است که از موقعیت خودو جایگاه خودبی خبراست وفاقدشناخت و آگاهی از موضوعات روزمره می باشد , ودرک و تجزیه و تحلیل منطقی از حوادث و رخدادهای روزگارندارد, نزیکی به چنین کس به جز زیان وعقب ماندگی فایده ای ندارد , البته منظور این نیست که به او بی احترامی کنیم و رفتارناشایسته با او داشته باشیم صحبت و مراوده بااو را نباید بطورکلی ترک کنیم و ارتباط خودرا بااو قطع نمائیم چنین اقدامی قابل قبول نیست , بلکه باید درتعامل بااو احتیاط کنیم و براساس نظرات او تصمیم گیری نکنیم چون که چنین تصمیمات به نفع مانیست , بنابراین هستند کسانی که شناخت واقعی از اطرافیان وحتی مسولین ندارندوخادم را از خائین تشخیص نمی دهندوتحت تاثیر جوسازی ها و شانتاژ های اربابان زوروزرو ریاو تزویرقرارمی گیرندومواضع شان به نفع هیچ کس نیست , نزیکی به احمق خطرناک است کسی که توانایی تفکیک حق از باطل را نداردبهتراست خاموش باشد و اظهارنطرنکند, یک مورد اظهارنسنجیده لطمات جبران ناپذیری برپیکراجتماع واردمی سازد وچه بساممکن است سالهاکشوری را دچارخونریزی و جنگ کند وجمع کردن آن غیرممکن باشد .

تراچون به دل حسن نیت بود 

 

انسان با حسن نیت به خواسته های خود می رسد0

تراچون به دل حسن نیت بود      گرت پاک و نیکو سجیت بود

به آمال خودزودخواهی رسید       سعادت به سوی تو خواهد دوید

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص164

منظوراز حسن نیت چیست , حسن نیت یعنی آنچه به آن اعتقادداری و آنچه برای خودت خوب و پسندیده است برای دیگران هم خوب و پسندیده باشد , آنچه موردپسندماست تنهاموضوعات مادی نیست موضوعات و مسائل گوناگونی اعم از معنوی و مقام و جاه و منصب وغیره را نیزشامل می شود, بنابراین اگرهدف و خواسته مان هدف و خواسته سایرانسانهانیزباشد وتفکرو اندیشه مان فقط برای خودنباشد و دیگران هم درزمره اندیشه هایمان باشد , همه چیز دگرگون می شودوتحولات عظیمی درزندگی انسانهاپدیدمی آید, زندگی مان هدفمندمی شود شادی و نشاط منطقی جایگزین اضطراب و پریشانی می گردد, باید دربرخوردبامردم صادقانه عمل کنیم و ظاهرمان با باطنمان یکی باشد , درهمه چیز روراست باشیم درمواجه با مصائب و گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و کمبودها تنهامنافع خودمان مدنطرنباشد ودرفکر این نباشیم که امکانات فقط به مابرسد , اگر دیگران محرم باشند به ماربطی ندارد, از هرطریقی که باشد فقط همه چیز شامل ماگردداینگونه عمل کردن ها و فکرکردن هامغایرباداشتن حسن نیت است , داشتن حسن نیت به ظاهرنیست بلکه به باطن و درعمل است , اگر انسانهاصادق و یک رنگ باشند تمامی مشکلات و گرفتاریهای بشری حل شدنی است .

پیام آوران راسزد عقل و هوش 

 

ازفضل و دانش فرستاده به میزان خرد فرستنده پی برده می شود0

پیام آوران راسزد عقل و هوش       نه هرگفته ای را توان کرد گوش

چو باشد فرستاده نادان و پست       به عقل فرستنده آرد شکست

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص163

اگرکسی به علوم سیاسی و اجتماعی و مهارتهای مختلف فنی مسلط باشد وتیزهوش و تیزبین باشد می تواندپیام های ارسالی دیگران و یا مطالب منتشرشده در شبکه های اجتماعی و یا محتوای شبکه های تلویزیونی را بخوبی ارزیابی کند و سره از ناسره تشخیص دهد, وچگونگی صحت آنهارابخوبی ارزیابی کند, بنابراین باتامل و تفکر دقیق درمورد پیامهاو متن ها و تصاویرارسالی می توان به دیدگاه و عقل و منطق ارسال کننده پی برد .

 

کندطاعت حق چو پرهیزکار  

باطاعت خدا بهشت به پرهیزکاران نزدیک می گرددبا نافرمانی آتش دوزخ برای گمراهان برافروخته می شود0

کندطاعت حق چو پرهیزکار       بهشت آید اورا بقرب و جوار

بدوزخ فروزان شود ازگناه       بسی آتش از بهرگم کرده راه

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص163

برداشت:

بهشت یعنی امنیت , آسایش و آرامش , مهربانی و همدلی , درست زندگی کردن ولذت بردن از حیات, جهنم یعنی ناامنی , جنگ و خونریزی , خصومت و کشمکش , تجاوزبه حقوق همدیگر, غلط زندگی کردن و سیرشدن از زندگی , بهشت و جهنم دردرون ما نهفته است , بهشت و جهنم مجموعه باورهاو اندیشه هاو دیدگاههای ماست , اگر تفکرو اندیشه ها و باورهاو دیدگاههای ما سازنده و مثبت باشد نشانه ای ازبهشت است , اگر باورهاو دیدگاههاو اندیشه های مامنفی باشد نشانه ای از جهنم است , هستند کسانی که ازامکانات مادی عالی برخوردارندودر کاخها وویلاهای چندهزارهکتاری ومجهز و مدرن ودرمناطق خوش آب و هوای کره زمین زندگی می کنندو گردش مالی شان چندهزارمیلیاردی است ولی از نعمت خوب زندگی کردن محرومندو روزگارشان با کشمکش و خصومت و جنگ و طرح و نقشه کشیدن برعلیه همدیگرسپری می شودودرمقابل آنها کسانی هستندکه امکانات مالی شان همان حداقل حقوق دریافتی است نه ویلادارندنه کاخ وحتی منزل مسکونی شان استیجاری است ولی اندیشه مثبت وسازنده ای دارندوبه داشته های خودقانع اندو درموردنداشته هاحداکثر تلاش را برای رسیدن به آن از راه حلال و منطقی انجام می دهندزندگی شان آکنده از صفا و صمیمیت و مهرو محبت است و از زندگی خودلذت می برند, منظوراز طاعت خدا اجرای قوانین و مقررات الهی است , اگر کسی از ته دل به قوانین الهی اعتقادداشته باشد و آن را درزندگی خودبکارگیرد به بهترین موقعیت های زندگی می رسد و هرگز از زندگی کردن خسته و ناامید نمی شود, زندگی برایش شیرین و جذاب و گواراخواهدشد. بنابراین موضوع بهشت و جهنم گسترده است و تبین تخصصی آن از حوصله این بحث خارج است 0

 

چو پیوند خویشی رعایت کنی  

نیکی نسبت به خویشاوندان درشمارصدقه است.

چو پیوند خویشی رعایت کنی      تو ارحام خودرا کفایت کنی

بهین صدقه را کرده باشی ادا      چنین است راه رضای خدا

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص161

منظورازصدقه دراینجاشیوه ومتددرست زندگی کردن وروش برخوردمنطقی با اطرافیان و خویشاوندان است , مومن واقعی کسی است که با اطرافیان و خویشاوندان براساس معیارهای اصولی و عقلی رفتارنماید واز انصاف و عدالت دورنباشد , اگر چنین شرایطی را در زندگی خودداشته باشیم از هرلحاظ در آرامش خواهیم بودودراین حالت است که  زمینه جذب و مشارکت همگانی دراامورات مختلف و حل معضلات و پیچیده های خاص حیات برای ساختن آینده خوب و ایده ال فراهم می گردد, وصلح و صفاو لذت بردن اززندگی , جایگزین تنش وخصومت می شود , بنابراین نیکی کردن به اطرافیان و خویشاوندان به نفع خودمان است , نباید به کسی منت نهیم و ازکسی انتظارداشته باشیم چون تمامی نیکی هاو خوبی هابخاطرخودمان هست , رعایت اصول و دستورات اسلامی به نفع همگان است , وعدم اعتنابه مقررات الهی به زیان همه است .

چو خواهی ترا عزت و آبروی 

عزت درقناعت است0

چو خواهی ترا عزت و آبروی      نباشد هدر همچنان آب جوی

برو جان من با قناعت بساز       مشو هیچگه بنده ی حرص و آز

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص161

اول لازم است تعریفی از قناعت داشته باشیم , قناعت یعنی تنطیم درست و معقولانه مخارج و هزینه هازندگی است , هزینه های خودرا متناسب با درآمدهاتعریف کنیم , اگرهزینه مان از درآمدمان بیشترباشد نتیجه اش منفی است و برای ادامه زندگی باید به کارهای خلاف و نامشروع روی آوریم ودربرابرهرکس و ناکس عزت و اعتبارمان را ازدست خواهیم دادوچه بسابه ظلم و ستم و اجحاف حقوق دیگران  هم مرتکب شویم منشاو مبدااکثراقدامات جنایت آمیز از همین مقوله است , اگر کسی توانایی تنطیم منقطی هزینه ها و درآمدهای خودرا نداشته باشد فرجام کارش به ناکجاآبادخواهد انجامید , ولی اگر قدرت تنظیم هزینه خودرا متناسب به در آمدمان داشته باشیم به همه چیز می رسیم و زندگی خوب و شادابی خواهیم داشت هرچه که اراده کنیم به آن می رسیم و نهایت عزت درهمین است که باتوجه به درآمدمان برنامه ریزی کنیم دراین صورت می توانیم به همنوعان خود نیز کمک کنیم زندگی خوب و لذت بخش در سایه قناعت شکل می گیرد.

بزرگی به جود و سخاوت بود 

بزرگواری و جلب ستایش مردم به بخشندگی است باطمع گردن مردان به بند خواری کشیده می شود0

بزرگی به جود و سخاوت بود     ستایش سخا پیشه گان را سزد

زحرص و طمع گردن آزمند      در آید به خواری و خفت به بند

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص161

انسان های خوش فکروصادق لذت زندگی را دربخشش می بینند, آنچه که دارند(داشته های مادی , معنوی , علمی )آن را بخاطرسعادت و خوشی همنوعان خودبه اشتراک می گذارند, ولی انسان های زیاده خواه و طمعکارهمه چیز را برای خودمی خواهندبا حرص و طمع شرایط را برای خودو همنوعان خودتیره و تارمی سازند.بنابراین عزت و بزرگی دربخشش نهفته است , بخشش سرمایه هستی است , بخشش امواج بیکران آرامش و سعادت است , بخشش درگوهربارزندگی است , درجامعه ای که اهداف اصلی مردم همانابخشیدن و مساعدت به همدیگراست از گرفتاری ها و ناهنجاریهای و مشکلات روزمره کمرشکن بدورندبرعکس اگرهدف اصلی مردم طمع کاری و حرص وولع باشد چنین مردمی روی خوشی نمی بینند روزگارشان با کشمکش و خصومت و قتل و خونریزی سپری می شود.گرفتاری شان چندبرابرمی گردداز نعمت های دنیاو آخرت محروم می شوند0

 

بود مردمومن اگر پارسا 

مومن با پارسایی به تزکیه نفس نائل میگردد0

بود مردمومن اگر پارسا      کند حب دنیای فانی رها

به تهذیب اخلاق نایل شود    به ایمان و اسلام کامل شود

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص161

برداشت:

منظورازپارسایی شناخت خویشتن و یافتن استعدادهای ذاتی خوددر تمام زمینه هاست , هرکس درذات خودتوانایی های بالقوه در تمامی موارددارد, پارساکسی است که این استعدادهاو توانایی هارا بخوبی و بدرستی بشناسدواز آن به نحوممکن استفاده کند, تزکیه نفس یعنی تطهیردرون خوداز تمامی رذایل و آلودگی هاست , آلودگی هامتنوع و مختلف است , ظلم به دیگران , غارت و چپاول اموال عمومی , عدم پذیرش مسولیت درامورات مختلف زندگی , تنبلی و سستی , عدم تحرک , عدم تمایل به یادگیری علم و دانش و مهارتهای فنی درتمامی موارد, اینهاجزآلودگی هاست , اگر کسی آلودگی فوق را از خودنزدایدنمی توانددر جرگه مومنین و پارسایان قرارگیرد, بنابراین درگوشه ای نشستن و دعاخواندن مشکلی را حل نمی کند, دعازمانی کارسازاست که ازخودتحرکی داشته باشیم و شناخت و بصیرتی در تمام زمینه هادرخوییشتن بوجودآوریم مومن واقعی کسی است که توانایی انجام کارهای خارق العاده را داشته باشد درپی ما می توانیم هاباشد درمخیله ذهنش کلمه نمی توانیم هرگز رسوخ ننماید ودرحداقل امکانات و حداقل شرایط بهترین هارا ایجادکندوهرگز ازکارکردن , ونوع آوری و تفکرو اندیشه مثبت وسازنده خسته نشود.

تراآگه ازموت اکبرکنم  

بزرگترین مرگ آبرو پیش ناکسان ریختن است0

تراآگه ازموت اکبرکنم       توانم اگر دفع این شرکنم

برناکسان ریختن آبروی    بود بدترین مردن ای نیک خوی

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص160

برداشت:

ناکسان یعنی چه , منظوراز ناکسان انسان نماهای آلوده به خودخواهی و ریاو زیاده خواهی است چنین افرادی به جز خودو منافع خود به چیزی و کسی فکرنمی کنند, هرچه که درعالم هستی وجودداردهمه آن را برای خودمی خواهندحتی به اطرافیان خود نیز رحم نمی کنند, دوست دارندآنچه که می خواهند و آنچه که می گویندآنی برآورده شود, ناکسان زمانه ما(مرفهین بی درد, سرمایه داران آلوده به ظلم و ستم ,روسای جمهورامریکا, ملکه فاسد انگلیس , شیفتگان غرب, طاغوتیان )آیامی شودپیش اینهااسرارخودرابیان کردآیاواقعااینهاقابل اعتمادند, انسان عاقل هرگز به ناکسان روزگارو خونریزان زمانه اعتمادنمی کنداتکابه اینهایعنی مرگ تدریجی ,درطول تاریخ هستندکسانی که به ناکسان روزگاراعتمادکردندو نتیجه آن را دیده اند(اعتمادسرهنگ غزافی به امریکاو انگلیس , نتیجه اش کشته شدن غزافی , اعتمادگورباچوف به امریگا نتیجه اش متلاشی شدن اتحادجماهیری شوروی, اعتمادصدام به امریکا نتیجه اش سرگونی و اعدام صدام , اعتماد روحانی به امریکا نتیجه اش برجام نافرجام  گرانی و تورم 50درصدی )

به احسان توانی کشیدن به بند 

گردنها با نیکی به بند کشیده می شوند بخشش عیب هارا می پوشد0

به احسان توانی کشیدن به بند      زمخلوق گردن تو ای هوشمند

شود عیبهایت به بخشش نهان       به مدحت گشایند مردم زبان

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص160

هرکدام ازجملات و بیانات ومفاهیم و واژه ها دریایی از حکمت و معرفت و اقیانوس بیکران روش اداره امورجامعه و موضوعات مملکت داری است , درکجایی دنیاو درکدام مکتب و نگارش دانشمندان و سیاستمداران و حتی جامعه شناسان چنین مطالبی کامل و دربرگیرنده کلیه امورات زندگی انسانهابصورت مفصل وفراگیرمطرح شده است , منظورازگردنهابه نیکی بند کشیده ,یعنی چه , یعنی انسانهابا نیکی و خوبی رام می شوندحتی سنگدلان , اگر تحمل رفتارهای ناپسنددیگران راداشته باشیم و درمقابل حرکات ناموزون و غیرقابل پذیرش آنها عکس العمل موزون و منطقی داشته باشیم بخشی از مشکلات موجودرا ازبین برده ایم وزمینه ایجادرفاه و آرامش را برای همنوعات خودآماده کرده ایم چون اکثرناهنجاری های موجودناشی از چگونگی رفتارها و برخوردهای ماست , رفتارهای ناپسند نتایج ناخوش آیندی دارندولی رفتارهای نیک و معقول اثرات سازنده ای دارنددرمقابل کردارزشت دیگران باید روش بخشش را انتخاب کنیم انتخاب روش بخشش جای و مکان خاص خودرا داردمنظور این نیست که درقبال قلدوران و زوگویان و متجاوزین و مرفهین بی درد و دیکتاتوران روزگارمنفعلانه عمل کنیم باید نوع بخشش را تفکیک کرد و بخشش درموردمسائل شخصی و فردی پذیرفتنی است نه در موضوعات سیاسی و اجتماعی و مبارزه با ظلم و ستم واجحاف های بوجودآمده توسط زورگویان زمان , دراینگونه موارد باید قاطعانه عمل کرد.

تورا صدقه اموال افزون کند  

برکت مال درصدقه است0

تورا صدقه اموال افزون کند     گرفتاری ازخانه بیرون کند

اگر باغبان فضله ی رزبرد       از آن بیش انگورشیرین خورد

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص160

برداشت:

صدقه بخشی از اموال است که دارنده آن به افرادنادارمی بخشد , منظوراز برکت مال درصدقه به معنای افزایش و زیادی مال نیست , به ظاهرمال صدقه دهنده کاهش می یابد ولی درباطن چیزدیگری نهفته است , منظورازدادن صدقه تشویق مردم به تنبلی و کم کاری نیست بالعکس ایجادتحرک و پویای در اجتماع است , درجامعه اسلامی نباید فقیروجودداشته باشد اگر در اجتماعی تعدادفقرابه مراتب ازتعداد ثروتمندان افزونتراست درحقیقت در این اجتماع اجرای قوانین اسلامی کم رنگ است یا اصلامردم به اعتقادات پایبندنیستند, کلادستورات دینی براساس نیازهاو خواسته بشری تنظیم شده است و برای تک تک امورات حیات انسانهابرنامه دارد, ثروتمندان باید بدون منت و چشم داشت بخشی از اموالشان را به فقرابدهنداین قانون الهی است صدقه موجب تعدیل ثروت و نفی شکاف طبقاتی و افزایش رفاه عمومی است , در منطق اسلام تکاثر ثروت در دست گروه و یا شخص خاصی محکوم است ثروت باید همچون روخانه جاری در پیکراجتماع تزریق شودو همگان از فواید آن بهرمندشوندهرکس به تناسب استعداد و توانایی خوداز آن بهره ببرد البته در ثروت حلال هم بازخواست و مواخذه وجودداردوافرادحق ندارنددست به آب وآتش بزنندو هرطوری که دوست دارندآن را بکارگیرندوبرای ثروت حلال نیز قوانین و مقرراتی وجوددارد نمونه اش همان صدقه دادن است صدقه در ایجادرفاه عمومی نقش موثری داردهرکجافقیرباشد در آن جامردم به مسائل شرعی شان عمل نکرده درحقیقت به عمق اسلام پی نبرده اند مسلمانی شان شناسنامه ای است 0

تراگربود رتبت ارجمند

گزند حادثه به اندازه بلندی رتبه است ( هرچه مسئولیت بیشتر باشد خطر زیادتراست)

تراگربود رتبت ارجمند     فزونتررسدبرتو رنج و گزند

وگر باشد آسایشت آرزو      زگمنامی آن را تو کن جستجو

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص159

برداشت:

راحتی وآسایش وامنیت درنداشتن پست و مقام ومسولیت است , افرادفاقد مقام و منزلت زندگی شیرین و جذابی دارندنه به کسی پاسخ گواندونه موردبازخواست و انتقادقرارمی گیرندونه تهدیدو تشویق می شوندازهمه غموم بیکران عالم مادی آزادندهرطوری که دلشان می خواهدآنگونه زندگی می کنند, ولی داشتن مسولیت و پست و مقام نه تنهاسعادت و خوشبختی نمی آوردبلکه سختی های زیادی نیز به همراه دارد, عاقلان هرگزدرپی پست ومقام نیستند, نمی دانم چراعده ای بخاطررسیدن به پست و مقام به هزاران کلک و تقلب و فریب مردم متوسل می شوندوحتی برای رسیدن به آن به قتل و خونریزی هم مبادرت می ورزند, واقعاارزش این را داردکه بخاطرچندروزحکمرانی خون هزاران بی گناه به زمین ریخته شود سرانجام این همه جنایت چه خواهدشد آیاتاابد درمسندقدرت باقی خواهیم ماندفرجام کارمان به کجاخواهدانجامید مگراز وضع موجودمان رضایت داریم مگردر آرامش هستیم آیامی توانیم بدون محافظ و بادیگاردآزادانه در بین مردم تردد کنیم پاسخ منفی است بنابراین اگرقبول مسئولیت بخاطراجرای قوانین الهی و گسترش عدالت و خدمت به مردم باشد مانعی نداردچون هدف اصلی خدمت به مردم وکسب رضایت الهی است بدون درنطرگرفتن رضای خداخدمت به مردم معنی ندارد.

عمل میوه ی باغ دانش بود

باردرخت دانش کردارنیک است نه گفتارنیک

عمل میوه ی باغ دانش بود

تراباید این سو گرایش بود

نیاید به سامان زگفتارکارها

  عمل باید ای مرد نیکو شعار

نقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص159

معیاروسنجش واقعی دانش باعمل و کردارمشخص می گردد, هستند کسانی ازنظرعلمی به مقامات عالی رسیده اندو شهرت و آوازه شان به بلندای گیتی گسترش یافته ولی ازنظرشخصیتی چندان تاثیر مثبت و سازنده ای در پیشرفت و ترقی انسانهاندارندورفتارشان سازنده و اصلاح کننده نیست چون خودشان نیازبه اصلاح دارندظاهری خوب وزبانی چرب دارندولی باطنی آلوده و پراز کینه و نفرت دارنددنیایشان دنیای زیاده خواهی و غروراست نقششان درجامعه مخرب و ویرانگراست , عالم و دانشمندبدون عمل برای جامعه مفیدنیست