نباشد مصون از عذاب خدای
کسی که مردم از شرش مصون نباشد ازعذاب خدا ایمن نیست
نباشد مصون از عذاب خدای هرآن کس که شیطان شدش رهنمای
کسی نیست ایمن از آزاراو سربارمردم بود باراو
![]()
![]()
![]()
کسی که مردم از شرش مصون نباشد ازعذاب خدا ایمن نیست
نباشد مصون از عذاب خدای هرآن کس که شیطان شدش رهنمای
کسی نیست ایمن از آزاراو سربارمردم بود باراو
![]()
![]()
![]()
چقدرخوب است که انسان به کم بسازد وزیادببخشد
خوش آن کاو بسازد به کم درجهان بودازقناعت بسی شادمان
ببذل و به بخشش گشاید چو دست به محتاج و مسکین دهد هرچه هست
![]()
![]()
![]()
کسی که همتش درسیرکردن شکمش و آرام ساختن شهوتش باشد خیلی از خیربدوراست
تراهمت ارشهوت و خوردن است نه این زندگانی به از مردن است
چه دوراست خیراز تو ای چارپا چو مردی چه داری که ماند بجا
![]()
![]()
![]()
وقتی گنهکار پوزش می طلبد کیفرکشیدن بسیارزشت است
گنه کار چون پوزش آرد بکار زکردارخود باشد او شرمسار
چه زشت است کیفرکشیدن ازاو بود عفو او قیمت آبرو
![]()
![]()
![]()
بخل درحال توانگری خیلی زشت است
توانگر چو امساک ورزد خطااست به غایت نکوهیده و نابجا است
ورابذل و بخشش پسندیده تر قناعت به درویش زیبنده تر
![]()
![]()
![]()
بخشش زیاد خودرا بزرگ مشمار زیرا خود از آن بزرگتری
عطای تو بسیار باشد اگر بچشم حقارت تو در آن نگر
تووالاتری از عطای بزرگ برو قدرخودرا بدان ای سترگ
![]()
![]()
![]()
چیزی را که نابودی پذیرد مخواه و از دنیای فانی برای سرای باقی توشه برگیر
به چیزی که فانی است کمتر گرای شو آماده از بهر دیگر سرای
توزاد سفررا فراهم نمای زفانی نگیرو به باقی فزای
![]()
![]()
![]()
کسی را به بدی خطاب مکن زیرا جواب زشت تورا ناپسند خواهد آمد
بزشتی مکن هیچ کس را خطاب کزو زشت خواهی شنیدن جواب
نخواهی تو گر رنجه انگشت خویش مزن برسر هیچ کس مشت خویش
![]()
![]()
![]()
از درافتادن و لغزش کسی شادمان مشو زیرا نمی دانی که روزگار برای خودت چه پیش می آورد
زافتادن کس مشو شادمان چه دانی که فردا چه زاید زمان
نباشد بتر کس زبدخواه خلق بترس ای بد اندیش از آه خلق
![]()
![]()
![]()
مردگان را به بدی یاد مکن زیرا برای گناه همین بس است
بزشتی مکن یاد از آن که مرد که او خوب و بد همره خویش برد
همینت کفایت کند برگناه به غیبت مکن نامه ات را سیاه
![]()
![]()
![]()
سائل را مران اگرچه اندازه نگه ندارد
مران از درخویشتن سائلی وراسراف ورزد مگو باطلی
گراورا دهی چیزی ای نیک خو نباشد به از قیمت آبرو
![]()
![]()
![]()
جز آن کس که پیش از خواهش بخشش کند کسی شایسته ی نام کرم نیست
نباشد سزاوارزنام کرم جز آن کس که در بذل بسیارو کم
ببخشد به محتاج پیش از سوال نباشد برش خوارچیزی چو مال
![]()
![]()
![]()
ازبخشیدن چیز اندک شرم مدارزیرا ناامید کردن از آن کمتراست
مکن شرم عطای تو گرکم بود که گل را طراوت زشبنم بود
بود اندک از هیچ بهتر بسی خجل نیست از بخشش خود کسی
![]()
![]()
![]()
آنچه را میدانی نگو زیرا برای نادانی تو همین بس است
مگوی آنچه خوانی و دانی تمام بدانش پژوهی تو کن اهتمام
که باشد به جهل تو این خود گواه مباداشود کارت از آن تباه
![]()
![]()
![]()
باحسن تدبیرناداری درمیان نخواهد بود
تراحسن تدبیرباشد اگر چه غم باشدت ای برادردگر
توانگر شوی گرتو باشی فقیر برو دست درماندگان را بگیر
![]()
![]()
![]()
باسو تدبیرتوانگری وجود نخواهد داشت
نباشد چو تدبیرو عقل معاش بجایی نخواهد رسیدن تلاش
توانگر نخواهی شدن هیچگه بعز قناعت نیابی چو ره
![]()
![]()
![]()
دردلی که طاعت نباشد و چشمی که نگرید و دانشی که سودی ندهدخیری نیست
چوچشمی نگرید براه خدا دل سخت و عاری زنورصفا
دگردانشی کاندرآن سود نیست بگو بهره و خیراین هرسه چیست
![]()
![]()
![]()
هیچکس بدانچه در آخرت دوست دارد نمی رسد مگر آنکه آنچه را در این دنیا مورد پسند اواست واگذارد .
نخواهی رسیدن به مقصود خویش تو در آن سرای ای پسندیده کیش
مگر آنچه محبوب باشد تورا زدنیاکنی بهرعقبی رها
![]()
![]()
![]()
شیرینی لذت به تلخی آفات نیارزد
به شیرینی لذت ای کامیاب منه پای بیرون زراه صواب
که شیرینی لذت دنیوی نیرزد بناکامی اخروی
![]()
![]()
![]()
به بهشت نمی رسد مگر کسی که نیکو نهاد و پاک نیت باشد
کسی را که پاکیزه باشد نهاد وراحسن نیت خدا نیز داد
بود جای او بی شک اندربهشت نه کس بدرود غیرت حسنی که کشت
![]()
![]()
![]()
اطاعت از مخلوق نباید موجب سرپیچی از امر خالق شود
مبادا تو درطاعت این و آن کنی سرکشی ازخدای جهان
نیاید زدست کسی هیچ کار چو باشی به درگاه حق شرمسار
![]()
![]()
![]()
مال جز با آزمندی جمع نمی شود و شخص آزمند بدبخت و مورد سرزنش است
نه گرد آورد مال جز آزمند نه زآن بهره ای باشد ش جزگزند
ملامت شود آن نکوهیده خو چنو تیره بختی مکن جستجو
![]()
![]()
![]()
درقومیکه یکدیگر را پند ندهند و نصیحتگران را دوست نداشته باشند خیری نیست
چو قومی نکوشد بانذارخویش نصیحتگران را براندرززپیش
بخیرش نمیباش امید وار شود عبرت آن قوم درروزگار
![]()
![]()
![]()
آنکه باردوستان و برادران دینی خود را بدوش نکشد سروری نیابد
بدل داری ارنیت سروری وگرخواهی ازدیگران برتری
تودرخدمت دوستانت بکوش بکش بار اخوان خودرا بدوش
![]()
![]()
![]()
انسان نباید به گرفتن حقش سرزنش شود بلکه باید به گرفتن آنچه مال او نیست نکوهش گردد
چو باشد کسی در پی حق خویش مزن از ملامت براو زخم بیش
وگر خواست مال دگر کس برد بهرلعنت و ناسزائی سزد
![]()
![]()
![]()
هیچ نعمتی از امنیت گواراترنیست
گرامی ترین نعمت روزگار بود امن و آسایش پایدار
نباشد بجایی چو امن و امان زهرکارهرکس شود ناتوان
![]()
![]()
![]()
دشمن را کوچک مشمار ارگرچه ناتوان باشد
عدورا نباید شماری توخرد گرش کارشد زارو فرمان ببرد
مبادا که روزی شود چیره دست در آن روز او برتو آرد شکست
![]()
![]()
![]()
دوست واقعا دوست نیست مگر رفیق خودرا درسه مورد حفط کند : هنگام پریشانی و غیبت و مرگ
ترا دوستی باشد آنگه تمام که اندررفاقت کنی اهتمام
به نکبت به غیبت به مردن همی نباشی تواز یارغافل دمی
![]()
![]()
![]()
ازوعده ایکه قادر به وفایش نیستی بپرهیز , از کسی که میترسی چیزی بتو ندهد چیزی مخواه
مکن وعده گر عاجزی از وفا که پیمان شکن باشد اهل جفا
مبرحاجت خود به نزد کسی که ترسی زمنع و دریغش بسی
![]()
![]()
![]()
خاموشی از دانش و حکمت روانیست همانطوریکه از باطل سخن گفتن سزاوارنباشد
چو از دانش و حکمت آید سخن نکو نیست خاموشی اهل فن
وگرصحبت از لغو یا باطل است چه بهتر زخاموشی کامل است ؟
![]()
![]()
![]()