چو درراه بخشش روی پیشتر
بخشش بسیاردوستان را زیاد میکند و دشمنان را به آشتی می کشاند
چو درراه بخشش روی پیشتر شود دوستانت بسی بیشتر
تورادشمنان آشتی جو شوند همه خرده گیران ثناگو شوند
![]()
![]()
![]()
بخشش بسیاردوستان را زیاد میکند و دشمنان را به آشتی می کشاند
چو درراه بخشش روی پیشتر شود دوستانت بسی بیشتر
تورادشمنان آشتی جو شوند همه خرده گیران ثناگو شوند
![]()
![]()
![]()
وام زیادشخص راستگورا دروغگو می کند ووفاکننده را پیمان شکن می سازد
کندوام بسیارعهدتو سست درستی اگرمیشوی نادرست
وگرراستگویی بکذب و دروغ بردازتو وام فراوان فروغ
![]()
![]()
![]()
شوخی و مزاح زیاد نشانه ی نادانی است , خنده ی بسیار وقار انسان را ازبین می برد
بود کثرت هزل حاکی زجهل سخن سخته گفتن نه کاری است سهل
برد کثرت خنده وقرتورا بود زشت اسراف درهرکجا
![]()
![]()
![]()
سرزنش بسیار دلهارا پراز کینه می کند و دوستان را از انسان میگریزاند
به مردم کنی دائم ار سرزنش تراسخت باشد اگرواکنش
گریزان شوند از تو یاران تو فراوان شود کینه داران تو
![]()
![]()
![]()
شوخی و مزاح زیاد انس را ازبین می برد و موجب دشمنی میگردد
زند انس برهم مزاح زیاد دهد جمله ی دوستی ها بباد
هم او دشمنان را فراوان کند هم او آدمی را هراسان کند
![]()
![]()
![]()
همانطوریکه زنگ آهن را می خورد تا نابودش کند , حسد هم جسم را بیمارمی کند تا آن را از بین ببرد
به بیماری افتد جسد ازحسد بجان نیز فرجام آفت رسد
چنان که آهن اززنگ گردد تبه حسوداست نزد همه رو سیه
![]()
![]()
![]()
همانطور یکه روز و شب باهم جمع نمی شوند دوستی خدا و دنیا هم گرد نمی آیند
ترا حب دنیا و مهر خدا نگرد به هم جمع درهیچ جا
میفکن تو بیهوده خود درتعب که همره نگرددبهم روز و شب
![]()
![]()
![]()
بسا نماز گزار که از ایستادنش به نماز جز رنج و سختی برایش بهره ای نیست
بسا کس که برپای دارد نماز کند ذکر و تسبیح خودرا دراز
ولی بهره اش زین قعود و قیام نباشد به جز خستگی تمام
![]()
![]()
![]()
بسا شخص افتاده که خوی نیکیش اورا بلند ساخت , بسا شخص بلندپایه که زشتی تند خوئیش اورا بیفکند
بس افتاده کزخلق و خوی نکوی زند تکیه برمسند عزت اوی
بسا شخص والازخوی پلید زدولت بخواری و ذلت رسید
![]()
![]()
![]()
چه بسیار کارهای فرو بسته ای که گره آنها با صبرباز می شود
بسی عقده ها گرددازصبرباز نه از صبرباشد کسی بی نیاز
کند برتو نزدیک هرراه دور نه هرمشکلی را کند چاره زود
![]()
![]()
![]()
بسا انسان که زبان اورا هلاک کرد , بسا انسان که احسان اورا بنده کرد
بسا سرکه برباد رفت از زبان به بیهوده مگشا هرگز دهان
بس آزاده که احسان ورا بنده کرد که احسان بسی نام پاینده کرد
![]()
![]()
![]()
بسا آدم بدبختی که مرگش فرارسیده اودرپی کسب مال دنیا کوشااست
بسا تیره بختی که مرگش رسید براو تند بادحوادث وزید
ولی او بکارجهان اندراست پی ثروت و مال افزنتراست
![]()
![]()
![]()
بسا روزداری که از روزه اش جز تشنگی و گرسنگی برایش بهره ای نیست
بساروزداری که از روزه اش نباشد به جز رنج هرروزه اش
نباشد ورا بهره ای ازثواب بودمردن از تنگی نان و آب
![]()
![]()
![]()
برای گمراهی انسان همین بس که مردم را بکاری امرکند که امربدان را نپذیرد و آنها را بازدارد ازچیزیکه خود از آن باز نمی ایستد
زکاری چو باشد تورا اجتناب چو بردیگری خوانی آن را صواب
کنی منع چیزیکه کارت بود ندانی ضلالت شعارت بود؟
![]()
![]()
![]()
برای بی خبری انسان همین بس که هم خودراصرف چیزی کند که بکارش نیاید
بکاری نباشد چو بهرتو سود ببارگناهت چوخواهد فزود
چواندرپی آن روی جاهلی کفایت کند مرترا غافلی
![]()
![]()
![]()
برای نادانی انسان همین بس , کاربدی را که بجای می آورد مانند آنرا برمردم زشت شمارد
چوکاری زکس ناپسند آیدت وزان احتمال گزند آیدت
اگرخودکنی پیشه آن کاربد نباشد ترابهره ای ازخرد
![]()
![]()
![]()
اندازه بگیر آنگاه پاره کن , بیندیش سپس بگو, بدان پس عمل کن
باندازه پرداخت باید نخست بریدن نسنجیده نبود درست
بیندیش آنگه سخن سازکن تودانسته هرکارآغاز کن
![]()
![]()
![]()
دل نادان دردهان اوست و زبان دانا دردلش
دل احمق اندردهانش بود زبان وی آزارجانش بود
زبان خردمند درقلب اواست نسنجیده هرگز نه درگفتگواست
![]()
![]()
![]()
ایمانت را با یقین استوار ساز زیرا چنین ایمانی بالاترین دین است
قوی کن تو ایمان خود بایقین زشک و زتردید دوری گزین
چنین باوری بهترین دین بود ترا باید این شیوه آئین بود
![]()
![]()
![]()
دانش کمی که با عمل همراه باشد از دانش بسیاربدون عمل بهتر است
چو دانش بکردارتوام بود تورا بیم نبود اگرکم بود
بسی بهتر است آن زعلم کثیر که آن را نباشد عمل ای بصیر
![]()
![]()
![]()
چیز اندکی که بدان نیاز داشته باشی بهتراز چیز زیادی که از آن بی نیاز باشی
ترااندکی باشد ارکارساز زبسیار باشی اگر بی نیاز
بود بهتر آن اندک از آن زیاد چه بیم اررود آن زیادت بباد
![]()
![]()
![]()
حق بگوئیدتابهره مند شوید و از باطل خاموش باشید تا سالم بمانید
توازگفتن حق مکن اجتناب غنیمت شمر بهر خود این ثواب
زباطل خموشی پسندیده تر سلامت بخاموشی است ای پسر
![]()
![]()
![]()
از آنچه دارید مقداری (برای آخرت ) پیش فرستید بنفعتان است و همه را باقی نگذاریدکه به ضررشمااست
زمالت چو چیزی فرستی به پیش تویی درپی سود فردای خویش
در آن بهروارث گذاری تمام بهردو سرا خاسری والسلام
![]()
![]()
![]()
ارزش هرکسی بقدردانش اواست
به دانش بود ارزش مرد و زن اگرجاهلی جان من دم مزن
میاسای زآموختن هیچگاه که نادان نمیداندازچاه , راه
![]()
![]()
![]()
امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن حدود(مجازاتهای شرعی) بنیان شریعت است
بود قائم از نهی هرزشت و بد هم ازامرمعروف و اجرای حد
همی پایه ی دین و شرع مبین اگر اهل دینی تو جز این مبین
![]()
![]()
![]()
کم گذشت بودن بدترین عیبهااست و شتاب درانتقام جویی بزرگترین گناهان است
مکن کوتهی درگذشت ازخطا که از آن بترنیست عیبی ترا
شتاب تواند رره انتقام بود بدترین جرم ای مرد خام
![]()
![]()
![]()
کم خوردن از بسیاری از بیماریها ی بدن جلو گیری میکند
زپرخوردن افتی برنج و مرض ندانی زخوردن چه باشد غرض
سلامت بپرهیز و کم خوردن است که پرخواری آزارجان و تن است
![]()
![]()
![]()
کم گویی عیبهارا می پوشاندوگناهان را می کاهد
سخن تاتوانی کم و خوب گوی به بیهوده گفتن مبرآبروی
به کم گفتن عیب تو ماند نهان گناهت شود نیز کمتر از آن
![]()
![]()
![]()
کسی که ازگذشته پند گرفت به آینده نیز به دیده ی عبرت خواهد نگریست
هرآن کس ز بگذشته آموخت پند نبیند زآینده هرگز گزند
چو عبرت گرفت او زدیروز خویش زفردا هم آموزد او اندرز بیش
![]()
![]()
![]()