ای شاهد قدسی

ای شاهد قدسی که کشد بندنقابت        وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

شرح بيت : 

 ای گواه پاک و منزه اين گره مخفی و پوشيده شده را چه کسی آشکار خواهد نمود ،  و ای مرغ خوش الحان بهشتی چه کسی برای شما آب و دانه خواهد داد  ، جمال ذات لايزال حق را چه کسی می تواند برای عاشقان و پيروان راستين حقيقت عيان سازد ،  و حضور تجلی آن چگونه خواهد شد و از چه راهی دوستداران واقعی احديت می توانند به واقعيتها و اسرار پنهان هستی دست يابند، و اين تشنه گان  سوزان را چه کسی سيراب خواهد نمود،  آنان که طريق وارستگی را انتخاب نموده اند و روز و شب را در هجران سپری می سازند و با عشقی سوزناک منتظر لحظات وصال به معشوقند.

 

گفت

گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتند       ورنبود گرنشيند خسته و مسکين غريب

شرح بیت

با مشاهده تصوير شگفت انگيز نقاش آفرينش آشنايان عشق و طريقت درجايگاه حيرت و تحير قرارمی گيرند ،  و آنچنان مست حيله گری های رسام هستی می گردند که خستگی و بی چيزی و ناتوانی خودرا فراموش می کنند،  و از خود بيخود می شوند،  اندک زمانی قوه تعقل و انديشه خودرا از دست می دهند جرقه عشق در اذهان جويای حال آماده زدن می باشد اگر بارقه ای پديد آيد موانعی در تفکرات سالک بوجودمی آيد،  عاشق واقعی پی به عظمت معشوق می برد ، با ديدن نشانه های بارز آفريننده به بصيرت و بينائی عاشق افزوده می گردد ،  و ديدگاه او نسبت به جهان هستی تغيير می يابد وجود خودرا از وجود ذات مطلق می بيند و به اين نتيجه می رسد که هرچه دارد از اوست ،  بدون او حيات برايش معنی و مفهومی ندارد.

 

گفتم

گفتم ای شام غريبان طره شبرنگ تو        در سحرگاهان حذر کن چون بنالد اين غريب

شرح بیت

ای شبهای غربت و تنهائی در سحرگاهان از کرشمه و طنازی و اعمال مربوط به آن امتناع کن  ، چون اين غريب در هنگام سحری در کنج خلوتگه خود مشغول راز و نياز بامعبود و معشوق خود می باشد ،  ديگر اعتنائی به موارد غير ندارد ،  آنچنان مبهوت پديده های عالم هستی است ،  که از پيرامون خود بی خبر است از حوادث و رويدادهائی که در اطراف خود به وقوع می پيوندد غافل است ،  زيرا آنچه که برای عاشق حائز اهميت است کسب لذات روحانی  است ،  که امکان تحقق آن درنيايش های معنی دار صبحگاهی است ،  زيرا درصبح ماده پرستان و ثروت اندوزان و غارتگران روزگار به خواب عميق شهوانی فرومی روند ،  و شهر خلوت است از هياهو و غوغاهای منحط مادی خبری نيست ،  آرامش مطلق حاکم است برای عاشق سحر خيزفرصت مناسبی بوجود آمده است که در گوشه ای عزلت اختيار کند و مشغول تفکر و انديشه در مورد آفرينش باشد ، تا از جمال و زيبای طلوع صبح به مراحل عالی رشد صعود  کند و زمينه های وصال به معشوق را در وجود خويش مهيا  سازد آری سحر خيزی نقش سازنده ای در پيشرفت و تکامل انسان ايفا می کند.

 

بس غريب افتاده است

بس غريب افتاده است آن مورخط گرد رخت     گرچه نبود در نگارستان خط مشکين غريب 

شرح بیت    

در اين عالم خاکی انسان آگاه و به رشد نهائی رسيده غريب هست ،  چون همنوعان خود،  آن را درک نمی کنند ،  آنچه که آگاهان بدان رسيده اند ديگران به آن دست نيافته اند ،  آنان در بين مردم هستندو با مردم معاشرت می کنند و رفت و آمد می نمايند ولی احساس فراق و تنهائی می کنند ، با اندوهی بيشمار و دلی مملو از درد و رنج به حيات خود ادامه می دهند،  ولی اگر از محيط و نادانی به سوی مردم آگاه و دانا و با بصيرت مهاجرت نمايند،  به صفوف عاشقان واقعی متصل خواهند گشت و درگلزار عشق و معنی از عطر دل انگيز معشوق بهره مند خواهند شد،  و تجليات معشوق روح ظريف عاشق را سرشار از عشق ومعنی خواهد کرد.

 

مينمايد عکس می

مينمايد عکس می در رنگ روی  مهوشت      همچو برگ ارغوان برصفحه نسرين غريب  

شرح بیت    

اگر اندکی به طبيعت نگاه کنی ،  و به باغها و گلزارهای آن بنگری ،  و درمورد زيبائی و سرسبزی آن تفکر کنی ،  تصوير شراب ناب را در آن خواهی ديد ،  در چهره زيباو دوست داشتنی و همانند ماه زيبا رويان حقايق زندگی را درک خواهی نمود ،  با ديدن برگ ارغوان و شکوفه های شکفته شده گل نسرين با رازها و آرزوهای بيشماری که نشانگر عشق آتشين حيات است آشنا خواهی گشت ،  و غربت برگ ارغوان و صفحه گل نسرين را بخوبی خواهی فهميد ،  که هرکدام از اين پديده ها ی هستی حرفهای زيادی برای گفتن دارند  ، به زبان بی زبانی مهمترين دروس عشق و آزادگی را برای ما بيان می کنند ،  و حقيقت وجود معشوق برای انسانهای عاشق دلسوخته عيان است اگر دقت کنيم.

 

ای که در زنجير زلفت

ای که در زنجير زلفت جای چندين آشناست    خوش فتاد آن خال مشکين بررخ رنگين غريب

شرح بیت

  دروجود فضای بيکران هستی ،  علائم متعددی وجود دارد ،  که شناخت و بررسی دقيق آن برای متفکران ودردمندان واجب است ،  اگر بطور دقيق ارزيابی و سنجش گردند ،  پيام های رنگارنگی در عالم طبيعت وجودارد ،  که برای سوختگان وادی عشق آشناست ،  زيبائی و تراوت آفرينش به خال مشکين بررخ زيبا تشبيه شده است ،  که پيچيدگی موجودات زنده ،  اسرارجهان هستی ،  گارگاه عظيم عشق و انسانيت برای صاحبان خرد و تعقل می باشد ،  عاقلان برديده عبرت به آن می نگرند،  و خويشتن را با قوانين آفريننده جهان هم آهنگ می سازند ،  و نيروی مسموم و آفت شيطانی را از خود دور می سازند ،  و با الهام گرفتن از مکتب عشق خويشتن را به قلل رفيع انسانيت سوق می دهند  ، و زمينه چگونه زيستن و چگونه شدن را برای خودو اطرافيان  فراهم می سازند ،  با روش معقولانه نوعی اميد و عشق به کالبدهای منجمد می بخشند  ، تا ارواح خفته را بيدار نمايند ،  زيرا حقايق و واقعيتها از امورات ثابت هستند که تحريف و پوشاندن آن غير ممکن است .  اگرزمانه آکنده از فتنه و فساد باشد،  باز هم نورانيت حقايق از افقهای بيکران مشاهده می گردد ،  و نور خودرا به دلهای آگاه و بينا می تاباند،  چه بسا امکان دارد زورمندان و معاندان روزگار با ارعاب و تهديد باطل را در جلوه حق به نمايش در آورند و افراد غافل را فريب دهند،  و اندکی در برابر حق مقاومت نمايند،  و لی اين عمل ننگين مقطعی است  ، زيرا گذشت زمان تاريکی هارا از بين می برد و باز هم چهره نورانی حق برای شيفتگان عشق آشکار می شود .

 

خفته برسنجاب شاهی

خفته برسنجاب شاهی نازنينی را چه غم      گرزخارو خاره سازد بستر و بالين غريب

شرح بیت

عده ای از خدا بی خبر و غافل از حقايق زندگی ،  امورات انسانهارا بدست گرفته اند ،  و مشغول عيش و عشرت و خوشگذرانی هستند ،  و چاپلوسان و رياکاران در اطراف آنها گرد آمده اند، واز امکانات ايجادشده توسط زورمندان بهره مند می گردند و هيچگونه غمی هم به دل راه نمی دهند و از محروميت و فلاکت درماندگان در بند ظلم و اجحاف بی اطلاعند ،  و اگر هم اطلاعی داشته باشند به آن چندان اهميتی نمی دهند ، به تعبير ديگر خفته گان در شهوات نفسانی ،  حال به اوج رسيدگان را درک نمی کنند ،  چون که آنها مراحل عالی عشق را طی نکرده اند و جذب در سراب های مادی گشته اند و زنگارهای بوجود آمده در دل آنها باعث گرديده که عقل شان در مسيرهای غير طبيعی و غير انسانی گام بردارد و دروادی غفلت و بی خبری حيران و سرگردان بمانند زيرا که درد عاشق را انسانهای وارسته درک می کنند،  و ليلی را بايد از ديدگاه مجنون مورد ارزيابی قرارداد و گرنه کسانی که مجنون نيستند نمی توانند عاشق بی قرار ليلی باشند.

 

گفتمش

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار    خانه پروردی چه تاب آرد غم چندين غريب

شرح بیت

گفتم ای دوست و ای سالار و سرور گيتی ،  آنچه که از اسرار از ل آموختی ،  به ما بياموز تا ماهم ،  از معنی و مفاهيم واقعی حيات بهره مند گرديم ،  در پاسخ گفت عذر مرا بپذير  ، چونکه دل شما آماده پذيرش حقايق نيست ،  بايد درخويشتن زمينه های پذيرش اسرارهستی را ايجاد نمائی و با کشيدن رياضتها و سختی ها و تحمل اتهامات و تهمتهای رقيبان از خدا بی خبر ،  می توانی آمادگيهای لازم را  بدست آوری ،  اين را بدان  کسی  که سرد و گرم روزگاررا نچشيده باشد نمی تواند به مراحل عالی حقايق زندگی صعود کند ،  و انسانهای بی عار و تنبل و خودپرور و تجمل گرا توانائی چشيدن واقعيتهای حيات را ندارند .  زيرا که جاذبه های دروغين دنيا آنهارا چنان فريفته خود نموده است که قادر به درک ساده ترين مفاهيم زندگی نيستند و حتی به خود چنين اجازه ای نمی دهند که درمورد هستی خود نيز انديشه نمايند و گذر زمان را مورد ارزيابی قراردهند.

 

گفتم ای سلطان خوبان

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن براين غريب     گفت در دنبال دل ره گم کند مسکين غريب

شرح بیت

ای حجت جهان آفرينش ،  و ای برهان قاطع ،  و دليل روشن اسرارحيات ،  ترحمی برحال درمانده و فقيربينوا بنما ،  بدان که  عارف چگونه در آتش عشق تو می سوزد،  و شعله های سوزان آن قلوب نورانی را احاطه نموده است ،  و خاکستر آن در پهنه گيتی طنين افکن است ،  و درپی فهميدن اسرارازل و چگونگی آفرينش پديده های عالم هستی است ،  و در دل خويش نقطه اوج هستی پديدآورده است ،  و با تمرين مداوم و کشيدن رياضتهای شبانه و صبحگاهی به مقام والای انسانی و الهی دست يافته است ،  و چرا توجهی به مسکين حقيقی نمی کنی او واقعا نيازمند وصال است ،  از خالصان واقعی درگاه ربوبيت است.

 

بررخ ساقی

بررخ ساقی پری پيکر       همچو حافظ بنوش باده ناب

شرح بیت

مشاهده  چهره زيبا و نورانی مه رويان ديده را به اوج لذت می برد ،  و تجليات و زيبائی خاصی در دل بوجود می آورد .  و حيات را جمال آرا و مسرت بخش می سازد ،  چون که آفريينده هستی زيباست ،  که زيبا دوستی و جمال پسندی معقولانه را دروجود انسان به وديعت نهاده است  ، با درک و احساس عميق زيبائی است که زندگی برای انسان دوست داشتنی می شود .  و عوامل سعادت و خوشبختی در قلوب انسانهای عاشق حقيقت کاشته می شود .  و اگر همانند حافظ خويشتن را پالايش نمائيم ،  می توانيم پيچيده ترين مسائل هستی را درک کنيم .  و با نوشيدن باده ناب و خالص عقل خدادادی را تقويت نموده و زمينه های رشد و شکوفائی را دروجود خويش پرورش دهيم.  تا با خلوص نيت و قلبی آکنده از عشق و زيبائی از خاکدان طبيعت عبور نموده و به کمال واقعی نايل گرديم  . و اگر جاذبه های الهی را با مجاهدت و رياضت واقعی نفس در خود به فعليت رسانيم . و از اين منبع لايزال نورانی ايجاد شده ديگران را نيز بهره مند خواهيم ساخت.

 

اين چنين

اين چنين موسمی عجب باشد      که ببندد ميکده بشتاب

شرح بیت 

نوای فرخبخش باد بهاری تحوالاتی دردرون انسان وارسته از قيد و بند نفسانی و زيبائی ها و جذابيت سراب گونه عالم مادی بوجود آورده است وشعله های فروزان عشق دروجود ش زنده گرديده ومی ناب شيفتگی خاصی در دلهای نورانی و خالص ايجاد نموده است ای انسان آزاده بشتاب در چنين حالتی با تلاش و مجاهدت کامل راه برگزيده شده را طی کن و اگر اندکی غفلت نمائی در های ميخانه بررويت بسته می شود و الهامات و جاذبه های دل انگيز معنوی از وجودت زدوده می گرددپس حيات انسانها ی صعود شده به قلل رفيع کمالات بسيار سخت و پيچيده است اگر اندکی فريب مکرهای شيطان رانده شده رار درچهره  های الوان بخورد امکان سقوط و هلاکت به پست ترين مراحل حيوانی برايش وجود دارد بنابراين پشت زدن به هواجس نفسانی از جمله دست آوردهای حفظ حالت قبلی است چون که او مسير واقعی زندگی را يافته است و از تمايلات و تمنيات دنيوی فارغ شده است.

 

لب

لب و داندانت را حقوق نمک       هست برجان و سينه های کباب

شرح بیت

جان و سينه های سوزان ودردمند و کباب شده در آتش عشق تو مشتاقانه در پی وصال نهائی است ،  و روزها و شب های همره با ناله و زاری را تحمل می کند ،  و شوق ديدار تو در وجود عاشقان بيقرار طنين انداخته است ،  و روزها و شب ها و ماهها و سالها برای آنها معنی ومفهومی ندارد ،  و لحظه ها پشت سرهم می آيند ومی روند وگوئی زمان در بستر خود ايستاده است ،  و آنان مستغرق در عشق اند و از گذر زمان بی اطلاعند ودر يک لحظه آنی متوجه لقای معشوق اند  ، و سوختن و گداختن وذوب شدن در معشوق از آرزوها ی عشاق است ،  حيات برای عشاق واقعی بدون وصال جانان دارای ارزش نمی باشد.

 

درميخانه را بسته اند

درميخانه را بسته اند دگر     افتتح يا مفتح الابواب

شرح بیت

اکنون بردرميخانه قفل نهاده اند ،  ای گشاينده درها بازگشای ، بارديگر باورها و ارزشهای متعالی رو به سستی و کاهلی گرائيده است ،  آهنگ مزين ماديات با زيبائی ها و جاذبه های ظاهری به قلوب عارف رسوخ نموده و عارف سالک همچنان سرگرم مقابله با شهوات و هوسهای شيطانی است ،  ودردرون آن غوغای بزرگی برپاست و هواجس نفسانی با عوامل حقيقت طلبی درحال کشمکش ومبارزه اند ،  اگر گشاينده دری و يا فرياد رسی نداشته باشد  ، عاقبت آن به زشتی ها و پليديهای شيطانی خواهد انجاميد ،  بايد به خود بيائيد و نيروهای با لقوه درونی را به بالفعل مبدل نمائيد ،  و بايک حرکت منطقی و با گشودن درهای عشق و آزادی برروی خود ،  خويشتن را از رزايل درونی پاک سازيد  ، تا به سوی خق پرستی صعود نمائيد .  و يقين های واقعی را دردل آکنده از عشق و معرفت خود بوجود آوريد ،  و با استمداد از آفريننده هستی به سوی ميخانه هجوم آورده ودرهای قفل شده را يکی پس از ديگری بگشائيد ،  تا به گم شده واقعی خود نايل گرديد.

 

تخت زمرد

تخت زمرد زدست گل بچمن       راح چون لعل آتشين درياب

شرح بیت

گل زيبا به همراه چمن سرسبزبساط خودرا در پهن زمين گسترده است .  که تراوت و تجليات آن برهمگان نشاط و شادمانی خاصی می بخشد .  و اگر بر اريکه عشق و معرفت تکيه کنی ،  به مراحل عالی صعود خواهی کرد ،  که ديگران و افراد عامی از درک آن غافلند ،  خضراء و حمراء گل و چمن نشانه ای از درسهای حيرت انگيز جهان هستی است .  که به ارواح فعال و پويا اميد می بخشد ،  و انسانهای خواهان حقيقت را به جانب عشق و مستی سوق می دهد .  و با استماع آهنگ زيبای آفرينش کليه غمهای بيکران زندگی رو به فراموشی سپرده می شود  . و جای آن را بزم شراب مست کننده صبحگاهی  می گيرد ف  و زندگی را برای جوينده حق شيرين و جذاب می سازد .  و ياس و نااميدی را به اميدواری و سعادت مبدل نمايد ،  در غير اين صورت افسردگی و انجماد وجود آدمی را فرامی گيرد .  چه بسا باعث انزوا و گوشه نشينی غير معقول می گردد ، که چنين اقدامی با آهنگ دلنواز هستی و قافله زيبای بشری منافات دارد.

 

ميوزد از چمن

ميوزد از چمن نسيم بهشت       هان بنوشيد دم بدم می ناب

شرح بیت

نسيم عطر آگين الهی از چمن درحال وزيدن است ،  و برشماست که از بوی آن مست گرديده ،  و اندکی از خود بيخود شده  ، و درعالم زيبای ملکوت غرق شوئيد و لحظه به لحظه می خالص و گورا نوش کنيد ،  تا دمدم بدم درحال سکر و مستی باشيد ،  و از نعمت بيکران وزيبای آفرينش لذت ببريد ،  مومن واقعی مداوم درمستی بسر می برد او مست زيبائی های خداوندی است  ، و زيبائی و لذت را دوست دارد .  و هميشه در مورد فلسفه هستی و چگونگی آن به تفکر عميق فرومی رود ،  و حيات عالم را بی هدف تلقی نمی کند .  و خلقت اين همه زيبائی و موجودات پيچيده جهان هستی برای او دارای هدف است او در لابلای چرخهای عظيم و گسترده طبيعت بيهوده رها نگرديده است ،  بلکه بايد مدت زمانی در اين طبيعت مادی بسر ببرد تا آزمايشهای لازم بر روی او صورت گيرد و بعد از رسيدن به مرحله کمال از اين خاکدان طبيعی به جانب مقصد واقعی خود برود ودربهشت ابدی به زندگی خود ادامه دهد.

 

می چکدژاله

می چکدژاله بررخ لاله     المدام المدام يا احباب     

شرح بیت 

برروی لاله های رنگين و سرخ فام چمن قطرات زيبای شبنم می نشيند ، بامشاهده آن ،  دل ما برای وصال به حقايق عالم هستی می تپد ودرسهای عشق و محبت دروجود ما شعله ور می گردد .  و درنسيم روحپرور بامدادی حکمتهای سازنده ای نهفته است که آدمی را به سوی گم شده خود باز می گرداند .  و مداوم و پی در پی برای دوستان و ياران مژده می دهد، که بيائيد در بزم لاله های گلگون شرکت نمائيد ،  و با همراهی و همدمی آنها شراب گوارای حقيقت را بنوشيد تا به رموز حيات دست يابيد .  و اسرارنهفته دردرون را بخوبی درک نمائيد ،  برای فهميدن مفاهيم و هدفهای اصلی زندگی نياز براين است که خودرا با آفريننده حيات تطبيق بدهيم ،  و زمينه های لازم پذيرش اسرارهستی را درخود بوجود آوريم ،  و اگر گنجايش آن را داشته باشيم آنچه که ميخواهيم به ما ارزانی می بخشد .  آری عشق يکی از گوهر گرانبهای آفرينش است با عشق ورزيدن است که دل آدمی زنده می شود وروح آدمی به تجليات و تراوت واقعی خود نايل می گرددو از آرامش مطلوبی برخوردارمی شود .  اگر فضای خاصی برای خويشتن ايجاد نمائيم فلسفه حقيقی زندگی برای ما بخوبی روشن می شود ومسير واقعی خوشبختی را بخوبی طی خواهيم نمود و به سعادت والائی دست خواهيم يافت که از آرزوهای ديرينه  انسانی است.

 

ميدمد صبح

ميدمد صبح و کله بست سحاب       الصبوح الصبوح يا  اصحاب

شرح بیت 

سپيده سحری از افق دور دست آسمان به سوی زمين می دمد ، وهوای لطيف و لذتبخش همه وجود مارا فرامی گيرد .  و پرده های ابر تاريکی يکی پس از ديگری درحال رفتن است و می روند ،  ای دوستان ودمسازان و همراهان دلنواز لطفا شراب صبحگاهی را بياوريد  ، تادمی بنوشيم ومست گرديم ، و خويشتن را از عالم مادی به عالم ديگر سوق دهيم .  شراب نوشيدن در بامداد فرحبخش درروی چمنهای زيبا و آکنده از گلهای سرخ و سفيد دوست داشتنی و بسيار جالب و لذت آفرين است .  دراين بيت منظور از شراب نماز صبح می باشد ،  که عارف واقعی بعد از بيداری از خواب به طرف طبيعت جذاب می رود .  و درخلوتکده خود با خالق هستی به راز و نياز می پردازد .  و غليان شهوات دنيوی را در خود می کشد ،  و آنچنان غرق در وجد ونشاط الهی می گردد  ، که گوئی همه چيز را به فراموشی سپرده است ،  و فقط بخاطر يک چيز زنده است ،  و مست نور و تجليات الهی می گردد ،  و به دنبال دمساز و همراه خود می شتابد، و آنچه که با روح شاداب و لطيف او موزون است موسيقی دل انگيز و نغمه دوست داشتنی کلام خداوندی است ،  با شنيدن و قرائت کلام زيبای الهی دل او آرام می گيرد .  و تمام غمهای بيکران حيات دنيوی از وجودش زدوده می شود .  او عاشق واقعی است کسی که صددرصد به آفريننده عشق بورزد ،  هرگز از زندگی خسته و ملول نمی گردد  ، و کليه تنگناها ی ناشی از حرکت پديده های بيشمار هستی را باآغوش باز می پذيرد .  و درمقابله با سختی ها از خود ضعف و سستی نشان نمی دهد .  و با اتکا به قدرت لايزال الهی به آرامش واقعی نايل می گردد.

 

ای شهنشاه

ای شهنشاه بلند اختر خدارا همتی        تا ببوسم همچو اختر خاک ايوان شما

شرح بیت

ای بزرگ بزرگان ،  ای خوشبخت خوش اقبالان ،  ای نور جهان هستی ،  ای سرچشمه لايزال آفرينش ،  از روشنائی و جمال خداونديت بما جرعه ای ببخش  ، تا ما هم از اسرارهستی آگاهی يابيم ،  و با بوسه های آتشين به خاک ايوان شما بيافتيم ،  و خواسته های خودرا بطلبيم ،  برای وصال به مراد و مقصود خود بايد از دنيا و تمايلات کاذب آن بگذريم .  و به آنچه که با مسير تکامل و کرامت انسانی سازگاری ندارد پشت پا بزنيم ،  و از تمنيات ظاهری وزودگذر ،  دست برداريم .  و بسوی الهی شدن حرکت کنيم .  و بايد به دامن انبيا و پيشوايان حقيقی عشق پناهنده شويم ،  زيرا آنچه که آنها ديده اندو فهميده اند ما آز آن غافل ايم ،  و به تنهائی نمی توانيم در دريای بيکران عشق گامی برداريم .

 

گرچه  دوريم

گرچه  دوريم از بساط قرب همت دور نيست     بنده شاه شمائيم و ثناخوان شما

شرح بیت 

اگرچه ظاهرا از نزديکی به شما محروميم ولی همت واراده ما از شما دور نيست ،  يکی از بندگان مخلص شمائيم .  و شب و روز را در مدح و ستايش شما سپری می سازيم .  انسان در زندگی خود به يک همدم قوی و صادق نياز دارد .  اگر تنها زندگی کند و تکيه گاهی نداشته باشد افسرده و منجمد می گردد . و از ادامه حيات رنجور و خسته می شود .  بنابراين اعتقاد به معبود هستی زمينه های آرامش و نشاط را در وجود آدمی شعله ور می سازد .  و فردی که از سکون و آرامش روحی خاصی برخوردارباشد می تواند کارهای مفيدی برای خود و اجتماع انجام دهد .  ولی اگر ايمان و اعتقاد قوی در فرد وجود نداشته باشد ضربات شديدی برفرد مربوطه و اطرافيانش وارد می گردد . پس  بايد شاهی داشته باشيم که بنده خاص او باشيم اگر از داشتن والی و سرپرست دلسوز محروم باشيم نمی توانيم اصلاحاتی در خويش و نزديکان بوجود آوريم .

 

ای صبا با

ای صبا با ساکنان شهر يزد از ما بگو     کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

شرح بیت

بعد از تمرين و ممارست و رياضت کشيدنهای طولانی و عبور از گردابهای سخت و دشوار حيات طبيعی به گوشه های از حقايق دست يافته ايم  . و آنچه که فهميده ايم رازهای فاش نشده ای است که بيان آن موجب حيرت و شگفتی است .  بنابراين برباد صباست که اندوخته های مارا به ساکنان شهر يزد منتقل نمايد و آنهارا از واقعيتهای ناب و خالص آگاه سازد .  و آنان که از حق بدورند آنها را به راه و روش درست و يقين واقعی آشنا نمايد . و برماست که از گوشه های عزلت و تنهائی بيرون آئيم ودرميان مردم رفته ومردم را بسوی باريتعالی دعوت نمائيم . تا همگی به ريسمان خداوندی چنگ زنيم و پيام سحر آميز حق را درجهان هستی منتشر نمائيم  . تا ديگران هم مسير واقعی زندگی را بيابند و با هدفهای عالی که خواست خالق هستی است به حيات خود ادامه دهند.

 

ميکند حافظ دعائی

ميکند حافظ دعائی بشنو آمينی بگو      روزی ما باد لعل شکر افشان شما

شرح بیت

به مناجاتهای سوزناک سحری حافظ توجهی بينداز و آمينی بگو و لب لعل گوهربار شما روزی ماست ، در جهان هستی قانونی وجود دارد و همه موجودات عالم از آن مقررات پيروی می کنند .  و نيروئی در درون آنهاست که خواه و ناخواه آنهارا به سوی شکوفائی و رشد سوق می دهد .  و بعد از گذراندن مراحل سخت حيات مادی تدريجا به جانب حيات واقعی کشيده می شوند .  و با اندک تفکر عميق و بازگشت به خويشتن راه و روش زندگی را بخوبی می فهمند وروزی خودرا درماوراء طبيعت جستجو می کنند . و به لذايذ آنی و زود گذر بی اعتنا می گردند و آنهارا پلی برای نيل به اهداف دراز مدت تصور می نمايند .  و شبانه روزی در حين کار و فعاليت مستمر مشغول راز ونياز با آفريننده هستی اند .  ودر بين پديده های الهی انسان از امتياز خاصی برخورداراست  ، زيراکه گل سرسبد آفرينش است و در خلقت اين موجود پيچيده رازهائی وجود دارد که به جز خداوند متعال کسی قادر به درک عميق و کشف آن نيست .  انسان تکاپو گر در پی يافتن حقايق جهان است و با مغز کنجکاو خود می تواند به کشف بعضی از اسرارهستی بپردازد.

 

دوردار

دوردار از خاک و خون دامن چو برما بگذری        کان در اين ره کشته بسيارند قربان شما

شرح بیت

در آن هنگام که انسان گام برخاکدان طبيعت نهاد درگيری و کشمکش بين انسانها شروع شد .  زمانی که  هابليان رودررو ی قابليان قرارگرفتند  ، هابيل مظهر عشق و آزادی و عدالت بود قابيل مظهر خصومت و لجاجت و کينه توزی، يکی از اسرارخلقت در اين است که بايد مداوم بين حق و باطل جنگ و جدال حاکم باشد .  وهدف از جنگيدن و مبارزه چيست آدمی بر اساس قانون آفرينش در انتخاب راه خود آزاد است و می تواند جبهه حق را برگزيند و يا می تواند آنچنان غرق در هوی و شهوات نفسانی باشد ،  که قدرت گزينش حق از او سلب گردد . آری راه حق سختی ها و مشکلات فراوانی دارد و بايد از لذايذ دنيوی محروم شويم تا به خواسته های حقيقی نايل گرديم .  داخل شدن در کوی يار منوط بر اين است که از تمنيات و آرزوهای واهی نفسانی بدور باشی ،  و خويش را بخاطر لقای آفريننده عالم هستی مهيا سازی و جدالها و درگيريهای شيطانی را از وجودت بزدائی ،  و به جز رضای  معشوق به چيزی تن در ندهی .  و افتادگی و فروتنی يکی از خصلتهای والای آدمی است مبارزه واقعی هنگامی ميسر است که دارای هدف اساسی باشد ،  ومنظور از آن رفع ظلم و ستم از پيکره عالم انسانی است تا ديگران بتوانند درفضای آزاد و الهی به رشد و تکامل نهائی واصل گردند.  کشته شدن در اين راه مايه مباهات و افتخار است که نصيب هر خارو خسی نمی گردد.

 

کی دهد

کی دهد دست اينغرض يارب که همدستان شوند    خاطر مجموع ما زلف پريشان شما

شرح بیت

پروردگارا آنچنان قدرت و سلطه ای به ما عنايت فرما  ، تا در سيطره آن بتوانيم رفيق و همدست خوب نيکورويان باشيم ،  و آنچه که در ضمير ما گردآورده شده است ،  آن را از مراتب جزئی و محسوسات به عالم کليات و معقولات سوق دهيم ،  و ريشه های کفر و ظلمت را با احراز آگاهی و تعقل به جانب نور و روشنائی هدايت کنيم ،  و با ساختن خويشتن و ايجاد نيروی قوی ايمان و عشق عوامل بروز شک و ترديد و شبهه را از درون خود نابود سازيم ، و دل خودرا از آلودگی مادی رها کرده و زمينه های عشق و فضيلت را در وجود خويش زنده سازيم  .  و با درک کامل از عالم خلقت در مسير حق و نورانيت الهی سير کنيم  ، و نيروهای بالقوه را به بالفعل مبدل سازيم و فلسفه چگونه زيستن را بياموزيم

 

دل خرابی می کند

دل خرابی می کند دلدار را آگه کنيد      زينهار ايدوستان جان من و جان شما

شرح بیت

بی تابی دل به حد اعلا رسيده دلبر را خبر نمائيد ای دوستان بی قراری دل به روح من و روان شما نيز اثر گذارده است  ، منظور از بی قراری و بی تابی دل چيست دل از اعضای مهم جسم انسان است و دروجودش نيرو ئی نهفته است ، که با حرکت جنبش خود آدمی را به سوی حقايق هستی سوق می دهد ،  و اگر شفاف و زلال باشد حيات انسانها رو به پاکی صداقت می رود و روانها در مسير سلامتی و تندرستی به سوی تکامل واقعی می روند و مراحل لازم را طی می کنند و شادابی و تجليات خاصی به انسان می بخشد ،  و توهمات و انديشه های باطل از ذهنها زايل می گردد ، و تمنيات و خواهشهای معقولانه جايگزين آنها می شود ،  آری دل می سوزد ، سوزشهای دل در آتش عشق دلبر و محبوب بی همتا به اوج خود رسيده ،  و درميان کوهها و دشتها و دمن های سرسبز و صدای آبشاران و آهنگ دل انگيز بلبلان و لرزش رعشه آور برگهای درختان و شکفته شدن غنچه ها ی پژمرده ، و حرکت ريز جمادات و تکاپوی موجودات و تحويل جديد پديده های عالم  به جستجوی معشوق می پردازد ،  و تشنه وصال است ودرحسرت وصال يار لحظه شماری می کند و جانهای مشتاق را به همراه خويشتن به آسمانهای نيلگون می برد و در لابلای فضای بيکران جهان آفرينش جهت نيل به جانان تلاش می کند و ازخود ناله ها و سوزهای جانگدازی سر می دهد.

 

عمرتان باد

عمرتان باد و مراد ای ساقيان بزم جم        گرچه جام ما نشد پر می بدوران شما

شرح بیت

به اميد حق که بتوانيم به مراد و مقصود خود نايل گرديم ،  و هميشه جاويد و آزاد به حيات خود ادامه دهيم ،  ای آرايش دهندگان مجلس انس و معرفت و بزم آرايان محفل روحانيت و عشق ،  عمرتان درازباد ا ،  گرچه در دوران و ايام فعاليت و توانائی تان جام ما از می پر نگشت ،  دل شيفته حقيقت ما نتوانست از منبع نورانی و پرفيض شما کسب فيض و معرفت نمايد .  گرچه ما تا بحال موفق نشده ايم از مشعل فروزان علم و دانش شما بهره های لازم و کافی را اخذ نمائيم .  ولی با ذهن کنجکاو و دل عاشق خود مداوم در حال تکاپو و جنبش هستيم .  با عزم و اراده آهنين قصد نموده ايم  ، تا به حقايق هستی پی برده  ، و با کشف اسرار آفرينش مجهولات خودرا از بين برده و درحد توان به معلومات خود اضافه کنيم .  بنابراين اگر بطور دقيق تفکر و انديشه خودرا به کار اندازيم ،  به نتايج ثمربخشی دست خواهيم يافت.  که چه بسا با توجه به محدوديت عمر طبيعی ممکن است نتوانيم کليه مجهولات مربوطه را از بين ببريم .  و لی با تزکيه و تصفيه درونی می توانيم خويشتن را از قفس تن رهائی دهيم  ، و به عالم مافوق هستی نايل گرديم  ، يعنی ديدگاه و بينش خودرا بالاببريم و از زوايه و مدارخاصی به مفهوم زندگی بنگريم.

با صبا

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته ای      بو که بوئی بشنويم از خاک بستان شما

شرح بیت

از رخ زيبا و دوست داشتنی ات همراه باد صبا گل معطری برای ما ارسال کن ،  تا از بوی خوش آن استشمام نماييم  . مراد اين است که پيشوای اصلی  جهان آفرينش با ظهور خود انسانهارا از سرگردانی و حيرانی نجات دهد ،  و به اذن خداوندی تفسير واقعی قرآن کريم را به عموم مردم بيان کند .  و بدعتهای بوجود آمده در احکام الهی را از بين ببرد .  و قيد وبندها و رنجيرهای ايجاد شده توسط قدرتمندان و مستکبرين را به کلی از بين ببرد .  بشريت در اثر عملکرد نادرست و خودخواهانه زورمندان روزگار از مسير واقعی حيات منحرف گشته و شب و روز را در فلاکت و بدبختی سپری می سازد .  و چه بسا ممکن است عده ای در رفاه و نعمت باشند و در زندگی طبيعی خود خوش باشند .  ولی به سرانجام هستی نمی انديشند و آنچنان در شهوات و هوسهای نفسانی غرق اند که اعتنائی به اطرافيان خود ندارند .  و بخاطر مال و ثروت و مقام به جنايت وحشتناکی متوسل می گردند .  وارزشهای انسانی را از ياد می برند .  برای اينکه عدالت اجتماعی و توازن قدرت بين مردم برقرارگرددنياز به يک رهبر قاطع و دلسوزاست . که بتواند با اعمال قدرت خلايق را به حقيقت و پذيرش آن وادارسازد  ، در اين برهه حساس تاريخ وجود و ظهور امام زمان (عج) می تواند ساکنان جهان هستی را از ظلم و جور نجات دهد و انسانهارا به سوی عشق و آزادی سوق دهد.

با صبا همراه بفرست

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته ای      بو که بوئی بشنويم از خاک بستان شما

شرح بیت

از رخ زيبا و دوست داشتنی ات همراه باد صبا گل معطری برای ما ارسال کن ،  تا از بوی خوش آن استشمام نماييم  . مراد اين است که پيشوای اصلی  جهان آفرينش با ظهور خود انسانهارا از سرگردانی و حيرانی نجات دهد ،  و به اذن خداوندی تفسير واقعی قرآن کريم را به عموم مردم بيان کند .  و بدعتهای بوجود آمده در احکام الهی را از بين ببرد .  و قيد وبندها و رنجيرهای ايجاد شده توسط قدرتمندان و مستکبرين را به کلی از بين ببرد .  بشريت در اثر عملکرد نادرست و خودخواهانه زورمندان روزگار از مسير واقعی حيات منحرف گشته و شب و روز را در فلاکت و بدبختی سپری می سازد .  و چه بسا ممکن است عده ای در رفاه و نعمت باشند و در زندگی طبيعی خود خوش باشند .  ولی به سرانجام هستی نمی انديشند و آنچنان در شهوات و هوسهای نفسانی غرق اند که اعتنائی به اطرافيان خود ندارند .  و بخاطر مال و ثروت و مقام به جنايت وحشتناکی متوسل می گردند .  وارزشهای انسانی را از ياد می برند .  برای اينکه عدالت اجتماعی و توازن قدرت بين مردم برقرارگرددنياز به يک رهبر قاطع و دلسوزاست . که بتواند با اعمال قدرت خلايق را به حقيقت و پذيرش آن وادارسازد  ، در اين برهه حساس تاريخ وجود و ظهور امام زمان (عج) می تواند ساکنان جهان هستی را از ظلم و جور نجات دهد و انسانهارا به سوی عشق و آزادی سوق دهد.

بخت خواب آلود ما

بخت خواب آلود ما بيدار خواهد شد مگر       زانکه زد برديده آبی روی رخشان شما

شرح بیت

اقبال و بخت زمانی بسوی ما روی خواهد آورد ، که با ديده خود نظاره گر چهره تابان و درخشان شما باشيم  . در نمايشگاه وجود هستی ما تماشاگر نمايشی هستيم که پيام موفقيت و رشدوآگاهی را به ما ارزانی بخشد،  و زمينه های گسترش روح تعالی انسانی را برای انسانهای فعال و کنجکاو درامورات و اسرار خلقت را به نحو احسن فراهم سازد. و شيفتگان علم و آگاهی را از حيرت و سرگردانی به سوی نور و معرفت هستی سوق دهد .  چنين نمايشی انسانهای خفته را بيدار می سازد و به جاهلان و مستغرقين در ماديان و مقام و شهوت هشدارمی دهد.  و معنی و مفهوم زندگی را برای آنها روشن می سازد.  و هدفهای والای جهان آفرينش را به آنان گوش زد می نمايد.  آری هدف از حيات تنها خوردن و خوابيدن و ارضا شهوات نفسانی نيست ، بلکه در گهواره حيات چيزديگری وجوددارد آنچه که ما در اطراف خود مشاهده می کنيم بيهوده و پوچ خلق نشده اند، کليه اشياء برای بيان هدفی آفريده شده اند.

 

کس به دور

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافيت      به که نفروشند مستوری به مستان شما

شرح بیت

عافيت و تندرستی عاشقان راستين يکی از آرزوهای مورد نظر دوستداران عشق و فضيلت است  . نگرش عميق و معنی دار گوشه های چشم حق طلب به معشوق عاشق را به حرکت و تکاپو وادارمی سازد.  مناديان عشق در پرتو انوار خيره کننده و شفا دهنده قلوب  . به قلل سعادت و خوشبختی يکی پس از ديگری صعود می کنند و به مراحل عالی حيات می رسند .  عفاف و پاکدامنی ظاهری برای مستان و ازخود بيخودشدگان عشق ،  معنی و مفهومی ندارد .  آنان که با باطن سرشار از عشق و معنويت برين در پی احراز زندگی معقول و خداگونه شدن  ، هستند .  نيازی به فريبها و نيرنهای ظاهری ندارند.

عزم ديدار تو

عزم ديدار تو دارد جان برلب آمده       بازگردديا برآيد چيست فرمان شما

شرح بیت

جان آدمی درکالبد تن محبوس شده است و در پی آنست که از زندان مخوف تن رهائی يابد .  او قصد ديدار محبوب را دارد و عزم واراده نموده است تا از زندان تاريک حيات طبيعی نجات يافته و خودرا به کمال اعلا برساند .  و منتظر دستور معشوق است ،  اگر معشوق اجازه ورود به بارگاهش را صاد ر فرمايد ،  بلافاصله از قفس مادی خارج شده و به سوی او بشتابد ، انسان هدفدار هميشه خودرا دربارگاه معبود می بيند ؛  و اعمال و رفتار و کردار خودرا با خواسته های او هم آهنگ می سازد و به پديده های عالم هستی از زاويه خاصی می نگرد  . و بينش او با ديگران متفاوت است .  آنان که خودرا غرق در ماديات نموده اند و فقط در فکر منافع  شخصی خودند هرگز وجود انسانهای و الا و با هدف را تصور نمی کنند .  و برعکس انسانهای تکامل يافته به دنيای مادی بی اعتنا هستند ،  و از مظاهر ماديات بيگانه اند و درحيات منطقی و معقول خود گرفتار افراط و تفريط نمی شوند ،  و فقط به هدفهای عالی ومقدس فکر می کنند ،  و دربين مردم احساس غربت می نمايند ،  و تفکرات وايده های خاص خودرا دارند که برای جويندگان حيات طبيعی و پيروان شهوات نفسانی چندان خوش آيند نيست.