سعادت بود سعی درکارخلق
دراصلاح کار مردم کوشیدن ازکمال خوشبختی است
سعادت بود سعی درکارخلق کشیدن به تن باری از بارخلق
زخدمتگزاری نکردن ابا زدن گام اندر طریق صفا
![]()
![]()
![]()
دراصلاح کار مردم کوشیدن ازکمال خوشبختی است
سعادت بود سعی درکارخلق کشیدن به تن باری از بارخلق
زخدمتگزاری نکردن ابا زدن گام اندر طریق صفا
![]()
![]()
![]()
از برترین کارهای جوانمرد آن است که خودرا از آنچه می داند به بی خردی زند
کریم ارزعیبی بود باخبر چو اورا بود پاک اصل و گوهر
زفرط شرافت تغافل کند بود عارف اما تجاهل کند
![]()
![]()
![]()
درهرحالی زود خشمگین شدن از اخلاق جاهلان است
شتابنده بود به راه غضب خود افکندن از خشم اندرتعب
نباشد به جز شیوه ی جاهلان صبوری, بود عادت عاقلان
![]()
![]()
![]()
بالاترین کارها آن است که بیشتر بهشت را به انسان واجب گرداندواورا ز دوزخ رهاننده تر باشد
چو کاری رساند ترا بربهشت شود برتو فرخنده زآن سرنوشت
رهاند ترا زآتش دوزخ آن بود بهترین کارها بی گمان
![]()
![]()
![]()
وفای به عهد از بهترین خویهااست
بعهد و به پیمان وفا بایدت بکردار صدق و صفا بایدت
بود بهترین شیوه این خلق و خوی به پیمان شکستن مبرآبروی
![]()
![]()
![]()
قناعت پیشه کردن از عزت نفس است
قناعت گرامی کند بنده را برافرازد آن خوار شرمنده را
توانگرشود گر به فقر اندراست چو اورا بهین خصلتی رهبراست
![]()
![]()
![]()
پرهیز از حرام از بالاترین پارسائی ها است به یتیمان نیکی کردن از برترین نیکی هاست
چو کس را بود اجتناب ازحرام براو زهد و پرهیز باشد تمام
از آن نیست خیری پسندیده تر که باشد ترا بریتیمان نظر
![]()
![]()
![]()
به فرومایگان پیوستن از نشانه های تیره روزی است
چو با ناکسان یارو همدم شوی سرانجام آشفته از غم شوی
دلالت کند برنگون بختیت چه حاصل زاصرارو سرسختیت
![]()
![]()
![]()
ازسستی و تنبلی کسالت زاید
بپرهیز از سستی و کاهلی که سستی پدید آید از غافلی
نزاید زسستی به جزدرد و رنج زکوشش توانی رسیدن به گنج
![]()
![]()
![]()
خودرا به زیوربردباری آراستن ازنهایت خردمندی است
چو خواهی بهین زیورای باخرد تورا جامه ی بردباری سزد
بودحلم ازغایت عقل و رای شکیبانخواهد فتادن زپای
![]()
![]()
![]()
زود پاداش دادن ازکمال بزرگواری است
بپاداش نیکی نمودن شتاب فزودن به میزان اجرو ثواب
کمال عطاو سخاوت بود زرادی و فرط و کرامت بود
![]()
![]()
![]()
ازبدترین عیوب انسان آن است که عیبهایش را پوشیده باشد
چو باشد عیوبت زچشمت نهان نباشی بخوبی تو آگه از آن
خود آن باشد البته عیبی عظیم از آن باش پیوسته درخوف و بیم
![]()
![]()
![]()
منتشرساختن نیکی از برترین بزرگواریها است
پراکندن نیکی اندرجهان بتحسین نیکان گشودن زبان
زعقل و کمال مروت بود زپاکی اصل و فتوت بود
![]()
![]()
![]()
کشف اعمال زشت ازبهترین نصایح است
چو با پند و اندرزای هوشیار بدیهای کس را کنی آشکار
از آن نیست پندی پسندیده تر نه چیزی از آن است بگزیده تر
![]()
![]()
![]()
نیکی را زود پاداش دادن از نشانه های بزرگان است
بزرگان به بخشش گراینده اند بپاداش نیکی شتابنده اند
![]()
![]()
![]()
توفیق یافتن به انجام کارهای شایسته از نیک بختی است
چو توفیق یابی به نیکی و خیر کنی درره خدمت خلق سیر
کمال سعادت بود بیگمان برو باش ازکارخودشادمان
![]()
![]()
![]()
شتاب در انتقام از نشانه های پستی است
لئیمان شتابند درانتقام نباشند جز درپی انفصام
نپوینددرراه صلح و صفا نجویند هرگز رضای خدا
![]()
![]()
![]()
ازپستی است که انسان مالش را نگه دارد و آبرویش را بریزد
چو بهرنگهداری جاه و مال کس افتد بخواری ووزرووبال
کند عرض خودرا دراین ره فدا لئیم است آن مردک بینوا
![]()
![]()
![]()
از بالاترین پارسائی ها آن است که کاری را بطور آشکار ا از انجامش شرم داری درخلوت آغاز نکنی
زکاری چو باشد ترا ننگ و عار که خواهی بجای آریش آشکار
بخلوت چو آن را نیاری بجای تو درغایت زهدی ای پارسای
![]()
![]()
![]()
به فریاد ستم دیده و مظلوم رسیدن از برترین نیکی هاست
رسیدن به فریاد مظلوم زار حمایت زبیچاره ی بی قرار
بود به زهر نیکی و هرثواب رهاننده تر باشد از هرعذاب
![]()
![]()
![]()
تکبرانسان نسبت به بستگان و همجنسان خودش از بدترین تکبرهااست
تکبربخویشان سزاوارنیست بترزین دگرهیچ کردارنیست
نه برهمگنان می سزد کبرو ناز تواضع کند مردرا سرفراز
![]()
![]()
![]()
ازبزگواری است که انسان مالش را درراه حفظ آبرویش بذل کند
چو بهرنگهداری عرض خویش کسی را بود کوشش و سعی بیش
کند مال خودرا دراین ره نثار تواورا زخیل بزرگان شمار
![]()
![]()
![]()
بفریادبیچاره و مظلوم رسیدن گناهان بزرگ را جبران می کند
چو بیچاره ای راکنی یاوری به امداد مظلوم روی آوری
گناه تو جبران کند این ثواب شود برتو آسان به محشر عذاب
![]()
![]()
![]()
فاش ساختن رازازبدترین خیانتهااست
مکن هیچگه راازکس را توفاش بیادرامانت توخائن مباش
که از آن نباشد خیانت بتر بپاگردداز آن بسی شورو شر
![]()
![]()
![]()
نگهداری زبان ازکمال ایمان است
زبان بستن ازهربد و ناسزا نیارزدن ازطعن خلق خدا
نشان باشد ارزهد و صدق و یقین زایمان کامل زتحکیم دین
![]()
![]()
![]()
مایه ی رستگاری ملازم بودن با ایمان و یقین راست داشتن است
ترا رستگاری زایمان بود نجات تو درصدق ایقان بود
نباشد چو ایمان کس استوار بدنیاو عقبی نیابد قرار
![]()
![]()
![]()
کسی که شهوت براو غالب است ازبنده و برده خوارتراست
چو درچنگ شهوت شود کس اسیر درافتد زاوج نزاهت بریز
بود بدتراز بنده ی زرخرید شود جمله ی عیب و نفعش پدید
![]()
![]()
![]()