بود ترک شهوت بهین بندگی
ترک شهوت بالاترین عبادت و نیکوترین خوی است
بود ترک شهوت بهین بندگی نباشد از آن به بار زندگی
وز آن نیست خوئی پسنده تر کند آز وشهوت تورا کور و کر
![]()
![]()
![]()
ترک شهوت بالاترین عبادت و نیکوترین خوی است
بود ترک شهوت بهین بندگی نباشد از آن به بار زندگی
وز آن نیست خوئی پسنده تر کند آز وشهوت تورا کور و کر
![]()
![]()
![]()
ترک گناه سخت است و سخت تر از آن گذشتن از بهشت است
بسختی نباشد چو ترک گناه از آن برخدا برد باید پناه
بود ترک جنت از آن سخت تر گنهکارسرسخت بدبخت تر
![]()
![]()
![]()
زشتی ها و عیبها با خود پسندی آشکارمی شود
چو کس را بود خود پسندی شعار شود عیبهایش همه آشکار
بدیهای او نیزگرددعیان بذمش گشایند مردم زبان
![]()
![]()
![]()
خوشبختی با فرمانبرداری خدابدست می آید
چو خواهی که گرددبلند اخترت زند پیک اقبال و شادی درت
برو تاتوانی بطاعت گرای که جنت بطاعت ببخشد خدای
![]()
![]()
![]()
اجر با عمل بدست می آید نه با سستی و تنبلی
ثواب از عمل حاصل آید ترا هم آن قدروقدرت فزاید ترا
زسستی چه زاید به جز درد و رنج که یابد نکوشیده درکار, گنج ؟
![]()
![]()
![]()
آرزومندی بدعادتی است , دوران عمرآدمی را بسرمی آورد و عمل را تباه می کند
مکن خویش را پای بند امل نخواهی اگر باز ماند ازعمل
نخواهی اگرعمرت آید بسر نباشد ترا هیچ از آن ثمر
![]()
![]()
![]()
ایمان موجب رستگاری است , دعا دفع بلا می کند
نجات تواز راه ایمان بود نگهبانت البته یزدان بود
چو باشی پی رفع و دفع بلا تراجوشنی لازم است ازدعا
![]()
![]()
![]()
نیکی با پدرو مادربزرگترین فریضه است
زمادرچو فرمان بری ای پسر چو پیوسته نیکی کنی با پدر
اداکرده ای اوجب الواجبات چنین است راه صواب و نجات
![]()
![]()
![]()
گرفتاری انسان از پیروی آزوآرزواست
تورا طاعت دیو منحوس آز دگر آرزوهای دورو دراز
بدام بلاافکندعاقبت منغص کندمرتوراعافیت
![]()
![]()
![]()
توبه گناهان را می پوشاند
کند توبه ات پاک از هرگناه شود زایلت زنگ قلب سیه
تواز رحمت حق مشو ناامید که مایوس کافرشود ای سعید
![]()
![]()
![]()
با گریستن از بیم خدا گناهان برطرف می شود
چو از خوف ایزد تو گریان شوی بدرگاه او زارو نالان شوی
گناه تو بخشد خدای کریم مکن معصیت بیشتر ای اثیم
![]()
![]()
![]()
باترک آنچه برایت بکارنیاید عقل تو بکمال می رسد
به چیزی توراگر نباشد نیاز کنی کوته از آن اگردست آز
شوی بهره ورازکمال خرد خدایت هرآن چیز خواهی دهد
![]()
![]()
![]()
با فروتنی زیاد انسان به کمال شرف رهبری می شود, غروربسیارموجب نابودی است
تواضع شودچون ترابیشتر براه شرافت روی پیشتر
تورا چون تکبرفزونترشود بنابودیت زود منجرشود
![]()
![]()
![]()
شرفتان را بامالتان حفظ کنید
نگهداربامال خود عرض خویش که باشد گرامی شرف همچو کیش
دراین ره نه امساک زیبابود چورفت آبرو , شخص رسوابود
![]()
![]()
![]()
خوشرویی نخستین بخشش و آسانترین دهش و سخاوت است
نخستین عطای تو خوشرویی است که خوشروئیت به زخوش گویی است
تورا باشد آسانتر از هرسخا چنین است کرداراهل صفا
![]()
![]()
![]()
دادگستری به هنگام حکمروایی وازگناه دیگران درگذشتن دردوران قدرت , بهترین سیاست است
جمال سیاست بودعدل و داد دگرعفودرقدرت ای مردراد
زبیدادویران شودمملکت جهان گرددآباداز معدلت
![]()
![]()
![]()
جنگیدن با هواو هوس بهای بهشت است , جهاد با خود بالاترین جهاداست
چوآئی به جنگ هوی و هوس کنی نفس اماره را درقفس
بپاداش خواهی به جنت رسید جهادی ازاین خوبتر کس ندید
![]()
![]()
![]()
رحمت خدا با عفو و گذشت بربنده فرود آید کمال نفس به عقل است
چو گیری ره عفو و اغماض پیش ترارحمت حق رسد هرچه بیش
ترا نفس کامل شود از خرد خردمند کی درره کج رود



مرگهای ناگهانی باصدقه زائل می شود
تصدق کنددفع و رفع بلا نباشی تو هرگز بدان مبتلا
شوی ایمن ازمردن ناگهان چه خواهی تو بهتر زامن و امان ؟



رستگاری در فرمانبرداری خدااست نافرمانی خدا مایه بدبختی است
ترارستگاری به طاعت بود غنای تواندر قناعت بود
تورا تیره بختی بود ازگناه گنه روزگارتو سازد سیاه



دوری از احمق بهتر ازنزدیکی به اوست و خاموشی وی به از سخن گفتنش می باشد
زاحمق گریزان شدن بهتر است بقرب اندرش جمله شورو شراست
سکوتش بود بهتراز نطق او تو باوی مکن هیچگه گفتگو



انسان با حسن نیت به خواسته های خود می رسد
تراچون به دل حسن نیت بود گرت پاک و نیکو سجیت بود
به آمال خودزودخواهی رسید سعادت به سوی تو خواهد دوید



ازفضل و دانش فرستاده به میزان خرد فرستنده پی برده می شود
پیام آوران راسزد عقل و هوش نه هرگفته ای را توان کرد گوش
چو باشد فرستاده نادان و پست به عقل فرستنده آرد شکست



باطاعت خدا بهشت به پرهیزکاران نزدیک می گرددبا نافرمانی آتش دوزخ برای گمراهان برافروخته می شود
کندطاعت حق چو پرهیزکار بهشت آید اورا بقرب و جوار
بدوزخ فروزان شود ازگناه بسی آتش از بهرگم کرده راه



نیکی نسبت به خویشاوندان درشمارصدقه است
چو پیوند خویشی رعایت کنی تو ارحام خودرا کفایت کنی
بهین صدقه را کرده باشی ادا چنین است راه رضای خدا



عزت درقناعت است
چو خواهی ترا عزت و آبروی نباشد هدر همچنان آب جوی
برو جان من با قناعت بساز مشو هیچگه بنده ی حرص و آز



بزرگواری و جلب ستایش مردم به بخشندگی است باطمع گردن مردان به بند خواری کشیده می شود
بزرگی به جود و سخاوت بود ستایش سخا پیشه گان را سزد
زحرص و طمع گردن آزمند در آید به خواری و خفت به بند



مومن با پارسایی به تزکیه نفس نائل میگردد
بود مردمومن اگر پارسا کند حب دنیای فانی رها
به تهذیب اخلاق نایل شود به ایمان و اسلام کامل شود



بزرگترین مرگ آبرو پیش ناکسان ریختن است
تراآگه ازموت اکبرکنم توانم اگر دفع این شرکنم
برناکسان ریختن آبروی بود بدترین مردن ای نیک خوی


